سلام بهونه های عزیز

یلــدا، بلندترین شب سال در راهست
...



ایرانیان قدیم شادی و نشاط را از موهبت های خدایی و غم و اندوه و
تیره دلی را از پدیده های اهریمنی می پنداشتند. مراسم نوروز، جشن مهرگان،
جشن سده، چهارشنبه سوری و شب یلدا و سنت های دیگر در واقع بیانگر این حقیقت است
كه ایرانیان پس از رهایی از بیدادگری و ستم به شكرانه بازیافتن آزادی، جشن برپا
می ساختند و پیروزی نیكی بر بدی و روشنایی بر تاریكی و داد بر ستم را گرامی می
داشتند.

شب یلدا نیز یكی از این موارد است. در دوران كهن، شب مظهر تاریكی و
تباهی و وحشت بوده و اغلب سعی می كردند كه شب هنگام با افروختن آتش و
افزودن نور، خانه روشن باشد. تا پلیدی و تباهی در آن راه نیابد. شب یلدا طولانی
ترین شب ها است. یعنی تسلط تاریكی بر زمین از تسلط نور خورشید و روشنایی می
كاهد و چون فردای این شب روشنایی بر ظلمت غالب و روز طولانی می شود، ایرانیان
تولد دوباره خورشید را كه مظهر روشنایی است، جشن می گیرند.



یلدا اولین شب زمستان است که براساس رسوم قدیم
ایرانیان در این شب مردم در کنار هم جمع شده و با میوه و خشکبار خاصی که ویژه
شب یلدا است آن را جشن می‌گیرند. از جمله‌ میوه‌هایی که در این شب میهمان
خانه‌ها می‌شود، علی‌رغم این فصل می‌توان به هندوانه و انار اشاره کرد.
هرچند مردم ایران، امسال در حالی به استقبال شب یلدا می روند که قیمت انواع
خشکبار افزایش ۱۰۰ درصدی داشته و قیمت هر کیلوگرم هندوانه از مرز 4 هزار تومان
عبور می کند، اما از آنجا که از دیرباز برخی ایرانیان می‌گفتند اگر در شب یلدا
هندوانه خورده نشود، شگون ندارد، از این‌روست که فقیر و غنی حتی اگر میوه‌
دیگری نخرند اقدام به خرید هندوانه در این شب خاص می‌کنند.

شب یَلدا یا
شب چلّه بلندترین شب سال در نیم‌کره شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب
آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز
زمستان) اطلاق می‌شود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن
می‌گیرند. چون شب یلدا بدون تردید از آیین‌های دیرینه و پر معنای ایرانی است که
در آن سنت پسندیده صله رحم زنده می‌شود و باید به هر طریق ممکن آن را پاس
داشت ... در ادامه مجموعه ای از اس ام اس های شب یلدا را حضور شما دوستان
تقدیم می کنیم :





گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.orgگروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

اس
ام

اس های ویژه شب یلدا

یلدا را به
نور قرنها قدمت جاری نگه داریم
شب یلدا، این شب زایش مهر و میترا، شب پیدایش
نور و روشنائی
بر تو ای ایران و ای ایرانی تبار مبارک
باد
.
.
.
باور به نور و روشنایی است، که شام تیره، از دل شب
یلدا
جشن مهر و روشنایی به ما هدیه میدهد
یلدایتان
مبارک
.
.
.
شب یلدا شد و میلاد خوش ایزد مهر
زایش نور
از این ظلمت تاریک سپهر
شب یلدا شد و بر سفره دل باده عشق
رخ معشوقه
و مدهوشی دلداه عشق
شب یلدایتان پرستاره و پرخاطره
باد
.
.
.
هر چه از روشنی و سرخی داریم برداریم کنار هم
بنشینیم
و بگذاریم که دوستی ها سدی باشند در برابر تاریکی
ها
یلدایتان رویایی... روزهایتان پر فروغ، شبهایتان ستاره
باران!
.
.
.
یلداست بگذاریم هر چه تاریکی هست هرچه سرما و
خستگی هست
تا سحر از وجودمان رخت بربندد امشب بیداری را پاس داریم
تا
فردایی روشن راهی دراز باقیست شب یلدا مبارک!
.
.
.
شب
یلدا همیشه جاودانی است
زمستان را بهار زندگانی است
شب یلدا شب فر و
کیان است
نشان از سنت ایرانیان است
.
.
.
یلدا، دختر
سیاه موی بلند بالا، یادگار نام وطن
میوه پائیز ایران و عروس زمستان، در راه
است
او را بر سفره مهر بنشانیم و با نسل فردا پیوندش دهیم
ایرانی
بودن را فراموش نکنیم. یلدا مبارکباد
.
.
.
شب یلد ا و وصف بی
مثالش
خداوندا مخواه، هرگز زوالش
شب یلدا فراتر از همه
شب
نبینم هیچ کس افتاده در تب
شب یلدا زحزن و غم مبراست
شب
یلدا مبارک
.
.
.
شب یلدا شب بزم و سرور است
شبی طولانی
و غمها بدور است
شباهنگام تا وقت سحرگاه
بساط خنده و شادی چه
جوراست
.
.
.
تو دلداری چو من دیوونه داری
تو مجنونی چو
من بی خونه داری
شب یلدا مرا دعوت کن ای دوست
اگه تو یخچالت هندونه
داری !
.
.
.
بدو که روز کوتاهه
پائیز آخر
راهه
هندونه رو آوردی؟
جوجه هاتو شمردی ؟
زمستون میشه
فردا
مبارک باشه یلدا !
.
.
.
همه لحظه های پایانی
پاییزت
پر از خش خش آرزوهای قشنگ
یلدا
مبارک
.
.
.
در آغاز زمستان هرگز زمستانی مباد، بهار
آرزوهایت
یلدا مبارک
.
.
.
شده یلدا مقارن با
محرم
نمی دانم بخندم یا بگریم
مبارک، تسلیت عید و عزاتان
پس
از شادی بخور یک ذره هم غم!
.
.
.
سهم من از شب یلدا
شاید
قصه ای از غصه و انار سرخی که پر از دلتنگی ست
غم هایم بلند
همانند شب یلداست
.
.
.
شب یلداست
دلم در خواب پروانه
شدن بود
ولی افسوس
دلم در اوج رفتن رو به شمعی سوخت و من
نالان
کنار سفره ای از عشق خالی
شبی مایوس و سرگردان دارم
امشب
.
.
.
به صد یلدا الهی زنده باشی
انار وسیب
وانگورخورده باشی
اگر یلدای دیگر من نباشم
تو باشی وتو باشی وتو
باشی
پیشاپیش یلدات مبارک
.
.
.
مهم نیست هندونه ی شب
یلدات شیرین نباشه
یا انارات ترش از آب دراد
یا کدو تنبلی که بار
میذاری بیمزه بشه
یا چند تا از گردوهایی که می شکونی پوک باشه
مهم
اینه که کسی داری که یلدا رو بهت تبریک بگه
.
.
.
لبی سرد و
دلی افسرده داریم
به سر افکار تیپا خورده داریم
رسد پایان پاییز و از
آغاز
هزاران جوجه ی نشمرده داریم !
.
.
.
پاییز
ثانیه ثانیه می گذرد
یادت نرود این جا کسی هست که به اندازه
تمام برگ
های رقصان پاییز برایت آرزوهای خوب دارد
عمرت یلدایی، دلت دریایی، روزگارت
بهاری
یلدای خوشی را برایت آرزو می کنم
.
.
.
تنها چند
دقیقه ناقابل مى تواند از یک شب عادى، شب یلدا بسازد؛
ولى با هم بودن است که
آن را نیک نام کرده و در تاریخ ماندگار شده است
.
.
.
شب
یلدا عزیزه هندوانه
اگرچه ترش و لیزه هندوانه !
بهایش را چو پرسیدم ز
یارو
بگفتا هیس ! جیزّه هندوانه !
.
.
.
فریاد
کشیده هر دو جیبم جانسوز
با دیدن نرخ هندوانه دیروز
یلدا تو کمی دیر
تر امسال بیا
یارانه برای تو ندادند هنوز
!
.
.
.
لبی سرد و دلی افسرده داریم
به سر افکار
تیپا خورده داریم
رسد پایان پاییز و از آغاز
هزاران جوجه ی نشمرده
داریم
.
.
.
رفتم شب یلدا به سراغ حافظ
تا حال مرا کند
برایم محرز
گفتم که شود بهتر از این احوالم ؟
دیوان به زبان آمد و
گفتا هرگز !
.
.
.
از غم به جان آمد دلم درمان
ندارد
شام غریبان را سحر امکان ندارد
امشب شب مهتاب و یلدا با هم
آمد
تکرار تلخ ماجرا پایان ندارد
.
.
.
رویت به سرخی
انار شبت به شیرینی هندوونه
خنده ات مثه پسته و عمرت به بلندی
یلدا
.
.
.
آخر پاییز شد، همه دم می زنند از شمردن جوجه ها
!
بشمار، تعداد دل هایی را که به دست آوردی
بشمار، تعداد لبخند هایی که
بر لب دوستانت نشاندی
بشمار، تعداد اشک هایی که از سر شوق و غم
ریختی
فصل زردی بود، تو چقدر سبز بودی ؟
جوجه ها را بعدا با هم
میشماریم ...
.
.
.
با سلام، اگر در صحت و سلامت به سر می
برید،
لطفا به این شماره پیامک خالی بفرستید
طرح سر شماری جوجه های
آخر پاییز!
.
.
.
یلدا شب پیوند دل و خاطره
است
دیدار من و برف لب پنجره است
یلدا شب هندوانه و فال و
غزل
کار دل من بی تو ولی یکسره است ...
.
.
.
شما
را گر شب یلدا بلنده
مرا لیست طلبکارا بلنده
از اول شانس و اقبالم کج
افتاد
زمانه ناقلا با من لج افتاد
اگرچه بخت من چون شام
تاره
در اون بالا ندارم یک ستاره
ولی هندونه ام در شام
یلدا
سفیدیش بود چون شیر گاوا
انارم ترش و گردوهام پوچه
و
چشمان زنم افسوس لوچه
بود آجیل تلخ و سیب ها کال
و قطعاً می شود
وارونه ام فال
خلاصه در شب یلدای بنده
بود اوضاع و حالم باب
خنده
.
.
.
عمرتون صد شب یلدا
دلتون قدر یه
دنیا
توی این شبهای سرما
یادتون همیشه با ما
دل خوش باشه
نصیبت
غم بمونه واسه فردا
.
.
.
یلدا یعنی یادمان باشد
که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن
گرفت.
یلدایتان مبارک



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.orgگروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

این هم یک شعر کودکانه زیبا در خصوص شب
یلدا


تقدیم به بچه های سنین مهد کودک، پیش دبستانی و
دبستان


سی ام آذره و یک شب زیبا
یه شب بلند به اسم شب
یلدا

شب شب نشینی و شادی و خنده
شبی که واسه ی همه خیلی
بلنده

همه ی اهل خونه خوشحال و خندون
آجیل و شیرینی و میوه
فراوون

شب قصه گفتن و یاد قدیما
قصه ی لحاف کهنه ی ننه
سرما

شب یلدا که سحر شد، فصل پاییز دیگه میره
جای پاییز رو
زمستون می گیره

ننه سرما باز دوباره برمی گرده
کوله بارش رو پر
از سوغاتی کرده

شاعر:
خانم مهری طهماسبی دهکردی


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.orgگروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

پیشینه ی یلــدا و شب چله در نزد ما
ایرانیان



در ایران كهن هر یك از سی روز ماه، نامی ویژه
دارد، كه نام فرشتگان است. نام دوازده ماه سال نیز در میان آنهاست. در هر ماه
روزی را كه نام روز با نام ماه یكی باشد، جشن می گرفتند. در دی ماه، در ایران
كهن، چهار جشن، وجود داشت که امروز از این چهار جشن تنها شب نخستین روز دی
ماه، یا شب یلدا را جشن می گیرند، یعنی آخرین شب پاییز، نخستین شب زمستان،
پایان قوس، آغاز جدی و درازترین شب سال را.

یلدا از نظر معنی معادل با كلمه
نوئل از ریشه ناتالیس رومی به معنی تولد است و نوئل از ریشه یلدا است. واژه
یلدا سریانی و به معنی ولادت است. ولادت خورشید (مهر و میترا) و رومیان آن را
(ناتالیس انویكتوس) یعنی روز (تولد مهر شكست ناپذیر) نامند.

اجداد ما
این شب را تا به صبح به جشن و پایكوبی به گرد آتش، می‌پرداختند، برخوانی الوان
از میوه‌هایی چون هندوانه، خربزه، انار، سیب، خرمالو و به می‌نشستند. این میوها
هر یك بار معنایی نمادین با خود دارد: هندوانه كه قاچ‌های مدور می‌خورد چون
خورشید، یادآور گرمای تابستان و فرونشاندن عطش است. انار هم صندوقچه
دانه‌های مروارید سرخ كه خود نماد تناسل نسل و زایش است و شب چره‌هایی كه
با شكستن آن شادی را با خود به همراه می‌آورد و دمی همه را از حرف زدن باز
می‌دارد.

پایان فصل خزان و فرارسیدن سرما و دگرگونی رنگ زمین از زردی خزان
به سفیدی عشق و محبت را ایرانیان از دیرباز در شبی بلند و مهربانگرامی
می‌دارند. جای جای ایران زمین به عنوان سرزمینی كهن با كوله‌باری مملو از
آیین‌های هزاران ساله، "یلدا" بلندترین شب سال را به گونه‌ای خاص و برگرفته از
آیین‌ها و سنت‌های بومی منطقه به صبح می‌رسانند.

