تبلیغات
        حالا بیا تو . . . - مطالب معنوی
 
غربت آن نیست که ندانند کجایی و بگیرند سراغت..... غربت آن است که بدانند کجایی و نگیرند سراغت...

نجوای دل

نوشته شده توسط :بهونه
سه شنبه 18 فروردین 1394-06:59 ق.ظ

بعضی دعاها عجیب به دل میشینه دوسش دارم... خداوندا نه آنقدر پاکم که مرا کمک کنی و نه آنقدر بدم که رهایم کنی! میان این دو گم شده ام، هم خودم و هم تو را آزار می دهم! هر چه تلاش کردم نتوانستم آنی شوم که تو می خواهی و هرگز دوست ندارم آنی شوم که تو رهایم کنی! خدایا دستم به آسمانت نمی رسد اما تو که دستت به زمین می رسد بلندم کن ! ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺗﻮﻟﺪ، ﺩﺭ ﺩﺭﻳﺎﻳﻰ ﺍﺯ «ﺁﺏ» ﺑﻮﺩﯾﻢ . ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺗﻮﻟﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﻰ، ﺩﺭ ﻣﺤﻴﻄﻰ ﭘﺮ ﺍﺯ «ﻫﻮﺍ» ﻫﺴﺘﯿﻢ ﻭ ﺑﺎ ﻣﺮﺩﻥ، ﻣﻴﺎﻥ ﺧﺮﻭﺍﺭﻫﺎ «ﺧﺎﮎ» ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺧﻔﺖ. ﺍﻣﻴﺪﻭﺍﺭﻡ ﺍﻳﻦ ﭼﺮﺧﻪ ﺭﺍ ﺑﺎ «ﺁﺗﺶ» ﺗﮑﻤﻴﻞ ﻧﮑﻨﻴﻢ. ﺧﺪﺍﻳﺎ ﺁﺏ ﻭ ﺑﺎﺩ ﻭ ﺧﺎﮎ ﺭﺍ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻳﻢ . "ﺍﻟلّٰهُمَّ أﺟِﺮْﻧٰﺎ ﻣِﻦَ ﺍﻟﻨّٰﺎﺭِ ﻳٰﺎ مُجیر" "ﺧﺪﺍﯾﺎ ﻣﺎﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﺗﺶ ﺟﻬﻨﻢ ﭘﻨﺎﻩ ﺩﻩ" ﺑﺎﺭﺍﻟﻬﺎ ؛ ﺩﺭﻫﯿﺎﻫﻮﻱ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﻢ ﭼﻪ ﺩﻭﯾﺪﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﻛﻪ ﻓﻘﻂ ﭘﺎﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﻦ ﮔﺮﻓﺖ ﺩﺭﺣﺎﻟﯿﻜﻪ ﮔﻮﯾﯽ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ! ﭼﻪ ﻏﺼﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﻛﻪ ﻓﻘﻂ ﺳﭙﯿﺪﻱ ﻣﻮﯾﻢ ﺣﺎﺻﻞ ﺷﺪ، ﺩﺭﺣﺎﻟﯿﻜﻪ ﻗﺼﻪ ﺍﻱ ﻛﻮﺩﻛﺎﻧﻪ ﺑﯿﺶ ﻧﺒﻮﺩ! ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﻢ ﻛﻪ ﺍﮔﺮﺗﻮ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ می شود ﻭ ﺍﮔﺮ ﻧﻪ، ﻧمی شود. ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻭﺳﺎﺩﮔﯽ! ﻛﺎﺵ ﻧﻪ ﻣﯽ ﺩﻭﯾﺪﻡ ﻭﻧﻪ ﻏﺼﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﺑﺠﺎﯾﺶ ﻓﻘﻂ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺭﺍﺿﯽ ﻧﮕﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺗﻮ می شدم



نظرات() 

خدایا مرا ببخش

نوشته شده توسط :giga
پنجشنبه 9 شهریور 1391-03:43 ب.ظ

سلام بهونه های من

از قدیم گفتن که هر چه از دل برآید بردل نشیند

پس با هم سخنانی رو میخونیم که از خوب دلی تراوش کرده

خدایا مرا ببخش*

از اینکه: غیبت کردم و از دیگران بدی گفتم و خودم را نیک جلوه دادم.

