تبلیغات
حالا بیا تو . . . - مطالب مرداد 1397
بعضی وقت ها ادم چوب رفتارهاش میخوره

ولی انگار پوست ادم کلفت شده باشه مببینی ولی عکس العملی نداری

بعضی وقتها دلت به حال سادگیت میسوزه 

ولی سوختن انقدر شده که چیزی نمونده 

بعضی وقت ها انقدر منتظر موندی 

که دیگه توانی برات نمونده

بعضی موقع ها میفهمی ادمها وقتی حس تنهایی روحی دارند یاد قدیم 

میکنند وقتی سرشون شلوغ شد خیلی سبک بال میروند

بعضی وقت حس شکایت رو هم نداری حوصله هیچی نداری

فقط انگار به فکر رفتنی چون بودنت فرقی با رفتنت نداره

بعضی وقتها مثل الان بابد خداحافظی کنی 

تا بیشتر از این سبک نشدی 

خداحافظ


تاریخ : یکشنبه 14 مرداد 1397 | 01:04 ق.ظ | نویسنده : بهونه | نظرات
آدمهای ساده را باید مثل یک تابلوی

نقاشی ساعتها تماشا کرد عمرشان

کوتاه است بس که هر کسی از راه

می رسد یا ازشان سوء استفاده

می کند یا زمینشان میزند

شاملو




تاریخ : شنبه 13 مرداد 1397 | 11:00 ق.ظ | نویسنده : بهونه | نظرات
آدم های زیبا و دوست‌ داشتنی، به صورت تصادفی به وجود نمی‌‌آیند
زیباترین و دوست ‌داشتنی ‌ترین انسانهایی که می‌شناسیم،
آنهایی هستند که با شکست آشنا شده‌اند،
آنهایی که رنج را تجربه کرده‌اند،
آنهایی که از دست دادن را تجربه کرده‌اند،
آنهایی که پس از این رویدادهای دشوار دوباره مسیر خود را به سمت زندگی پیدا کرده‌اند،

این افراد، زندگی را به شکل متفاوتی می‌فهمند،
آن را به شکل متفاوتی تحسین می‌کنند
و نیز به شکل متفاوتی حس می‌کنند
به همین دلیل ،
آرامترند و دوست داشتن و محبت به دغدغه‌شان تبدیل می‌شود.

   وین_دایر




تاریخ : جمعه 12 مرداد 1397 | 01:35 ب.ظ | نویسنده : بهونه | نظرات
هرگز به آدمهای مهربان زخم نزنید

آدمهای مهربان در مقابل خوبی هایِ یکطرفه
هرگز احساس حماقت نمیکنند
چون خوب بودن برای آنها عادت شده
آدم های مهربان از سر احتیاجشان مهربان نیستند

آنها دنیا را کوچکتر از آن میبینند که بدی کنند...
آدمهای مهربان خود انتخاب کرده اند
که نبینند نشنوند و به روی خود نیاورند نه اینکه نفهمند...

هزاران فریاد پشت سکوت آدمهای مهربان هست
سکوتشان را به پای بی عیب بودن خود نگذارید...
مهربان باشید با مهربانان


دالای لاما 


تاریخ : پنجشنبه 11 مرداد 1397 | 10:04 ق.ظ | نویسنده : بهونه | نظرات

دنیای ما
دنیای روابط آدمها با آدمهانیست
دنیای روابط
نقابها با نقابهاست
آدمهاکمتر فرصت میکنند
تا سیمای حقیقی هم را ببینند....

و در اخر 

گاهی باید 
از دیگران فاصله بگیری؛؛؛
اگر اهمیت دادند  
ارزشت را خواهی فهمید،
و اگر اهمیتی ندادند
خواهی فهمید کجا ایستاده ای...!

پ ن :چقدر زجر اور هست که بدونی کجایی و در چه الویت و اهمیتی 

البته اون الویتها رو هم خودت میسازی و برمیگرده به حماقت 

امیدوارم هیچ کس بی ارزش نشه که اگر اینطور بشه واقعا با مرگ فرقی نمیکنه 










تاریخ : دوشنبه 8 مرداد 1397 | 07:52 ق.ظ | نویسنده : بهونه | نظرات

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌با کسی نباش که هر لحظه مجبور باشی خودت را به هر اجباری لای لحظه هایش جا بدهی...
با کسی باش که لحظه هایش را روی مدار ِتو تنظیم کند..
با کسی که مشغله هایش را بخاطر تو دوست داشته باشد...
که تو را بخواهد.. که اولویت اولش باشی... !
با کسی نباش که دردت را نفهمد از حالت بی خبر باشد...
ارزشِ تو خیلی بالاتر از یدک بودن است..
جنس اعلا باش.. جنس اعلا که یدک نمی شود!!!
یاد بگیر که هر ماندنی ارزشش را ندارد..!
گاهی تنها بودن شرف دارد... به ماندن های یک طرفه ی تحقیر آمیز،که تمام شخصیت و انسان بودنت را زیر سوال می برد واقعا درک کرده ام ثانیه هایش را از عمق وجود....
یاد بگیر گاهی تنها بودن، ترجیحِ خودت باشد...!
خیلی وقت ها غرور واقعا چیزِ خوبیست...!
کاش غرورم را همیشه حفظ میکردم 
کاش همیشه مغرور خطابم میکردند
کاش....




تاریخ : شنبه 6 مرداد 1397 | 11:58 ق.ظ | نویسنده : بهونه | نظرات
آدم‌ها آنقدرها که جدی می‌نویسند خشک و عبوس نیستند،
آنقدرها که بذله‌گویی می‌کنند شاد و خندان نیستند،
آنقدرها که در نوشته‌ها قربان‌صدقه‌ی هم می‌روند دل‌بسته نیستند،
آنقدرها که شکایت می‌کنند ناراضی نیستند.
آنقدرها که کتاب می‌خرند کتابخوان نیستند،

آدم‌ها آنقدرها که پرت و پلا می‌گویند کم‌شعور نیستند،
آنقدرها که حرف‌های زیبا می‌زنند پاک و منزه نیستند،
آنقدرها که می گویند روی حرف هایشان نیستند


کار دارد شناختن آدم‌ها، به این آسانی‌ها نیست...

به قول شاملو

اگر کسی
احساست را نفهمید؛

مهم نیست...
سرت را بالا بگیر و لبخند بزن
فهمیدن احساس 
کار هرآدمی نیست..



تاریخ : چهارشنبه 3 مرداد 1397 | 11:03 ب.ظ | نویسنده : بهونه | نظرات
مشکل می‌توان کسی را یافت که بگوید من هیچ باری را حمل نمی‌کنم. فقط فردی چنین حرفی را می‌زند که تمام بارش را به هستی داده باشد. و نکته جالب در این است که در هر صورت همه بارهای زندگی از آن هستی است. ما فقط فضولی غیرضروری می‌کنیم. وضع ما درست مثل کسی است که در داخل قطار نشسته است و همه بارش را روی سرش گذاشته است. مسافران دیگر او را متقاعد می‌کنند که بار خود را بر زمین بگذارد، و می‌گویند چرا خود را بی‌خودی رنج می‌دهی، قطار هم تو و هم بارت را حمل می‌کند. بدانید بار کلی این عالم نیز بر دوش هستی است، تمام اجرای امور عالم توسط هستی است. اما ما مسافران عجیبی هستیم، در طول مسافرت با قطار هستی تمام بار را بر روی سر خود گرفته و حمل می‌کنیم. و اینگونه است که زندگیمان در رنج و عذاب طی می‌شود.
به هستی اعتماد کنید...
بارتان را زمین بگذارید
آماده باشید تا آنچه را که از روی حکمت به شما اعطا می‌کند قبول کنید. یقین داشته باشید هر چه پیش آید بهترین خواهد بود.





تاریخ : دوشنبه 1 مرداد 1397 | 02:32 ب.ظ | نویسنده : بهونه | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.