آیین‌های شب یلدا گرچه
در گذر ایام دستخوش تغییراتی شده اما همچنان در سنت‌های مناطق مختلف كشور مورد
توجه قرار دارد. هرچند كه زندگی ماشینی و گرفتاری‌های روزمره، موجب ایجاد فاصله
میان مردم ایران با سنت‌ها و آیین‌های گذشته شده، اما هنوز هم جلوه‌ها و
نمادهای از سنت‌های ویژه‌ای از ایران باستان در ایامی مانند شب یلدا و نوروز
به چشم می‌خورد. نكته زیبا و بیادماندنی بلندترین شب سال در این است كه همه
ایرانیان اعم از فارس، ترك، كرد، لر، بلوچ و عرب، شب یلدا را شب جشن، شادی، دور
هم‌نشینی، مهرورزی، دوستی و صداقت می‌دانند. آنچه در این میان و برگزاری
آیین‌های ویژه شب یلدا جالب است شباهت‌های جشن كریسمس به یلدا است، مورخان
می‌گویند این جشن گرچه متعلق به مسیحیان است اما در اصل از ایران باستان و
آیین"مهر"(میترائیسم) گرفته شده و به همین دلیل، با دی و شب یلدای ایرانی
همزادی و اشتراكات فراوان دارد.

زمان "كریسمس" اكنون نیز میان شاخه‌های
مختلف مسیحیت اعم از ارتدوكس، كاتولیك و پروتستانها، متفاوت است و هریك، مبنایی
را برای آن تعیین كرده‌اند گرچه همگی به سالروز تولد "مهر" (میترا) - خدای
پاكی- در ایران باستان نزدیكند. با یلدا واپسین ساعات خزان گذر می‌كند و
صدای پای زمستان با سوزی سرد اما نوازشگر به گوش می‌رسد. خیانها شلوغ و پر رفت
و آمد است انگار نفس گرم شب یلدا و دور هم نشستن، سوز سرما را از یاد برده‌
است.


شب یلدا در خراسان به "شب چله" معروف و دارای پیشنیه دیرینه‌ای است
و مردم در این شب با شركت در شب نشینی‌های طولانی و خوردن انواع میوه و
تنقلات سعی در بهتر گذراندن طولانی‌ترین شب سال دارند. مردم این منطقه برای
استقبال نخستین روز از سردترین فصل سال تا آنجا كه توان مالی دارند، در خرید
میوه‌های مخصوص شب یلدا مانند هندوانه، انار و خربزه كوتاهی نمی‌كنند. بردن
هدیه به خانه عروس با عنوان "شب چله‌ای" از دیگر مراسم شب یلدا در استان خراسان
به ویژه مناطق جنوبی این استان است. در این شب برای دخترانی كه به تازگی نامزد
شده‌اند، از سوی خانواده داماد، هدایایی فرستاده می‌شود و خانواده‌های عروس
و داماد دور هم جمع می‌شوند. در این شب افراد با جمع شدن در خانه بزرگ فامیل،
خواندن شعر و داستان، خوردن شیرینی، آجیل و انواع تنقلات، بلندترین شب سال تا
پاسی از شب بیدار می‌مانند.

یكی از آیین‌های ویژه شب یلدا در استان
خراسان جنوبی برگزاری مراسم "كف زدن" است. در این مراسم ریشه گیاهی به نام چوبك
را كه در این دیار به "بیخ" مشهور است، در آب خیسانده و پس از چند بار جوشاندن،
در ظرف بزرگ سفالی به نام "تغار" می‌ریزند. مردان و جوانان فامیل با
دسته‌ای از چوب‌های نازك درخت انار به نام "دسته گز" مایع مزبور را آنقدر هم
می‌زنند تا به صورت كف درآید و این كار باید در محیط سرد صورت گیرد تا مایع
مزبور كف كند. كف آماده شده با مخلوط كردن شیره شكر آماده خوردن شده و پس از
تزیین با مغز گردو و پسته برای پذیرایی مهمانان برده می‌شود. در این میان گروهی
از جوانان قبل از شیرین كردن كف‌ها با پرتاب آن به سوی همدیگر و مالیدن كف به
سر و صورت یكدیگر شادی و نشاط را به جمع مهمانان
می‌افزایند.

اما در استان اصفهان نیز از قدیم‌الایام آیین‌های ویژه‌ای وجود
داشته كه كم و بیش هنوز هم ادامه دارد. به باور اصفهانی‌های قدیم، زمستان
به دو بخش "چله" و "چله‌كوچیكه" تقسیم می‌شد كه موعد چله از اول دیماه تا
‪۱۰‬بهمن بود اما "چله كوچیكه" از دهم بهمن آغاز می‌شد و تا سی بهمن ادامه
داشت. البته آیین برگزاری شب چله در اصفهان به دو نام"چله زری" (ماده) و"عمو
چله"(نر) تقسیم می‌شود زیرا از گذشته تاكنون همه موجودات و اشیاء را بر اساس
جنس مذكر و مونث تقسیم می‌كردند. اصفهانی‌ها دوشب را به عنوان شب چله برپا
می‌كردند و آیین‌های مخصوص به این شب را به جا می‌آوردند. آیین شب چله در
شهر اصفهان خانوادگی برگزار می‌شده است و خانواده‌های اصفهانی با پهن كردن
سفره‌یی با عنوان "سفره شب چله"، این شب را گرامی می‌داشتند. هندوانه به‌عنوان
نمادی كروی كه برونش سبز و درونش قرمز است و سمبل خورشید محسوب می‌شود،
به‌عنوان مهمترین میوه بر سر سفره چله قرار می‌گیرد. از دیگر بخشهای این آیین
در اصفهان قدیم پهن كردن تمام البسه و رخت خوابها در هوای آزاد بویژه در
مقابل خورشید با هدف خوش آمدگویی به "عمو چله" و "چله زری" بوده
است.

در استان كرمانشاه نیز كه از شهرهای باستانی و كهن ایران زمین است،
شب یلدا از جایگاه ویژه‌ای در میان مردم برخوردار است و همواره با مراسم
زیبا و با شكوهی همراه است. مردم استان كرمانشاه براساس آیینی كهن در این شب
بیدار می‌مانند تا با شعر خواندن، قصه گفتن، فال حافظ گرفتن و آجیل خوردن با
مادر جهان در زادن خورشید همراهی و همدردی كنند. میوه‌هایی نیز دراین شب خورده
می‌شود كه به گونه‌ای نمادی از خورشید است مانند هندوانه سرخ، انار سرخ، سیب
سرخ و یا لیموی زرد، قصه‌هایی از عشق جاودانه شیرین و فرهاد، رستم و سهراب،
حكایت حسین كرد شبستری و خواندن اشعار زیبا و دلنشین شامی كرمانشاهی در
گذشته نقل مجالس شب یلدا در كرمانشاه بود. آن روزها افراد فامیل بنا بر رسمی
دیرینه به خانه بزرگترین فرد فامیل كه معمولا پدر بزرگ و مادر بزرگ بودند
می‌رفتند و با تكاندن برفهای زمستان از لباس هایشان در گرمای آرامش بخش كرسی
فرو می‌رفتند. افراد فامیل بر سر یك سفره باهم شام می‌خوردند و بر روی سفره
مخصوص این شب خوردنیهای متنوعی چیده می‌شد.
خوردنی‌هایی از قبیل آجیل، راحت
الحلقوم، مشكل‌گشا، شیرینی محلی دست پخت مادر بزرگها به خصوص نان شیرینی معروف
"نان پنجره‌ای، كاك و نان برنجی"، و میوه‌هایی چون انار، سیب و هندوانه كه نگین
این سفره بود. یكی از آداب زیبایی كه شب یلدا در استان كرمانشاه وجود دارد
گرفتن فال حافظ است كه مردم با اعتقادات خاص خود رهنمودهایش را چراغ راه مشكلات
خود در زندگی قرار می‌دهند. هچنین دختران دم بخت با این كار از باز شدن بخت خود
در آن سال خبری می‌گرفتند.




طبقه بندی: اس ام اس sms،  مناسبتها، 

تاریخ : چهارشنبه 29 آذر 1391 | 09:00 ق.ظ | نویسنده : giga | نظرات

سلام بهونه های عزیز


 

همگی خوب هستین؟


 

تصور کنید در حال کار با لپ تاپتان هستید و تلفن همراه تان زنگ می خورد. مجبورید
دست از کار با کامپیوتر بکشید و با تلفن تان صحبت کنید.
اما احتمالا خبر ندارید
که در ویندوز7 می توانید به جای این کار با کامپیوترتان به تلفن ها پاسخ دهید!


 

برای این کار شما تنها نیاز به یک رایانه دارید
که دارای بلوتوث باشد.


 

با انجام تنظیمات کوچکی در ویندوز 7 می توانید از
میکروفون و اسپیکر لپ تاپتان (یا کامپیوتر شخصی) به جای هندسفری موبایل استفاده
کنید.
در این حالت گوشی شما زنگ میخورد و همان طور که در حال کار با کامپیوتر
هستید و بدون اینکه دست به تلفن همراهتان بزنید با استفاده از رایانه تان به تماس
ها پاسخ می دهید و با دوستانتان صحبت می کنید. تلفن همراه تان هم میتونه 10ها متر
دورتر از رایانه تان باشد.


 

در این حالت صدای طرف مقابل، از اسپیکر های رایانه
و صدای شما هم از طریق میکروفون لپ تاپتان به گوش طرف مقابل می رسد.


 


برای این کار مراحل زیر را به ترتیب
دنبال کنید:


 

- بلوتوث تلفن همراه و کامپیوترتان را روشن
کنید.
- در کادر جستجوی منوی Start ویندوز 7 ، کلمه Bluetooth را تایپ کرده و
آیکون آن را اجرا کنید.
- بر روی Add Device کلیک کنید. منتظر بمانید تا بلوتوث
رایانه گوشی شما را پیدا کند.
- مراحل را جهت نصب ادامه دهید و پیام های دریافت
شده در رایانه و تلفن همراه را تایید کنید.
خوب حالا همه چی آماده است.
بر
روی آیکونی که مربوط به گوشی شماست دو بار کلیک کنید.
خوب کار تمام است.


 


از همین بخش میتوانید:


 

1-با کلیک بر روی اولین دکمه Connect میتونید از
GPRS روی گوشی تان بر روی کامپیوتر استفاده کنید. (مناسب برای نوت بوک ها - در این
صورت حتی در سفر هم میتونید از اینترنت در لپ تتان استفاده کنید )


 

2- با تایپ هر شماره ای در کامپیوتر و فشردن دکمه
Call میتونید تماس بگیرید.


 

3- با کلیک بر روی سومین دکمه میتوانید، یک موزیک
را در تلفن همراه تان پخش کنید و صدای آن، به جای پخش از گوشی، از اسپیکر رایانه
تان پخش خواهد شد!


 

4- و بالاخره با کلیک بر روی آخرین دکمه اسپیکر و
میکروفون رایانه تان تبدیل به یک هندسفری بلوتوث میشه که به صورت اتوماتیک پس از
اولین زنگ به گوشی، ارتباط تلفنی برقرار شده و می توانید با دوستان از طریق
میکروفون کامپیوتر صحبت کنید و صدای دوستتان را هم از اسپیکر رایانه بشنوید.
استفاده از این قابلیت خصوصا در نوت بوک ها و نت بوک ها به دلیل همراه داشتن
میکروفن و اسپیکر داخلی شدیدا توصیه میشود و میتوانید به آسانی همچنان که به کار با
رایانه شخصی تان مشغول هستید به تماس های تلفنی هم پاسخ دهید.


 

همچنین در بخش پایین همین پنجره می توانید از
طریق بلوتوث به
محتویات تلفن همراه خود دسترسی پیدا کنید - از اطلاعات نسخه پشتیبان بگیرید و یا
فایلی را به تلفن همراه تان انتقال دهید.




طبقه بندی: ترفند و همه چی در مورد رایانه،  موبایل و ترفندهای آن، 

تاریخ : چهارشنبه 22 آذر 1391 | 11:28 ق.ظ | نویسنده : giga | نظرات



احساس می کنم باران کمی زبادتر از همیشه شده ترس از سیل و نابودی دل دارم.....

دریاچه ی کوچیک من نه قایقی دارد نه پلی برای نجات مسافرش نه فرشته ای با بال هایی برای پرواز.....


محکوم به ماندن و اسیریست اه ای دل.......

ماندن و نفس کشیدن در مه زندگی 


نمی دانم تک سوار اسب من می داند که دیگر زمینی برای امدنش نیست ....


نمی دانم می داند که اسمان تاریک شده و اسبش راه را نمی یابد..

شاید نه اسبی دیگر باشد و نه تک سواری ...

توهم و خیالات بیهوده در ماندن جاودانه ی من در ساحل اندوهگین دل باز هم  زیباست .....

شاید خورشیدی باشد که هر روز می اید و دل را روشن می کند 


و من این را دوست دارم ......


(بهونه)



طبقه بندی: حرف دل، 

تاریخ : پنجشنبه 9 آذر 1391 | 11:39 ق.ظ | نویسنده : بهونه | نظرات







زمستان ای بی رحم ترین فصل درونی من 


برف درون من بارشش ابدیست و من در قندیل های بلند صورت چین و چروک خورده خود را می بینم 

اشک ها تا در صورتم جاری می شوند گلوله ای می شوند از جنس شیشه .....


سکوت دل فرا تر از حد طبیعی و من با تمام وجود این سکوت بی معنا را حسش می کنم 


کاش سفیدی زمستان تمام می شد و من ریشه های درختان بهاری را درونم احساس می کردم 

کاش جغد سفید شب دیگر بر بالای درخت تنهایی من نمی نشست و من با صدایش عمق تنهایی ام را درک نمی کردم 


در میان جمع تنها ماندن چقدر سخت است ......


در میان جمع بی صدا بودن  چقدر سخت است......

کاش بودی و درک می کردی ....

کاش بودی و سردی دلم را می دیدی  که چگونه مانند سرطان چنگ به تمام زندگی ام زده...

کاش ....


(بهونه)







طبقه بندی: حرف دل، 

تاریخ : چهارشنبه 8 آذر 1391 | 07:34 ق.ظ | نویسنده : بهونه | نظرات
با سلام به تمام انهایی که بهانه ای دارند برای زندگی 

امیدوارم همه خوب باشند تو این روزهای عزیز احساس همه عوض بشه به والاترین جایگاه برسه





اینک ، همینجا زندگی کن! زندگی کردن در امید، زندگی کردن در آینده است، واین خود به تعویق انداختن زندگی به معنای واقعی است. 


هم اینک هم اینجا زندگی کن. زندگی به طرز فوق العاده ای لذتبخش است. 


همینجا دارد می بارد و تو جای دیگری را می نگری در این دنیا،


 همینجا و هم اینک بمان و به راهت ادامه بده و با قهقهه ای برخاسته از عمق وجودت ادامه بده.


 راهت را به سوی خدا برقص! راهت را به سوی خدا بخند! راهت را به سوی خدا آواز بخوان


 اوشو





طبقه بندی: پند و اندرز، 

تاریخ : سه شنبه 7 آذر 1391 | 03:28 ب.ظ | نویسنده : بهونه | نظرات
سلام بهونه های عزیز

چند قطعه عکس از کربلا در ادامه مطلب
خبرگزاری فارس: تصاویری نادر از کربلای معلی یک قرن پیش

ادامه مطلب

طبقه بندی: عکسهای جالب و با حال و قابل تامل ، 

تاریخ : دوشنبه 6 آذر 1391 | 06:47 ق.ظ | نویسنده : giga | نظرات
سلام و عرض تسلیت خدمت امام زمان ، جضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و تمامی مسلمین جهان و شما بهونه های غمدار سالار شهیدان

امروز روز عاشوراست
امروز در کربلا غوغاست
چه بسا دلهای عاشقی که برای رسیدن به معبود لحظه شماری میکنند ، و از یکدیگر سبقت میگیرند.
حادثه کربلا لحظه به لحظه اش برای ما درسه.

امام حسین که بود که بعد از هزار و اندی سال هنوز جوشش خونش تمام نشده؟

امام آنقدر عاشق مناجات و رازو نیاز با خدا بود که دیشب را برای همین کار از دشمن مهلت گرفته بود.
آنقدر نماز را دوست میداشت ، که جهاد واجب را برای نماز واجب ترک کرد.(توجه توجه :یعنی نماز از جهاد مهم تر است)

از زهد و عبادت او روایت شده که : 25 حج پیاده به جای آورده .
روزی از ایشان سوال شد که : چرا اینهمه از پروردگار ترسانی ؟
در جواب فرمودند :
 که از عذاب قیامت ایمن نیست مگر آنکس که در دنیا از خدا بترسد.

در روز عاشورا و قبل از شروع جنگ ، پس از موعظه شدن دشمنان توسط "زهیرابن قین" و  "بُریربن خضیر"  که هیچ گوش شنوایی نبود تا بشنود ، حضرت سیدالشهدا (ع) خود به سوی ایشان آمده و تقاضای سکوت کرد و لشکریان سکوت کرده و ایشان پس از حمد و ثنای الهی و درود و سلام بر ختم رسل و ملائکه و سایر انبیاء ، فرمودند:
هلاکت و اندوه باد شما را ای جماعت غدٌار ، و ای بی وفاهای جفاکار ، در هنگامی که به جهت هدایت خویش ما را به سوی خود طلبیدید و ما اجابت شما کرده و شتابان به سوی شما آمدیم ، پس کشیدید بر ما شمشیرهایی که به جهت ما در دست داشتید و بر افروختید بر روی ما آتشی را که برای دشمن ما و دشمن شما مهیا کرده بودیم . . .
آیا ظالمان را معاونت میکنید و از یاری ما دست برمیدارید ؟
بلی ، سوگند به خدای ، که غدر و مکر از قدیم در شماها بوده . . .
آگاه باشید که زنازاده فرزند زنا زاده (ابن زیاد لعنت الله علیه) مرا مردد کرده میان دوچیز :
یا آنکه شمشیر کشیده و در میدان مبارزت بکوشم ، و یا آنکه لباس مذلت بر خود بپوشم ، و دور است از ما ذلت ، و خداوند رضا ندهد و رسول نفرماید و مومنان و پروردگان دامنهای طاهر و صاحبان حمیّت و ارباب های غیرت ، ذلّت لئام را بر شهادت کرام اختیار نکنند ، اکنون حجت را بر شما تمام کردم و با قلّت اعوان و کمی یلران با شما رزم خواهم کرد . . .
آنگاه فرمود :
سوگند به خدای که شما بعد من زیاد زندگی نمیکنید ، روزگار ، آسیای مرگ بر سر شما بگرداند و شما مانند میله سنگ آسیا در اضطراب باشید .
این عهدیست  به من از پدر من و از جدّ من ، اکنون رای خود را فراهم کنید و با اتباع خود هم دست شوید و مشورت کنید تا امر بر شما پوشیده نماند.
پس قصد من کنید و مرا مهلت ندهید همانان من نیز توکل کرده ام بر خداوندی که پروردگار من و شماست ، که هیچ متحرک و جانداری نیست مگر آنکه در قبضه ی قدرت اوست . همانا پروردگار من بر راه راست و عدالت استوار است ، جزای هرکسی را برابر کار او میدهد.

پس زبان به نفرین آنان گشود و گفت:
ای پروردگار من ، باران را از این جماعت قظع کن و برانگیز بر ایشان قحطی مانند قحطی زمان یوسف (ع) که مصریان را به آن آزمایش فرمودی و غلام ثقیف ( شاید منظور مختار باشد)را بر ایشان سلطنت ده تا آنکه برساند به کامهای ایشان کاسه های تلخ مرگ را ، زیرا ایشان فریب دادند مارا و دست از یاری ما برداشتند و تویی پروردگار ما ، بر تو توکل کردیم و به سوی تو اِنابه نمودیم و به سوی توست بازگشت همه.

برگرفته از کتاب "منتهی الآمال"



طبقه بندی: مناسبتها، 

تاریخ : یکشنبه 5 آذر 1391 | 04:28 ق.ظ | نویسنده : giga | نظرات

سلام به همه ی انها که بهانه ای دارند برای زندگی

 

این روز ها التمای دعا دارم از همتون

 

این شعر از اقای علی اکبر ثابتیان هست من کلا نوشته های ایشون دوست دارم و در  این سالها همیشه  خواندم امیدوارم شما هم خوشتون بیاد

فریادی از جنس سکوت... می توانی بشنوی؟

دوباره شروع از گفتن است، ناتمام گفتن
که شاید تو تمامش کنی...
 
دوباره هق هق است و هزاران آه و نشنفتن های تو
من و کاغذ و قلم دربدر وادی حرف
که تو شاید گذری از لب این وادی کنی
و تو شاید کمی گوش کنی... بشنوی این فریادم
که تو امروز از آن می گذری

خسته ام بس که شنفتم چه بی آوازم
و چرا مسکوتم
و چرا هیچ ندارم حرفی

وه چه بی فریادم  آه چه بی آوازم

من خود زخود می پرسم که چرا مسکوتم!!
منی که غرق شده در حرفم... چرا بی حرفم؟؟

من و این بغض صدا خسته ازاین همه آه
قصد شب داریم و بس
قصد رقصیدن در جشن خدا
قصد ماه افشانی
قصد شب پیمایی...

من بودم و ماه
در شبی مهتابی
خیره ی ماه شدم و می خندم
ماه نیز بر رخ من می خندد
من پر از فریادم
من پر از آوازم...

ناگهان ابری آمد و بپوشاند شب را
تیره شد آسمان و ندیدم ماه را
حال من بودم شب
حال من بودم و این تاریکی
باز من بودم و دنیای خموش
باز من بودم قصه ی سکوت

و کنون می فهمم که چرا مسکوتم
و چرا هیچ کسی نشناخت این فریادم

من همه فریادم  من همه آوازم
در دل فریادها چه سکوتی این جاست...



تاریخ : چهارشنبه 1 آذر 1391 | 03:26 ب.ظ | نویسنده : بهونه | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو