تبلیغات
        حالا بیا تو . . . - مطالب خاطرت اولین روز مذرسه
 
غربت آن نیست که ندانند کجایی و بگیرند سراغت..... غربت آن است که بدانند کجایی و نگیرند سراغت...

خاطرات سارا

نوشته شده توسط :miga
شنبه 2 مهر 1384-11:09 ق.ظ

سلام خوبین همه ؟

من زیادم خوب نیستم حس شعر گرفتم می خوام وبلاگ مثل قبل حال و هوای ادبی بدم نظرتون چیه؟

راستی داشت یادم می رفت سارا جان لطف کرده و برای ما خاطره اول مهر فرستاده خیلی سپاسگزارم .

حالا مطالبش حالی ببرید

روز اول مهر مامانم منو با اینکه یه نی نی تو شکمش داشت بقل کرد و برد مدرسه .
با اینکه خیلی مامانی بودم اما اصلا گریه نکردم.سر کلاس نشسته بودیم و معلم داشت حرف میزد (معلممون خانوم جمشیدی بود دبستان ناصر ترکان کرج ؛یادش بخیر چه خانوم نازنینی بود؛) که یه هو یکی از بچه ها زد زیر گریه. طفلی دلش واسه مامانش تنگ شده بود. اما اون موقع من نفهمیدم چرا گریه میکنه آخه تازه زنگ اول بود و تازه از مامانا جدا شده بودیم. خلاصه معلممون کلی باهاش حرف زد و ساکتش کرد. از همون روز اول یه دوست جون جونی پیدا کردم اسمش مبینا افشانی بود (دلم براش یه ذره شده) همه جا با هم میرفتیم.یادمه من اون موقع عاشق حلوا شکری بودم اونم همیشه ساندویچ حلوا شکری میاورد با هم می خوردیم (به به دهنم آب افتاد).یادمه من همش کتاب ریاضیمونو جلو جلو حل میکردم (چه کنیم فوران هوشه دیگه) و معلمم همیشه به خاطر اینکارم حرص می خورد.یه بار اومد بالا سرم دید تمام کتابو حل کردم آروم زد پس گردنم منو داری بهم برخورد اساسی اما گریه نکردم (غرور و حال میکنی) رفتم خونه به مامانم گفتم.فرداش جلسه اولیا مربیان داشتیم مامانم رفت به معلممون قضیه رو گفت معلممونم فرداش اومد از من عذر خواهی کرد.(کلی احساس غرور کردم).دیگه همین دیگه.
اییییییییی یادش بخید چه روزایی داشتیم.....چه زود گذشت.

اینم از خاطره سارا جان ممنونم





نظرات() 

شیطنت های بچه گی

نوشته شده توسط :miga
جمعه 1 مهر 1384-09:09 ق.ظ

سلام دوستان خیلی لطف دارین مثل عادت همیشه اول برم سراغ کامنت ها و

یک خاطره

کامنت ها:از اقا محسن واقعا سپاسگزارم همیشه ما را شرمنده لطفشون می کنند.

از اقا پویا به خاطره لطفشون ممنون دشمنتون شرمنده باشه مرسی این میهن بلاگ همیشه مشکل داره .

فریبا جان خیلی دوست دارم مرسی من لینکتو ن می خواستم اجازه بگیرم بزارم شرمنده از خدام هست که بزارم

اقا امین مرسی می خواستم یکم تنوع بدم همین

اقا علیرضا(همشهری محترم) خیلی لطف داری تشکر

اقا محمد مرسی از لطفتون

اما نقطه ارجینال جان گرد مثل توپ خوشم میاد خیلی دوست دارم (دل بقیه هم بسوزه که هیچ کدوم نقطه نیستن)از الان بگم نقطه نه اقاست نه خانم فقط نقطه گرد نازی

از کسانی هم که حرف درگوشی دادن متشکرم

یکی از عزیزترین و بهترین دوستام گفته خدا خفت نکنه مردم از خنده در جواب می گم خنده از خوتون بیده

****************************************************

خاطره می خوام از روزه اول مدرسه اولین روزی که رفتم کلاس اول

از اول بگم مامانم معلم کلاس اول بود ومن شاگرده ایشون

نگیدپارتی بازی که مامانم خیلی سخت گیر بود اصلا مامان صداشون نمی کردم همش خانم معلم

چون بچه ها حساس بودن یکم سخت گیری می کرد

                                                     *****

روز اول مهر من اصلا گریه نمی کردم همه بچه ها گریه می کردم چون مامانم بود دیگه

همه بچه ها گریه می کردن منم خسته شدم زنگ تفریح که شد رفتم توی حیاط یک بچه گربه خوشکل همین جوری نگام می کرد منم دنبالش کردم

گفتم بشه هم بازی امروزم

 اخه کسی نبود باهاش بازی کنم

همین جور دنبالش می کردم همه حیاط دویدم اخر بشه یک میز گیر کرد منم دمشو گرفتم ول نمی کردم گربه هم موهاشو سیخ کرد همه ی موهاش رفت تو دستم سوخت

وای چه حس بدی چندشم شد ولش کردم

حالا همه بچه ها می خندیدن من گریه می کردم شده بودم دلقک انگار

مامان می گفت  یک لحظه قافل شدم دستت چیکار کردی

از اون روز دشمن شدم با گربه هر وقت می دیدمش یک بلایی سرش می اوردم یا اب می ریختم روش یا گیرش می انداختم به در فشارش می دادم اما دستش نمی زدم

تا گربه منو می دید هر جا بود می رفت بالای دیوار منم با چوب دنبالش می کردم

۱ ماهی غیبش زد دیگه ندیدمش دلم برای اذیت کردن بهش تنگ شده بود به قول خشایار مستوفی دستام خشک شده بود

دیدم امد خانواده دار شده بود  بابا شده بودنمی خواست شیرینی بده رو نمی کرد مثل بعضی ها که خسیسن یک سال دانشگاه قبول شدن هنوز شیرینی نداده منم نمی دم شیرینی جبرانش اره فهمیدییییییی

یا دوزاریتو با بیل صاف کنم تا بیفته از این متلک های کاشانی  شما یاد نگیرید بد اموزی داره

گربه تا کلاس ۲ که من در اون مدرسه بودم می مد ملاقات من اذیت می کردم اونم عادت کرده بود بعد از اون من رفتم مدر سه دیگه ندیدمش

یاد اون روزا بخیر

جوونی کجایی که یادت بخیر  هر چند جوونی هم یلی نبودم چه برسه به حالا





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:



دانلود آهنگ





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox