امروز قالب گذشته ی وبلاگ گذاشتم حال و هواش عین قدیم  .....امیدوارم از اهنگشم خوشتون بیاد 

این شعر گفتم ولی اسم براش ندارم بدون اسم هست عین بچه ای که هیچ کس نداره اسم براش بزاره این بدبختم همینه 



ای دل بی رمق روبه سوی کجا روانه ای 
اهسته رو اهسته رو تنها میان افسانه ای 

من در میان سیل اشک راه را گم کرده ام 
باران نبار اینبار رو به ویرانه ای 

اهنگ امشب را برایت مو به مو از بر شدم 
گوش ات کجا جا مانده رو به خانه ای ؟

دریای امیدم خشک شد دیدی چقدر اقبالی ام ؟
تنها برو که دگر من یک انتحاریم 

بهونه 
96/1/26



تاریخ : شنبه 26 فروردین 1396 | 04:19 ب.ظ | نویسنده : بهونه | نظرات

توی یک شبِ زمستون

پر شد از برف ابر پرخون

سایه ها روزُ شکستن

به افق درهای آرزورو بستن

میدونم که خیلی دیره

تن تو تو برف اسیره

نکنه سرما تورو از من بگیره

گلِ من تنها و خسته

توی خشم باد نشسته

رنگ زرد انتظاره

واسه خورشیدی که فردارو بیاره

تا که ریشش تو زمینه

قصه دلش همینه

یه روزی بهاره و یه روزی چنینِ

کاش که بارون مثل اون روزا بباره

کاش یخا آب بشنُ بیای بگی دنیا بهاره

گلِ من قسم به ریشت

باغبون واسه همیشست

میمونم تا جون بگیری

دیگه سرخِ گلِ آفتاب

یا بلورِ یخ مهتاب

خاطرات یه گذشتست

عکس یادگاری با قابِ شکستست

کی بجز شمع های خونه

قصه شبُ میدونه

گل من دلش پرِ از این زمونه



تاریخ : جمعه 25 فروردین 1396 | 01:02 ب.ظ | نویسنده : omega | نظرات

برای حذف ادمهایی که در زندگیتان هستن لازم نیست دروغ بگین یا نقش ادم بد رو اجرا کنید 

باور کنید خودش خیلی زودتر از اینکه نقش ها بازی بشه فهمیده 

فقط به روی خودش نیورده 

و احترام و ارزش گذاشته و دوستتون داشته .....
هیچ کس مجبور به این نیست که با کسی حرف بزنه که نمیتونه تحملش کنه به هر دلیلی 
پس نه خودتون حقیرکنید و نه طرف مقابل رو به حقارت ب