از اینکه: به والدینم احترام نگذاشتم.
از اینکه: برای برتری خودم دیگران را خوار و سبک کردم.
از اینکه: تعهدهایی را که با خدای خویش بستم، شکستم.
از اینکه: همواره از دیگران عیبجویی و نکوهش کردم و عیوب خود را فراموش نمودم.
از اینکه: سخنانی را گفتم و بدان عمل نکردم.
از اینکه: برای مقابله با دشمنان به جای بینش مکتبی و عدالت خواهانه بر اساس خودخواهی قضاوت نمودم.
از اینکه: دیگران را مسخره و تحقیر کردم تا اشتباهات خودم پوشانده شود.
از اینکه: آگاهی ها و علوم را در اختیار دیگران قرار ندادم.
از اینکه: مانند جاسوسان خبرچین در اسرار خصوصی مردم دخالت و تجسس کردم.
از اینکه: قول دادم اما خلاف عمل کردم.
از اینکه: برای پیاده کردن قوانین نماز در جامعه سستی نمودم.
از اینکه: گذشت شب و روز و حرکت هستی سبب رشد و پندگیری من نشد.
از اینکه: شب خوابیدم، بدون اینکه برای رفع مشکلات مسلمین کوششی انجام دهم.
از اینکه: کارهایم را برای ریاست طلبی و شهرت طلبی انجام دادم.
از اینکه: در کارها تنها خود را محور قرار دادم نه خدا را.
از اینکه: سنجیده، حساب شده، با فکر سخن نگفتم.
از اینکه: گمان های بی مورد و نفاق افکن به دیگران بستم.
از اینکه: حاضر نشدم به خاطر آسایش دیگران خود را به سختی اندازم.
از اینکه: حلال و حرام دین خدا را دگرگون جلوه دادم.
از اینکه: چشمانم را از نگاه های فسادانگیز نپوشاندم.
از اینکه: با کسانی پیوند دوستی بستم که هنوز از روابط طاغوت هجرت نکرده اند.
از اینکه: از انجام عمل حق خودداری کردم به خاطر اینکه به ضرر خودم و پرو و مادرم و دوستانم بود.



"از گفتار مولا امیرالمؤمنین (ع)"





نظرات() 

God guide you safely day by day

نوشته شده توسط :بهونه
شنبه 24 آذر 1386-02:12 ق.ظ

ان لحظه که احساس بیاید

 

در باز شود برای عشقی

 

ان لحظه عشق بیاید

 

در باز شود برای مستی

 

ان لحظه که اشک بیاید

 

در باز شود برای غم ها

 

ان لحظه که اه بر اید

 

در باز شود برای انسان

 

در باز شده چشم به ان دوز

 

در باز شده هر چه که خواهی

 

می دهد دریای احساس

 

 تا تو شوی هم رنگ ماهی  

 

.....بهونه.....


سلام به تمام ان ها که بهانه ای دارند برای زندگی

امیدوارم همه خوب باشند پیشاپیش عید قربان تبریک می گم

فکر نکنم بتونم اپ کنم برای عید قربان از الان تبریک می گم

بهونه دل پری داشت برای همین ۲ تا نوشته از خودش گذاشت تا یه وقته دیگه

التماس دعا


بنده تا دلش بشکسته شد


می زند ناله از عمق دلش 


 خدادریایی است می دهد


پاسخ به ان بشکسته دل

....بهونه....

 





نظرات() 

به مناسبت سالروز شهادت امام محمدتقی(ع)

نوشته شده توسط :چشم به راه
دوشنبه 19 آذر 1386-11:12 ق.ظ

    كنیه: ابو جعفر ثانى.
    القاب: تقى، جواد، مرتضى منتجب، مختار، قانع و عالِم.
    منصب: معصوم یازدهم و امام نهم شیعیان.
    تاریخ ولادت: نوزدهم ماه مبارك رمضان سال 195 هجرى.
    


    همچنین هفدهم و پانزدهم ماه رمضان نیز نقل شده است؛ اما مشهور بین شیعیان، دهم رجب سال 195 هجرى مى‏باشد. در دعاى ناحیه مقدسه نیز آمده است: «اللَّهُمَّ اِنّى‏ اَسْئَلُكَ بِالْمَوْلُودَیْنِ فى‏ رَجَبٍ، مُحَمَّدِ بْنِ عَلىٍّ الثَّانى وَابْنِهِ عَلىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ المُنْتَجَبِ»(1).
    محل تولد: مدینه مشرفه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى كنونى).
    نسب پدرى: امام رضا، على بن موسى بن جعفر بن محمدبن على بن حسین بن على بن ابى‏طالب(ع).
    نام مادر: سبیكه، یا سكینه مرسیه و یا درّه كه حضرت رضا(ع) او را خیزران نامید.
    وى از اهالى «نوبه» و از خاندان ماریه قبطیه، مادر ابراهیم، پسر پیامبر اكرم (ص) و از زنان بزرگوار زمان خویش بود.
    مدت امامت: از زمان شهادت امام رضا (ع)، در آخر ماه صفر سال 203 هجرى تا ذى قعده سال 220 هجرى، به مدت شانزده سال و نه ماه.
    تاریخ و سبب شهادت: آخر ذى قعده سال 220 هجرى، در سن 25 سالگى، به وسیله زهرى كه همسرش، ام الفضل، دختر مأمون به تحریك برادرش، جعفر بن مأمون و عمویش، معتصم عباسى، به آن حضرت خورانید.
    محل دفن: مقابر قریش بغداد، در جوار قبر شریف جدش، امام موسى كاظم(ع) كه هم اكنون به كاظمین معروف است.
    همسران: 1. سمانه مغربیه. 2. ام الفضل، دختر مأمون. 3. زنى از خاندان عمّار یاسر.
    فرزندان: 1. ابوالحسن امام على النّقى (ع). 2. ابو احمد موسى مبرقع. 3. ابو احمد حسین. 4. ابو موسى عمران. 5. فاطمه. 6. خدیجه. 7. ام كلثوم. 8. حكیمه.
    همچنین گفته شده كه زینب، ام محمد، میمونه و امامه نیز از فرزندان آن حضرت بوده‏اند.
    

 


    اصحاب
    1. ابو جعفر، احمد بن محمد بن ابى نصر، معروف به بزنطى كوفى.
    2. ابومحمد، فضل بن شاذان بن خلیل ازدى نیشابورى.
    3. ابو تمّام، حبیب بن اوس طایى.
    4. ابوالحسن، على بن مهزیار اهوازى.
    5. ابو احمد، محمد بن ابى عمیر.
    6. محمد بن سنان زاهرى.
    7. على بن عاصم كوفى.
    8. على بن جعفر الصادق (ع).
    9. اسماعیل بن موسى كاظم (ع).
    10. ابراهیم بن محمد همدانى.
    اصحاب و یاران امام جواد(ع) بیش از تعدادى است كه در این جا به آنان اشاره شد. در برخى منابع اسلامى نام بیش از 270 نفر به عنوان اصحاب آن حضرت آورده شده است.
    
    زمامداران معاصر
    1. مأمون (218-196 ق.).
    2. معتصم (227-218 ق.).
    پس از شهادت امام رضا (ع) مأمون با امام محمدتقى (ع) رفتار نیكویى را در پیش گرفت و دخترش، ام الفضل را به عقد آن حضرت درآورد و آن حضرت را بر همه اطرافیان خویش اعم از عباسیان و علویان ترجیح وبرترى داد؛ اما معتصم عباسى با این كه در ظاهر با آن حضرت، با اكرام و اعزاز رفتار مى‏كرد، ولى در واقع دشمنى آن حضرت و آل على (ع) را در سینه داشت و در صدد تحقیر و نابودى آنان بر مى‏آمد.


برای مشاهده رویداد های مهم  ادامه مطلب رو مطالعه بفرمائید التماس دعا

منبع:  http://www.mahdaviiat1.blogfa.com/


اینجا رو بخون ادامه مطلبه


نظرات() 

ای عزیز...

نوشته شده توسط :بهونه
شنبه 17 آذر 1386-11:12 ق.ظ

خدای من انتظار من به درگاه تو انتظار کسی است که از قبول پوزش

خویش احساس بی نیازی نمی کند .پس عذر من را بپذیر ای پروردگار

 مهربان .

 

خدای من حمد همواره تو را سزاست و ستایش همیشه زیبنده توست تا ابدی که بی نهایت است .

 

خدای من اگر مرا به جرمم بگیری تو را به عفت می گیرم

 

اگر دست بر گناهم بگذاری چنگ بر دامن بخششت می زنم

 

اگر معصیتم بنگری چشم به کرامتت می دوزم .

 

ای عزیز...

 

 چگونه از بارگاه تو با کوله بار خالی و دست توهی باز گردم ؟

 

چگونه بار سنگین اندوه و یاس را بر دوش خویش تاب اورم ؟

 

خدایا کور مگردان این شوق و رغبت مرا و نشکن ساقه امید و ارزوی مرا

.........بهونه..........





نظرات() 

نمی دانم....

نوشته شده توسط :بهونه
دوشنبه 16 مهر 1386-10:10 ق.ظ

مسافر دیار غربت گوش کن  صدایی از جنس نور عشق را زمزمه می کند

نوایست اشنا ...همین نزدیکیست می شنوی ....

می شنوی ....

نمی دانم گوش تو مادی شده یا من پیله ام  را جا گذاشته ام ...

نمی دانم ...





نظرات() 

یا اباصالح ادركنا

نوشته شده توسط :چشم به راه
جمعه 6 مهر 1386-10:09 ق.ظ

 

 

شَهرُ رَمَضانَ ألَذِی أُنزِلَ فِیهِ القُرآنُ

  

هُدیً لِّلنّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الهُدیَ وَ الفُرقانَ

 

بیا و از سخن عشق دفتری بگشای 

کبوتران نفس بسته را پری بگشای

                                           اسیر رشته ی یأسند مرغکان امید

                                            گره زبال شکیب کبوتری بگشای





نظرات() 

ققنوس

نوشته شده توسط :بهونه
جمعه 21 اردیبهشت 1386-08:05 ق.ظ

کاش پایان عمرم مانند ققنوس افسا نه ای باشد تا تو را هر لحظه که ایی با چشم هایی که دیگر نمی توانند از دوری تو جاری نباشند ملا قات کنم .


می دانی ققنوس دل همیشه گریان است .


می دانی غم ماند چون تو نیامدی و کاش روزها ی تنهایی به پایان رسد .



می خواهم پشته در خا نه ی تو بنشینم تا تو مرا اجابت کنی .


باورکن انقدر خواهم نشست که دلت برای بهانه ی گریان بسوزد این بار از ترحم بیزار

نیستم .


پس باز کن قلبت را من منتظر دیدارت می مانم .....





نظرات() 

کاش بیایی....

نوشته شده توسط :بهونه
پنجشنبه 23 فروردین 1386-04:04 ق.ظ



چه احساس قشنگی وقتی در اوج غم و گریه ها ارامش می گیری انگاز سالهاست که ساکتی نفس
کشید ن راحت می شه حال غریبی پیدا می کنم نه دوست دارم این سکوت بشکنه نه زیاد بمونه امامدتها می مونه و بعد با چند تا اه تموم میشه احساس این روزهای من همین شده

روزها می ایند و می روند و من

دوست دارم تک سوار اسب امید بیاید

فردا که جمعه می رسد

چشم های من خیره می شه به اسمون

تا بیاد دستای سرد تنهایی رو گرم کنه

صفای چشمه دل می شه

وای که چه حسی وقتی بیای

می خوام اوج بگیرم تو اسمون

به پیش واز احساست بیام

کاش بیایی من از شکستن

سخت دلگیرم و گریان

می خواهم اوازی از جنس

احساس سر دهم و تو می دانی

سبزترین لحظه های امدن را

کاش بیایی......

التماس دعا
احساس من گاهی ولخرجی می کنه دست به قلم می بره می دونم بد هست ببخشید.



همیشه یک حسرته که با من میمونه...نمیدونم که چی شد...چرا؟...من بابت کدوم گناه دارم مجازات میشم!چی منو از اون جدا کرد؟!

اینها سوالاتی هستن که همیشه با خودم تکرار میکنم...

دنیا رو پر از شادی و شادی رو دنیا دنیا برات آرزومندم

گوشتو بیار جلو میخوام یه چیز بهت بگم به کسی نگیا (........)





نظرات() 

اثبات

نوشته شده توسط :بهونه
چهارشنبه 8 فروردین 1386-01:03 ق.ظ

ای مهربان من می دانی حال مرا چه احساس زیبای وقتی می دانم برای همیشه کنار

 من می مانی چه افریننده  مهربانی همیشه کنار من قدم می گذارد زیبا روی حسی من

 

حس می کنم انقدر زیبایی تمام طبیعت همین را تداعی می کند خود من همین را تداعی

می کنم

 

بهتراز خود من چه کسی مغرور نیستم اما می دانم برترینم چون تو مرا خلق کردی

 

دوست دارم احساس نسیم را بشنوم که چطور تسبیح گوی تو ست

 

دوست دارم نجوای شقایق تنها روی ان کوه بلند را بشنوم می خواهم برایش زار زار

گریه کنم اما نه برای خودم انقدر گریستم که دیگر چشمه احساسم خشک شد نمی

 

دانم چگونه برایت بگویم می دانم می دانی ولی خود در هویتم گم شده ام شاید خنده

دار باشد شاید

 

اما گمشده در خود بارها پیدا شدم ولی دوباره می دانم دوران کودکی تمام شده و

نوجوانی هم تمام و در جوانی خود مانده ام با ان همه ارزو می دانم دوست می داری

 مرا مصلحت های زیبایت مانند منطق ریاضی شده اند و من می توانم اثباتش کنم و

 فرض را به نتیجه برسانم .  

حکم در هندسه ی زندگی من سعادت جاودانه و رضایتمندی توست

 

و فرض راه من با تمام سختی ها

 

اثبات کردم که می توانم چون  عاشقت هستم می بینی بنده حقیرت اخر در هندسه

 زندگی به نتیجه رسید .....

ارزویم را براورده نمی کنی ؟شاید تشویقم چیز دیگریست باز هم شکر ...

التماس دعا

 

سلام به تمام ان ها که بهانه ای دارند برای زندگی

 

امیدوارم خوب باشین همه

حرف دلم بود و می دانم زیبا نیست اما در کل به خوبی خودتون ببخشید

خوب سارا جان سلام نگین جان برسون من هم تبریک می گم سال خوبی داشته باشین

ممنون از لطفت .

مرد تنها بی  نهایت لطف دارن شعرهای زیبایی سرودن که من خواهم گذاشت در

 

وبلاگ ۱۲ فروردین هم دوستان  با ذوقم از ساعت ۱۰ تا ۱۲ شب در وبلاگ مرد تنها که

 لینک کردم می توانند احساس لطیف خود را بیان کنند (دعوت می کنم رو که نیست

 انگار وبلاگ من هست همینه دیگه بچه  پرو منم )





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:



دانلود آهنگ





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox