تبلیغات
        حالا بیا تو . . . - مطالب طنز
 
غربت آن نیست که ندانند کجایی و بگیرند سراغت..... غربت آن است که بدانند کجایی و نگیرند سراغت...

دیر به کلاس رسیدی؟یاد بگیر

نوشته شده توسط :giga
پنجشنبه 30 شهریور 1391-12:09 ب.ظ

سلام به همه بهونه های عزیزم
امید که خوب باشین و سر حال
آماده ی شروع  درس و کلاس و ترم و واحد و ....  شدین؟
اینو ببینین یاد بگیرین که اگه دیر رسیدین چیکار باید بکنین





نظرات() 

لحظات شاد

نوشته شده توسط :giga
یکشنبه 28 اسفند 1390-10:17 ب.ظ

سلام به همه بهونه های عزیز


چنتا مطلب و عکس جالب گلچین کردم تا حالشو ببرین 

=============================
درخواست نامه یک شیرازی برای نام گذاری سال 91 :

سلام کاکو

واللو یه خواهشی دوشتم ...

میشه سال دیگه ...

(( سال استراحت مضاعف ، خواب مضاعف ))

نامگذاری کنی ...‬

=================
 از وزیر محترم مخابرات و ارتباطات میخوام یه چند تا سرعت گیر جلوی اینترنت بزاره ، امروز سرعت خیلی بالاست ، عادت نداریم ، میزنیم به درو دیوار .....


=======================
 سوژه ناب ایرانی 


=============================
 تو رو خدا اگه قصد ازدواج داری بهم بگو
خودم میخوامت
التماست میکنم چرا حرف نمیزنی باهام
هر موقع میبینمت ساکتی
(مکالمه عضنفر با مانکن داخل مغازه!) 

============================
 ورزش موش ها 



ادامه مطالب و تصاویر در ادامه مطلب (حتما ببینید )

ادامه مطلب


نظرات() 

اعتراف خنده دار و با مزه

نوشته شده توسط :giga
جمعه 4 آذر 1390-06:32 ب.ظ

سلام

عصر جمعه ی همه ی همتون به خیر باشه
حال ندارین ؟ وااااااااااااااااااااا
امروز میخواستین سرتون رو به دیفال بکوبین؟ وااااااااااااااااااااااااااااا
حکومت نظامی درست کرده بودین؟ وااااااااااااااااااااااااااااااا
خب بسه دیگه
این اعترافا رو بخونین ببینین هیچی یادتون میاد 


چند روز پیش دختر خالم گوشیشو خونمون جا گذاشته بود ... بهش اس ام اس(!) زدم گوشیت جا گذاشتی!!!!!!! ا

بچه بودم از خواب که بیدار میشودم چشمام که قی‌ میکرد از مامانم می‌پرسیدم چرا چشمام صبح که از خواب پا میشم توش آشغاله؟ مامانم که خودش دلیلشو نمیدونست بهم میگفت پسرم چون روزا شیطونی میکنی‌ شبا شیطون میاد پی‌ پی‌ می‌کنه تو چشات منم یک شب تا صبح بیدار موندم تا ببینم شیطون کی‌ میاد برینه تو چشمام.... اسکل بودم :دی

چند وقت پیش تو حیاط خونه سیگار میکشیدم که صدای باز شدن در حیاط اومد منم حول شدم سیگارو روی گوشیم خاموش کردم (!!) و بدترش اینکه بلافاصله گوشیو پرت کردم تو باغچه و سیگار خاموش موند تو دستم

 اعتراف میکنم دوران راهنمایی روز معلم بود

همه تخم مرغ آورده بودن که توش پر گل بود منم از یه تخم مرغ خام آورده بودم که بزنم بخندیم! این اومد داخل همه سرو صدا کردن و شادی کردن تخم مرغارو میزدن به تخته منم این وسط تخم مرغو زدم به تخته ! ترکید رو تخته پاشید همه جا رو لباس معلمم ریخت ! سریع گفت کی بود ؟!!؟ هیچکی هیچی نگفت با این که میدونستن کار منه خلاصه از ته کلاس 4 5 نفر شلوغو آورد بیرون مثل سگ زدشون ولی نگفتن کار من بود ! چون شاگرد زرنگیم بودم معلمه شک نمیکرد بهم !وقتی از کلاس اومدیم بیرون تا دو کیلومتر به صورت چهار نعل فرار کردم آخرم سر کوچه گرفتن مث سگ زدنم !

اعتراف میكنم تموم سالهای بچگیم فكر میكردم مامان بابام منو تو حرم_مشهد پیدا كردن چون اولین عكسی كه از خودم دارم بغل مامانم جلو حرمه:)

اعتراف میکنم بچه که بودم می خواستم برم دستشویی تی وی رو خاموش میکردم تا کارتون تموم نشه وبعد میومدم گریه میکردم به مادرم میگفتم کاره تو بود روشن کردی کارتون تموم شد

اعتراف می کنم معلم دوم دبستانم می گفت املا ها رو خودتون بنویسید که من با دوربین مخفیا می بینم کی به حرفام گوش می ده ...ازون روز کار من شده بود گشتن سوراخ سمبه های خونه و سوال های مشکوک از مامان بابام:امروز کی اومد؟ کی رفت؟ به کودوم وسیله ها دست زد؟بیشترم به دریچه کولر شک داشتم

اعتراف میکنم بچه که بودم یه بار با آجر زدم تو سر یکی از بچه های اقوام , تا ببینم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها می چرخه یا نه!!!!!تازه هی چند بارم پشت سر هم این کار و کردم , چون هر چی می زدم اتفاقی نمی افتاد!!!!

اعتراف می‌کنم سر فینال جام جهانی‌ تا لحظه‌ای که اسپانیا گل زد فکر می‌کردم اسپانیا نارنجیه، هلند آبی‌، گل هم که زد کلی‌ لعنت فرستادم به هلند، بعد گل رو صفحه نوشت اسپانیا ۱ - هلند ۰ ، تازه فهمیدم کل بازی داشتم اشتباه فحش میدادم

اعتراف می کنم وقتی داداشم دو ماهش بود رفتم خندون تو آشپزخونه، مامانم گفت نارنگیتو خوردی؟ گفتم آره، تازه به آرشم دادم!بیچاره مامانم بدو بدو رفت نارنگی رو از حلقش کشید بیرون! :دی

اعتراف می کنم یه بار پسر همسایه چهارسالمونو با باباش تو خیابون دیدم گفتم سلام نوید چطوری؟

دیدم بچهه تحویلم نگرفت باباهه خندید

اومدم خونه به مامانم گفتم نوید ماشالا چقد بزرگ شده!

مامان گفت نوید کیه؟

گفتم: پسر آقای ...

گفت اون اسمش پارساست اسم باباش نویده

 

یه بار با بچه ها بودیم یکی از دوستام رو بعد مدت ها دیدم و کلی ریش گذاشته بود

:Dبا خنده بهش گفتم : علی این ** بازیا چیه ؟

گفت پدرم فوت کرده

:l گفتم تسلیت میگم

 

اعتراف می کنم کلاس اول دبستان بودم تحت تاثیر این حرفا که نباید به غریبه آدرس خونتون رو بدید، روز اول به راننده سرویس آدرس اشتباهی دادم و از یه مسیری الکی تا خونه پیاده رفتم و تازه فرداش موقعی که سرویس دنبالم نیومد تازه شاهکارم معلوم شد برای خانواده

 

 اعتراف میکنم چند ماه پیش تو شرکت بودم سر کارام یوهو مدیر عامل از تو اتاق خودش گفت: امیــــــــــــــــــر جووون...بلند گفتم جانم؟ گفت خیلی میخوامـــت....گفتم منم همینطور....گفت پیش ما نمیای؟؟؟؟ گفتم چرا..حمتاً..از پشت میزم بلند شدم برم تو اتاقش..به در اتاقش که رسیدم دیدم داره تلفن حرف میزنه با امیر دوستش

و من از شدت ضایگی دیوارو گاز گرفتم....

اون زمان که از این نوشابه شیشه ای ها بود یه روز خواستم یه شیشه که اضاف اومده بود رو بذارم تو در یخچال دیدم بلنده جا نمیشه. درش آوردم یکمش رو خوردم دوباره گذاشتم، در کمال تعجب دیدم نه، بازم جا نمیشه !!!!





نظرات() 

تهیه نرگسی + طنز

نوشته شده توسط :giga
شنبه 28 آبان 1390-09:59 ب.ظ

سلام بهونه ها

نرگسی خوردین؟
خوب درست کنین بخورین
چطوری؟
اینطوری :
طرز تهیه نرگس ی 
اسفناجو بدید شوهر خاک بر سر و بی مصرفتون خوب بشوره خوب که شستش با قابلمه بزنید تو سرش و بهش بگید اسفناجو خوب خورد کنه. تا اسفناجها خورد بشه برید بشینید تلویزیون نگا کنید
خب حالا یه جیغ (از اون جیغاااااااا)برای شوهرتون بکشید تا اسفناجو براتون بیاره خوب نگا کنید اسفناجو اگه درست خورد نکرده بود جرش بدید

حالا اسفناج خورد و شسته شده را بهش یکمی نمک بزنید خوب بجوشونیدش تا قشنگ بپزه خوب که پخته شد ابکشش کنید بذارید یه گوشه ابش بره
ابش که رفت تو ماهیتاوه یه خورده روغن بریزید و اسفناجو توش کمی سرخ کنید نذارید خیلی سرخ بشه
یکی دوتا تخم مرغم بشکونید توش تخم مرغ که خودشو بست از رو گاز بردارید چون نرگسی حالا امادس
و میتونید شوهر زبون نفمتونو از خونه بندازید بیرون و خانمای همسایه رو خبر کنید و بشینید همه با هم نوش جان کنید و بعدش غیبت شوهراتونو کنید 




نظرات() 

سربازی رفتن خانوما!

نوشته شده توسط :giga
یکشنبه 1 آبان 1390-10:22 ق.ظ

سلام

وای خانوم سربازی نرفتی؟

صبحگاه:
فرمانده: پس این سربازه‌ها (بجای واژه سرباز برای خانمها باید بگوییم سربازه !) کجان؟
معاون: قربان همه تا صبح بیدار بودن داشتن غیبت میکردن

ساعت ۱۰ صبح همه بیدار میشوند…
سلام سارا جان
سلام نازنین، صبحت بخیر
عزیزم صبح قشنگ تو هم بخیر
سلام نرگس
سلام معصومه جان
ماندانا جون، وای از خواب بیدار میشی چه ناز میشی…

صبحانه:
وا… آقای فرمانده، عسل ندارید؟
چرا کره بو میده؟
بچه‌ها، من این نون رو نمیتونم بخورم، دلم نفع میکنه
آقای فرمانده، پنیر کاله نداری؟ من واسه پوستم باید پنیر کاله بخورم

بعد از صبحانه، نرمش صبحگاه (دیگه تقریبا شده ظهرگاه)
فرمانده: همه سینه خیز، دور پادگان. باید جریمه امروز صبح رو بدید
وا نه، لباسامون خاکی میشه …
آره، تازه پاره هم میشه …
وای وای خاک میره تو دهنمون …
من پسر خواهرم انگلیسه میگه اونجا …

ناهار
این چیه؟ شوره
تازه، ادویه هم کم داره
فکر کنم سبزی اش نپخته باشه
من که نمی‌خورم، دل درد میگیرم
من هم همینطور چون جوش میزنم
فرمانده: پس بفرمایید خودتون آشپزی کنید!
بله؟ مگه ما اینجا آشپزیم؟ مگه ما کلفتیم؟
برو خودت غذا درست کن
والا، من توخونه واسه شوهرم غذا درست نمی‌کنم، حالا واسه تو …
چون کسی گرسنه نبود و همه تازه صبحانه خورده بودند، کسی ناهار نخورد

بعد از ناهار
فرمانده: کجان اینا؟
معاون: رفتن حمام
فرمانده با لگد درب حمام را باز میکنید و داد میکشد، اما صدای داد او در میان جیغ سربازه‌ها گم میشود…
هوووو…. بی شعور
مگه خودت خواهر مادر نداری…
بی آبرو گمشو بیرون…
وای نامحرم…
کثافت حمال…
(کل خانم ها به فرمانده فحش میدهند اما او همچنان با لبخندی بر لب و چشمانی گشاده ایستاده است!)

بعد از ظهر
فرمانده: چیه؟ چرا همه نشستید؟
یه دقیقه اجازه بده، خب فریبا جان تو چی میخوری؟
جوجه بدون برنج
رژیمی عزیزم؟
آره، راستی ماست موسیر هم اگه داره بده میخوام شب ماسک بزنم.

شب در آسایشگاه
یک خانم بدو بدو میاد پیش فرمانده و ناز و عشوه میگه: جناب فرمانده، از دست ما ناراحتین؟
فرمانده: بله بسیار زیاد!
خب حالا واسه اینکه دوباره دوست بشیم بیایید تو آسایشگاه داره سریال فرار از زندان رو نشون میده، همه با هم ببینیم
فرمانده: برید بخوابید!! الان وقت خوابه!!

فرمانده میره تو آسایشگاه:
وا…عجب بی شعوری هستی ها، در بزن بعد بیا تو
راست میگه دیگه، یه یااللهی چیزی بگو
فرمانده: بلندشید برید بخوابید!
همه غرغر کنان رفتند جز ۲ نفر که روبرو هم نشسته اند
فرمانده: ببینم چیکار میکنید؟
واستا ناخونای پای مهشید جون لاکش تموم بشه بعد میریم.
آره فری جون؛ صبر کن این یکی پام مونده
فرمانده: به من میگی فری؟؟ سرباز! بندازش انفرادی.
سرباز: آخه گناه داره، طفلکی
مهشید: ما اومدیم سربازی یا زندان! عجبا!






نظرات() 

استاد و شاگرد (طنز)

نوشته شده توسط :giga
پنجشنبه 28 مهر 1390-06:13 ب.ظ

سلام بهونه های من

 
استاد: وقتی بزرگ شی چه میکنی ؟
شاگرد: عروسی!
استاد: نخیر منظورم اینه که چی میشی ؟
شاگرد: داماد!
استاد: اوووف ،منظورم اینه وقتی بزرگ شی چی حاصل میکنی؟ ...
شاگرد: بچه
استاد: احمق ، وقتی بزرگ شی برای پدر و مادرت چه میکنی ؟
شاگرد: عروس میگیرم!
استاد: لعنتی ، پدر و مادرت در آینده از تو چی میخواهند ؟
شاگرد : نوه...!!




نظرات() 

سرشماری آبان 90

نوشته شده توسط :giga
جمعه 22 مهر 1390-08:26 ب.ظ

سلام به بهونه های خودم

سزشماری طنز گونه ای رو براتون میذارم امید که خوشتون بیاد
قصد جسارت به هیچ کس رو ندارم

قم
سلام حاج آقا
-سلام علیکم و رحمه الله و برکات برادر . خسته نباشید . خدا قوت ان شاالله . الله اکبر.
-ببخشید حاج آقا شما چند تا فرزند دارید؟
بسم الله الرحمن رحیم ..... دو تا , یه دختر یه پسر
شغل
مداحی . نوحه خونی . فروش البسه روحانیون و طلبه ها
-تعداد همسر ؟
- 55 تا
بله!؟!؟!؟!؟!؟!؟! ببخشید بچه هاتون زن زاییدن یا زناتون بچه زاییدن؟!
- 54 تا صیغه یک نفر هم نکاح
صحیح .
وقت نمازه برادر امری با من نیست؟
نه متشکرم
والسلام علیکم و رحمه الله و برکات


اصفهان
سلام
-سلام دادا
شما چند تا فرزند دارید؟
سی و سه تا
چند تا دختر چند تا پسر ؟
همش پسرس دادا
-تحصیلات؟
دکترای متالوژی گرایش ذوب آهن .
-شغل؟
برج ساز .
وسیله نقلیه دارید؟
بله . یه ژیان دارم
 
زاهدان
سلام
-شلام
شما چند تا فرزند دارید؟
شی و هفتا داشتم الان شه تاش مونده!
جان!؟!؟!؟ منظورتون چیه!؟!؟؟!
شی تاشون تو درگیری با نیرو انتظامی کشته شدن!
متاسفم . حالا باقیمانده چندتا دختر و چند تا پسر؟
شه تا دختر
شغل ؟
مامور نیروی انتظامی . شتاد مبارزه با مواد مخدر
-بسیار عالی!!!
 
خوزستان - عرب
سلام
السلام علیک!
شما چند تا فرزند دارید؟
-خمسه عشره واحد (51 عدد)
چند تا دختر چند تا پسر!؟
اربعه عشره ذکور(40 تا پسر) آمار دخترام هم به تو لامربوط !!!!
-متشکرم!!! خدانگهدار 
فی امان الله
 
شیراز
سلام
-سلام کاکو
شما چند تا فرزند دارید؟
سه تا کاکو
تعداد دختر و پسر ؟
سه تاش دختره کاکو
شغلتون ؟
لوازم آرایشی بهداشتی میفروشم کاکو.
در آمد متوسط ماهانه؟
- 15 میلیون تومن در ماه کاکو.
ببخشید شما خلبان هستید یا کاسب!!!!!؟؟؟؟
نه جون کاکو من کاسب لوازم آرایشی هسم
 
جنوب تهران
سلام
کرتیم
شما چند تا فرزند دارید؟
- 4 تا دختر 6 پسر جمعا 12 تا .
شغل
فروش بیل و کلنگ یه باشگاه بدنسازی هم دارم !
تحصیلات ؟
سیکلم
متشکرم
-زد زیاد
 
آبادان
سلام
-سلام ولک
شما چند تا فرزند دارید؟
به تو چه کوکا!!!
-ای بابا ! آقا من مامور آمار هستم!
-خو کوکا منم مامورم !
-کارتتون لطفا
-خودت کارتت لطفا!!
آقا اصلا شما بچه داری!؟!؟
نه کوکا تموم کردیم!
-آقا یه جواب درست حسابی بدین
-باشه ولک بپرس
چند تا بچه داری ؟
اونش دیگه به تو مربوط نیست ولک
 
 
قزوین
سلام
به به سلاااام پیسر گلم؛ بیفرما تو
خیلی ممنون - شما چند تا بچه دارین
حالا چرا دم در، بیفرما تو کسی خونه نیست
نه مزاحم نمیشم، فقط بگین چند تا بچه دارین
چرا نمیائی تو خودت بشماری، تعارف میکونی ها
نه متشکرم در حین انجام وظیفه هستم
- 6 تا
چندتا پسر چند تا دختر
حالا میومدی تو یه چائی میخوردیم
خیلی ممنون
همش پیسره
متشکرم - فعلا خدافظ
بند کفشت بازه مهندس
باشه سر کوچه میبندم
 
 
اردبیل
سلام
نه منه ؟ (چی کار داری)
سرشماری اوچون گلمیشم (برای سر شماری اومدم)
ها !
سرشماری، آمارگیری، چند تا سوال دارم
خودیش خونه نیست
شما چندتا بچه دارین ؟
سنه نه ؟ (به تو چه مربوطه)
سرشماری ماموریم (مامور سرشماریم)
كپك اوغلی ایت جهنمه بلی نن ور رام پخون چیخار (گم شو پدرسگ تا با بیل نکشتمت)
چرا حول میدی ؟ دارم میرم خوب
- .....
ازhttp://manoto65.loxblog.com




نظرات() 

حسنی ی دوره ما

نوشته شده توسط :giga
چهارشنبه 13 مهر 1390-08:59 ب.ظ

سلیم

حال و احوالتون ؟ دماغتون چاقه؟
وای خدا یاد قدیم ندیما افتادم 
یاد حسنی و چه شعرایی که ازش نساختن و بچه ها هم حسنی رو الگوی خودشون میکردن
اما ایا میشه حسنی ساخت به سبک حالایی؟

حسنی نگو جوون بگو
علاف و چش چرون بگو


موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ، واه واه واه


نه سیما جون ،نه رعنا جون
نه نازی و پریسا جون
هیچ کس باهاش رفیق نبود


تنها توی کافی شاپ
نگاه می کرد به بشقاب !


باباش می گفت : حسنی می ری به سر بازی ؟
نه نمی رم نه نمی رم


به دخترا دل می بازی ؟ !
نه نمی دم نه نمی دم


گل پری جون با زانتیا
ویبره می رفت تو کوچه ها

گلیه چرا ویبره میری ؟
دارم میرم به سلمونی
که شب برم به مهمونی


گلی خانوم نازنین با زانتیای نقطه چین


یه کمی به من سواری می دی ؟ !
نه که نمی دم
چرا نمی دی ؟
واسه اینکه من قشنگم ، درس خونم وزرنگم
اما تو چی ؟
نه کا رداری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ، زبون دراز ،واه واه واه

در واشد و پریچه
با ناز اومد توو کوچه


پری کوچولو ، تپل مپولو ، میای با من بریم بیرون ؟
مامان پری ،از اون بالا
نگاه می کرد توو کوچه را
داد زد وگفت : اوی ! بی حیا


برو خونه تون تورا بخدا


دختر ریزه میزه
حسابی فرز وتیزه
اما تو چی ؟
نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه

نازی اومد از استخر
تو پوپکی یا نازی ؟
من نازی جوانم
میای بریم کافی شاپ؟
نه جانم
چرا نمی ای ؟
واسه اینکه من صبح تا غروب ،پایین ،بالا ،شمال ،جنوب ،دنبال یک شوهر خوب


اما تو چی ؟

نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه

حسنی یهو مثه جت
رسید به یک کافی نت
آن شد ورفت تو چت رووم
گپید با صدتا خانووم !
هیشکی نگفت کی هستی ؟
چی کاره ای چی هستی ؟
تو دنیای مجازی
علافی کرد وبازی
خوشحال وشادمونه
رفت ورسید به خونه


باباش که گفت: حسنی برات زن بگیرم ؟
اره می خوام اره میخوام

حسنی اومد موهاشو
یه خورده ابروهاشو
درست وراست وریس کرد
رفت و توو کوچه فیس کرد
یه زن گرفت وشاد شد
زی زی شد و دوماد شد


پس میشه حسنی به هر سازی  رقصوند
مواظب سازهای اطرافمون باشیم




نظرات() 

آخه اینجا مگه جای شیر دادن به بچه است؟

نوشته شده توسط :giga
سه شنبه 1 شهریور 1390-11:08 ب.ظ

سلام

بهونه های من چطورن؟
یه عکس از شیر دادن یکی گذاشتم که نمیدونه هیشکی اینجا بچشو شیر نمیده
عکس در ادامه مطلب لطفا

ادامه مطلب


نظرات() 

سوالات تلفنی احمقانه از مایکروسافت

نوشته شده توسط :giga
جمعه 13 اسفند 1389-06:54 ق.ظ

سلام به همه بهونه های قشنگم

سوالات تلفنی احمقانه از مایکروسافت

شرکت بریتیش تله کام یا همان BT لیستی از احمقانه ترین سوالاتی را که کاربران کامپیوتری یا اینترنتی این شرکت ارتباطی از مشاوران آنها پرسیده‌اند منتشر کرد. به نوشته پایگاه اینترنتی روزنامه مترو برخی از این سوالات آنقدر خنده دار است که حتی خود سوال کنندگان پس از فهمیدن اشتباه خود به احمقانه بودن آن اعتراف کرده‌اند. لیست احمقانه ترین سوالات IT که از مشاوران شرکت BT انگلستان پرسیده شده به شرح زیر است:

.............. ......

مرکز : چه برنامه آنتی ویروسی استفاده می کنید؟

مشتری : Netscape
مرکز : اون برنامه آنتی ویروس نیست.
مشتری : اوه، ببخشید... Internet Explorer

.............. ......
ادامه را در ادامه مطلب  بخوانید

ادامه مطلب


نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:



دانلود آهنگ





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox