آه ......

چقدر این اوا تکراریست و چقدر پر استفاده 

تمام زندگی و تمام نفس های من با همین آه شروع میشود 

امتداد پیدا میکند و جریانش ممتد ....

عجب زندگی نافرجامی ....




تاریخ : یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 | 08:59 ب.ظ | نویسنده : بهونه | نظرات
☕️قطعه ای از کتاب

گفتم: " دنیا مثل آتشگردان است. هرچه سرعتش را تندتر می کند، آدم زودتر به بیرون پرت می شود."
گفت: "بله. آنقدر سریع است که ادم سرگیجه و تنهایی اش را می فهمد."
گفتم: "پس چه باید کرد؟"
گفت: "تحمل و سکوت."
گفت: " وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد بیش تر تنهاست. چون نمی تواند به هیچ کس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد." 



تاریخ : یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 | 05:35 ب.ظ | نویسنده : بهونه | نظرات



نمی توانم نامش را در دهانم
و او را
در درونم
پنهان کنم...

گل با بوی خود چه می کند ؟
گندمزار با خوشه اش ؟
طاووس با دمش ؟
چراغ با روغنش ؟
با او سر به کجا بگذارم ؟
کجا پنهانش کنم؟

وقتی مردم، او را در حرکات دستهایم،
موسیقی صدایم
و توازن گام هایم
می بینند.

نزار_قبانی




تاریخ : سه شنبه 25 اردیبهشت 1397 | 10:21 ب.ظ | نویسنده : بهونه | نظرات
تا حالا شده که قدِ چند کلمه "حوصله" 
هیچ‌کس رو نداشته باشی؟ 
شده بغضتوحبس‌کنی‌و تنهاییتو سنگین‌تر اما
نذاری کسی بفهمه 
تا حالا شده دنبال سلام گمشده‌ای باشه که دیگه هرگز نمیشنوی ...
تاحالا شده بخوای زار بزنی از غمها و غصه هات بگی هیچ کس رو نداشته باشی؟

بدترین درد عالم همین هست ها امیدوارم این دردها رو خدا به هیچ کس نده

پ ن :
چشم هایش دروغ سنج داشت...  فقط کافی بود به او دروغ بگویی...  وقتی به چشم هایت نگاه می کرد ، همه چیز لو می رفت.... 
مادربزرگم را می گویم...  
از بازیگوشی ها و خرابکاری ها گرفته تا شیشه شکستن و ریختن رختخواب ها...  فرقی نداشت...  به چشم هایمان نگاه می کرد و می فهمید کار کیست... 
برای همین بود که هیچکس هیچوقت به او دروغ نمی گفت... 
برای همین بود که تمام حرف هایم...  تمام درد هایم را می دانست... 
از روزی که رفت فهمیدم دیگر چشم های کسی دروغ سنج ندارد...
سال هاست هر کسی حالم را می پرسد می گویم خوبم...  به این امید که  شاید چشم هایش دروغ سنج داشته باشد... شاید چشم هایم را بخواند... 
من سال هاست خوبم...  خوب خوب خوب...  
حتی اگر در اوج ناراحتی و مشکلات باشم...  حتی اگر دلگیرترین آدم دنیا باشم وقتی کسی حالم را می پرسد فقط می شنود " خوبم "
نمی دانم دیگر چشم های کسی دروغ سنج ندارد یا به روی خودشان نمی آورند... 
کاش یک روز کسی رو به رویم بنشیند بگوید خوبی؟!  بگویم خوبم...  دست هایم را بگیرد و بگوید خب تعریف کن...  چرا خوب نیستی؟


تاریخ : سه شنبه 25 اردیبهشت 1397 | 08:09 ق.ظ | نویسنده : بهونه | نظرات
«من گمان می‌کنم هرکسی در ته دلش یک باغی دارد که پناهگاه اوست.
هیچ‌کس از آن‌جا خبر ندارد.
کلیدش فقط در دست صاحبش است.
آن‌جا، آدم هر تصور ممنوعی دلش بخواهد می‌کند.
عشق‌های محال،
هر آرزوی ناممکن و هر خواب و خیال خوش،
هر چیز نشدنی،آن‌جا شدنی است؛
یک بهشت- یا شاید جهنم ـ خودمانی و صمیمی که هرکس برای خودش دارد.
این باغِ اندرونی چه بسا از دید باغبانش هم پنهان است.
اما یک روزی و یک جوری آن را کشف می‌کند.»

 شاهرخ مسکوب
گفت‌و‌گو در باغ

پ ن :این روزها خیلی اهنگهای قدیمی گوش میدم حمیرا هایده مهستی معین 

این روزها حس میکنم کتاب کم خوندم فقط دوست دارم بخونم ....چشمهام شدید تار شدن 

نمیتونم بخونم مات شده انگار اب افتاده جلوشون 

امیدوارم من رو ببخشن خیلی اشک سرازیر شد بیچاره ها از بین رفتن 

این روزها بیشتر از اینکه از دیگران حلالیت بطلبم باید از جسمو روحم حلالیت بطلبم ....


مادربزرگـــــم همیشه میگفت :
قلبت که بی نظم زد ،
بدون که عاشقی …
اشکت که بی اختیار سرازیر شد ،
بدون که دلتنگی …
شبت که بی خواب گذشت ،
بدون که نگرانی …
روزت که بی شوق آغاز شد ،
بدون که ناامیدی …
سینت که بی جا آه کشید ،
بدون که پُرحسرتی …
دلت که بی دلیل گرفت ،
بدون که تنهائــــــی …
امروز تو نیستی مادربزرگ ،
امّا …
اما من به همهٔ اون حرفات رسیدم



تاریخ : دوشنبه 24 اردیبهشت 1397 | 08:55 ق.ظ | نویسنده : بهونه | نظرات

در زندگى همه ما "یك نفر" هست كه حالمان را خوب میكند. میشود برایش گریه كرد، حرف زد، گله كرد و حتى غصه ها را سرش خالى كرد. 


این "یك نفر" گاهى  یك قاب عكس است روى دیوار یا لباسى ست كه ته كمد پنهان شده، شاید نامه ایست كه لابلاى كتابى مانده، صدایى از پشت تلفن، شاخه گلى خشك یا ایمیلی که در این باکس داره خاک میخوره!



این یك نفر حتى مى تواند خاطره اى دور باشد از كسى كه دیگر نیست وقتى از همه جاى دنیا بریدیم از معجزه حضور این "یك نفر" غافل نشویم.






تاریخ : شنبه 22 اردیبهشت 1397 | 11:06 ب.ظ | نویسنده : بهونه | نظرات
همیشه حس میکردم فقط تو فیلم ها پیش میاد که کسی حس کنه 


اخرهای عمرش هست ....و دیدش نسبت به دنیا عوض بشه 

جدی همینه اصلا اسمان قشنگ تر میشه اصلا هوا انگار بهتر میشه

صدای پرنده ها قشنگ تر میشه 

میدونید چرا چون داری با دقت نگاه میکنی

چون که حس میکنی شاید اخرین دفعه باشه 

قدرتمام روزهاتون رو بدونید 

که زندگی جز زندگی  در لحظه نیست 


تاریخ : جمعه 21 اردیبهشت 1397 | 01:42 ب.ظ | نویسنده : بهونه | نظرات

سلام به معلم عزیزم 

روز معلم تبریک عرض میکنم و از صمیم قلبم آرزو میکنم بهترینها همیشه برات رقم بخوره 

من فکر کنم تنها شاگردی بودم که فاصله سنی زیادی باهات نداشت 

ولی فکر کنم خنگ ترین شاگردت بودم خخخخ 

اعتراف سنگینی میخوام بکنم اینکه خیلی ضایعه هست که شاگرد عاشق معلمش بشه 

بعد به هر دری الکی بهونه پبدا کنه بخواد صداش بشنوه یه چی هی تو کتاب زیررو کنه یهو بگه ای ولللللل پیدا شد بهونه ی این سری هم پیدا شد دقیقا من همینکارها رو کردم ها 

یادمه امارو احتمالات بود هی گشتم گشتم گفتم خوب اینا که بلدم چطور خنگ بازی در بیارم طول

 بکشهبعدش با خودم گفتم کاری نداره هرچی گفت بلدی میگم نه بگه واریانس بلدی دیگه بگیری

 میگم نه ..... خخخخ 

هر چی پرسیدی گفتم نه اصلا اینا چیه حالا ایییی حرص میخوردی میگفتی خوب چطور برات بگم مشکلی نیست الان یادت میدم من ریز ریز میخندیدم 
هنوز صدات تو گوشم میپیچه و هی تکرار میشه 
یادش بخیر اون روزها 

معلم عزیزم عاشقانه دوستت دارم هرچند که شاگرد خوبی نبودم ولی شما استاد خوبی بودی 

من خیلی چیزها یاد گرفتم ازت دوست داشتن های عمیق و پاک 


یادگرفتم میشه عاشق شد و ماند تا ابد .......

ممنونم ازت 

روزت مبارک آرام جانم



تاریخ : دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 | 05:56 ب.ظ | نویسنده : بهونه | نظرات
سلاممممممممممم 

امیدوارم خوب باشین واقعا فرق نمیکنه که با بهانه زندگی کنید یا نه 

اصلا به نظر من تعداد اندکی هستند که دارند زندگی میکنند 

بقیه فقط دارن نقش بازی میکنن و نفس تا بیاد هستند و بعدش دیگه .....


امیدوارم سال 1397 براتون عالی باشه 

سال سگ هست و امیدوارم وفادار باشه 

چقدر این حیوانها که نماد سال میشه بد هستها مثلا میپرسن چه سالی به دنیا امدی 

میگه سگ خخخخخخ بعد طرف فکر میکنه ایا فحش داد .....خخخخ




تاریخ : شنبه 26 اسفند 1396 | 04:21 ب.ظ | نویسنده : بهونه | نظرات
   
سوره ی مریم را که باز میکنی دنیایی سراسر از شگفتی میبینی...

از دعای حضرت زکریا برای درخواست فرزند در نهایت پیری و نازایی 
تا تولد بدون پدر حضرت عیسی و سخن گفتن در گهواره ی او و... 
 
اما نکته ی جالب اینجاست
   —-> قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَیَّ هَیِّنٌ ۖ  <---

پرودگارت گفت ، این کارها نزد من بسیار آسان است... (سوره مریم آیه ۲۱)

یعنی خداوند شگفت انگیزترین کارها برای ما را، آسان ترین کارها برای خود میداند 

و جالب اینجاست این جمله را چندین بار تکرار میکند تا همواره به تو اطمینان دهد که:

آنچه تو سخت و دشوار و محال می پنداری نزد خداوند سختی و دشواری ای ندارد.
 
پس به قدرتش اعتماد کن، بر او توکل کن 
بی شک، او تو را به سر منزل مقصودت خواهد رسی


تاریخ : یکشنبه 20 اسفند 1396 | 01:58 ق.ظ | نویسنده : بهونه | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.

تعداد کل صفحات : 27 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...