تبلیغات
        حالا بیا تو . . . - مطالب آبان 1394
 
غربت آن نیست که ندانند کجایی و بگیرند سراغت..... غربت آن است که بدانند کجایی و نگیرند سراغت...

گذشته

نوشته شده توسط :بهونه
چهارشنبه 20 آبان 1394-03:10 ب.ظ

 

همیشه گوشه هایی ، اتفاق هایی از گذشته‌ها هست که وادارت می‌کند دوباره و چندباره زنده شان کنی، انگار نتوانسته ای آن واقعه را در

 

 زمان خودش آنطور که باید ببینی و یا زندگی کنی. انگار گوشه ای یا لحظه هایی از آن را نبوده ای و جامانده ای. شاید برای همین است که آن

 

 گذشته‌های دور، گاه و بی گاه، خودشان را به دیوار ذهن می‌کوبند که زنده کن ما را!

 

اندوه_مونالیزا





نظرات() 

پر از خالی

نوشته شده توسط :بهونه
سه شنبه 19 آبان 1394-09:54 ق.ظ

وقتی که تو نیستی

وقتی که تو نیستی دنیا       چیزی کم دارد.... . 

 

من فکر می کنم در غیاب توهمه ی خانه های جهان خالی ست،

 

همه ی پنجره ها بسته است ،

اصلا کسی                 حوصله آمدن به ایوان عصر جمعه را ندارد....  

واقعاوقتی که تو نیستی آفتاب هم حوصله ندارد راه بیفتد                                   

        بیاید بالای کوه ،اما دیوارهاتا دل ات بخواهد بلندند سرپا ایستاده اندکاری به بود و نبود نور ندارند،سایه ندارند.... 

من قرار بودروی همین واقعافقط روی همین واقعاتاکید کنم!بگویم:واقعا        وقتی که تو نیستی         

                          خیلی ها از خانه بیرون نمی آیند...

 واقعاوقتی که تونیستی،من هم               تنهاترین اتفاق بی دلیل زمین ام......

 واقعاوقتی که تونیستی،بدیهی ست که تو نیستی! 

 سید علی صالحی





نظرات() 

سفر بی پایان

نوشته شده توسط :بهونه
چهارشنبه 13 آبان 1394-10:16 ق.ظ

سفر همیشه پایان دارد بلاخره یه روزی یه جایی دیگه تموم میشه .... ولی بعضی از سفرها تا اخر باقی می ماند حتی وقتی که کلا چشم از دنیا بسته میشه و مرگ فرا میرسه . این سفرها خیلی کم هست و هر کس با لیاقت باشه کوله بارش میبنده و میره سفر ، جدا دل میخواد همه نمی تونن بیان فقط گلچین شده ها وافعا خدا عاشقشون شده و بعد انها... چه عشق والایی از عشق به زمینی ها هیچ سودی نمی مونه جز غصه و افسوس ...ولی از عشق به خدا سفری بی پایان به یادگار می ماند. (خوشا آنانکه الله یارشان بی)( بحمد و قل هو الله کارشان بی )(خوشا آنانکه دایم در نمازند )(بهشت جاودان بازارشان بی) خوشا به حالشان ...



نظرات() 

دشت شقایق ها کجاست؟

نوشته شده توسط :بهونه
شنبه 9 آبان 1394-06:36 ب.ظ

شقایق را نگاه کن چقدر زیبا کنار ان گلبرگ های خونینش عزادار هم هست تمام گلبرگهایش عزادار و سیاه در کنار ان قرمزی دلربایش سیاهی ابدی هم حکم فرماست . شاید برای این نماد انسانهای عاشق شده شاید..... زود رنج و حساس انقدر حساس که وقتی بک باد به گلبرگهایش سیلی بزند جدا می شود و زندگی اش را به اتمام میرساند. اشکهای اسمان که به رویش چکیده میشود خمیده میشود و دگر تاب و توان برای ادامه حیات ندارد. گل عاشق گل شقایق ..... (عاشقی گر خودش یک چاره داشت خود ،خودش درمانگر قهارداشت افسوس .......( راستی دشت شقایق کجاست؟ میخواهم انقدر نزدیک باشد که در ان سفره ی دل باز کنم و انچنان پروازی که دیگر زمین برایم جا نداشته باشد پرواز روی گلبرگهای داغدارش و من خود صاحب عزای ان دشتم ........ عمر من در یک نسیم بد نواز به پایان میرسید



نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:



دانلود آهنگ





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox