بهونه های عزیز سلام

در مورد شهیدی میخوام براتون مطلب بذارم که شاید خیلیها اسمش رو هم نشنیده باشن


خلبان شهید سید علی اقبالی دو گاهه



سرلشکر خلبان شهید سید علی اقبالی دوگاهه

سرلشکر خلبان شهید سید علی اقبالی دوگاهه

کشور: ایران
شهر: تهران
تاریخ: در اول آبان ماه ۱۳۵۹ مصادف با عید قربان در زمان بازگشت از ماموریت موفقیت آمیز، هواپیمایش سرنگون و پس از اسارت به دستور صدام به فجیع‌ترین و بیرحمانه ترین وضع به شهادت رسید
محل دفن: نیمی از پیکر مطهرش در قبرستان محافظیه نینوا در جوار ضرت اباعبدا… الحسین(ع) و بخشی دیگر در قبرستان زبیر موصل به خاک سپرده شده بود، پیکرش پس از تفحص به کشور منتقل و در پنجم مردادماه ۱۳۸۱ در ایام فاطمیه (س) در قطعه خلبانان بهشت زهرا آرام گرفت

سرلشکر خلبان شهید سید علی اقبالی دوگاهه در هفتم مهر ماه ۱۳۲۸ در محله دوگاهه شهرستان رودبار در استان گیلان دیده به جهان گشود. دوران طفولیت و تحصیلات ابتدایی را در رودبار پشت سر گذاشت و برای ادامه تحصیل و اخذ دیپلم به تهران آمد و در دبیرستان امیرکبیر ثبت نام کرد. وی پس از اخذ دیپلم، با عشق و علاقه وافری که به پرواز و حراست از آسمان میهن داشت، در تاریخ سیزدهم آذر ماه ۱۳۴۶ به استخدام نیروی هوایی ارتش درآمد.

پس از طی آموزش های نظامی، موفقیت در آزمون‌های زبان انگلیسی، مهارت های فنی تخصصی، پشت سرگذاشتن دوره‌های آکادمی پرواز و پرواز مقدماتی با هواپیماهای پاپ و F-33، در بیست ‌و پنجم مردادماه ۱۳۴۷ به منظور تکمیل دوره خلبانی و پرواز با هواپیماهای پیشرفته جت شکاری به پایگاه هوایی ویلیامز شهر فنیکس ایالت آریزونای امریکا اعزام گردید. پس از طی دوره‌های تکمیلی و پرواز با هواپیماهای T-38 , T-37 , T-6 , T-41 به مدت ۲۲۰ ساعت و دریافت نشان خلبانی و کسب رتبه نخست در بین بیش از ۴۰۰ دانشجوی خلبانی از کشورهای مختلف به عنوان خلبان نمونه این پایگاه به ایران بازگشت.

سرلشکر خلبان شهید سید علی اقبالی دوگاهه

سرلشکر خلبان شهید سید علی اقبالی دوگاهه

وی سپس آموزش های تاکتیکی را با هواپیمای شکاری F-5 در تاریخ چهاردهم بهمن ماه ۱۳۴۸ به سرعت به پایان رساند و به عنوان افسر خلبان جنگنده شکاری تاکتیکی F-5 تایگر در گردان ۴۳ شکاری، فعالیت های پروازی خود را در پایگاه هوایی دزفول آغاز نمود. در مسابقات تیراندازی هوایی که در سال ۱۳۵۱ بین خلبانان تمامی پایگاه ها در پایگاه دزفول برگزار گردید، حائز مقام نخست در بین تمامی خلبانان و به عنوان قهرمان قهرمانان معرفی شد.

آگاهی های علمی و مهارت های تخصصی ایشان در پروازهای تاکتیکی و عملیاتی به حدی بود که در کمترین زمان ممکن، تا سطح لیدر دومی ارتقا یافت و با جدیت در انجام وظایف و ارایه طرح های کاربردی و مؤثر در راستای پایین آوردن سوانح پروازی، نام خود را در ردیف بهترین و نام‌آورترین خلبانان نیروی هوایی ثبت کرد. بدین ترتیب، بار دیگر در سال ۱۳۵۳ جهت گذراندن دوره کارشناسی تفسیر عکس های هوایی و مدیریت اطلاعات و عملیات هوایی به امریکا اعزام گردید و پس از طی این دوره و بازگشت به ایران، ابتدا در پایگاه ششم شکاری بوشهر و سپس در پایگاه دوم شکاری تبریز، ضمن انجام پروازهای عملیات تاکتیکی و استاد خلبانی، مسئولیت شعبه اطلاعات و عملیات فرماندهی گروه یکم گردان ۲۳ شکاری و افسر ناظر اجرای طرح های عملیاتی معاونت طرح و برنامه نیروی هوایی را بر عهده گرفت.

اقبالی در سال ۱۳۵۴ ازدواج کرد و ثمره این ازدواج فرزند پسری بود که در حال حاضر یکی از پزشکان حاذق کشورمان و از افتخارات ایران اسلامی است.

شهید اقبالی عاشق پرواز بود. علیرغم مسئولیت های مهمی که بر عهده داشت، هرگز از فعالیت های پروازی دور نشد. جرات و جسارت در پروازهای عملیاتی، تکنیک در کنار تاکتیک به همراه مهارتهای فنی، علمی و تخصصی، از وی استاد خلبان ماهر و برجسته‌ای ساخته بود که بر اساس مدارک موجود در پرونده پرسنلی، همواره در وضعیت عالی پروازی، آکادمیک و انظباطی قرار داشت و دریافت بیش از ده مورد تشویقی از رده های فرماندهی نیروی هوایی ارتش، گواهی بر این مدعاست.

وی با بیش از ۳ هزار ساعت پرواز عملیاتی و آموزش خلبانی به ده ها دانشجوی جوان خلبانی که تعدادی از آنها همچون شهیدان سرافراز سرلشکر خلبانعباس بابایی و سرلشکر خلبان مصطفی اردستانی به مقام والای شهادت نائل گردیده اند، و یا به رده های ارشد فرماندهی نیروی هوایی رسیده اند، کارنامه درخشان و پرافتخاری در طول عمر کوتاه و پربرکت خود به جای گذاشت.

سرلشکر خلبان شهید سید علی اقبالی دوگاهه

سرلشکر خلبان شهید سید علی اقبالی دوگاهه

وی فردی به تمام معنا صمیمی و مهربان بود. انسانی فروتن و خویشتندار، گشاده رو، متین، آراسته و با اخلاق نیکو و منش بسیار انسانی بود که در نگاه اول هر کس را شیفته خود می‌کرد. دارای روحی بلند که علاقه خاصی به قرائت قرآن مجید داشت و هر چند وقت، کل قرآن را دوره می‌کرد. او خلبانی جوان با دانش و معلومات فوق‌العاده گسترده بود که به تمام موضوعات و قوانین پروازی اشراف کامل داشت. با تکیه بر هوش و استعداد و حافظه بسیار قوی خود، با وجود تعدد منابع دانش پروازی و منابع تخصصی، به ویژه آیین نامه‌ها و دستورالعمل های نیروی هوایی، شهید اقبالی به طور خارق‌العاده‌ای به این منابع احاطه داشت به نحوی که در مناظره‌ها بعضا مشاهده می‌شدکه با قید عنوان آیین نامه، صفحه و پاراگراف را دقیقا ذکر می کند! به علت توانایی های بالایی که در امور فنی و پروازی داشت، در خیلی از موارد مورد مشورت همکاران و فرماندهان قرار می‌گرفت و تحلیل های وی همواره صائب بود. لذا از احترام خاصی در نزد فرماندهان نیرو مخصوصا شهید فکوری فرمانده وقت نیروی هوایی برخوردار بود. وی در سن ۲۵ سالگی استاد خلبان جنگنده F-5 و در ۲۷ سالگی با درجه سرگردی جزو افسران ارشد نیروی هوایی شد.

آن شهید بزرگوار به دلیل برخورداری از هوش وافر، آگاهی های بالای علمی و مهارت های فنی و تخصصی توانست در کمترین زمان ممکن به سطح لیدری ارتقا یافته و سرانجام به ستاد نیروی هوایی در تهران منتقل گردد. طی خدمت در ستاد، وی طرح های استراتژیک و تاکتیکی ویژه ای را علیه تمامی نقاط حساس و حیاتی دشمن طراحی کرده بود. شهید اقبالی در حالی که یک نیروی ستادی بود و می توانست دیگر حتی یک ساعت هم در کابین جنگنده ننشیند، با شروع جنگ و حمله عراق به ۱۵ پایگاه نیروی هوایی، بلافاصله خودش را به پایگاه تبریز رساند که در آن هنگام، این پایگاه در طرح کلان نیروی هوایی، مسئول بخش هایی از خاک عراق نظیر کرکوک، موصل و اربیل بود.

سرلشکر خلبان شهید سید علی اقبالی دوگاهه

سرلشکر خلبان شهید سید علی اقبالی دوگاهه

شهید با استفاده از  طرح های حساس و حیاتی که علیه دشمن طراحی کرده بود، برنامه ریزی وسیعی برای مقابله و پاسخ کوبنده و شدید به دشمن بعثی انجام داد که در تاریخ نیروی هوایی و در تمام محافل مطالعاتی و تحقیقاتی این نیرو به طور جد ماندگار شد. با استفاده از چنین طرح ها و فداکاری های خلبانان از جان گذشته بود که در ماه نخست جنگ، تمام پالایشگاه ها، تلمبه خانه ها و نیروگاه های برق عراق از کار افتاد و صادرات ۳۵۰ میلیون تنی نفت عراق به صفر رسید.  شهید اقبالی در مدت کوتاه عمر پربارش در جنگ تا لحظه شهادت، با ۵۰ ساعت پرواز جنگی، رکورد بیشترین ساعت پرواز را به نام خود ثبت کرد و دقیق­ترین اهداف را مورد هدف قرار داد.

سرلشکر اقبالی در عملیات معروف کمان ۹۹ که در نخستین روز جنگ تحمیلی با شرکت ۱۴۰ فروند جنگنده از پایگاه های مختلف انجام شد، شرکت داشت. وی در قالب لیدر دسته چهار فروندی به نام اسکارL  از پایگاه دوم شکاری تبریز برخاست و پس از بمباران پایگاه هوایی موصل، هر چهار فروند سالم به پایگاه برگشتند.

امیر سرلشکر شهید سید علی اقبالی دوگاهه در تاریخ اول آبان ماه ۱۳۵۹ که مصادف با عید قربان بود، به عنوان لیدر یک دسته دو فروندی هواپیمای F-5، با هدف بمباران یکی از پادگان های نظامی عراق به نام پادگان العقره در نزدیکی مرز مشترک ایران، ترکیه و عراق، به ‌همراه همرزم دلاورش ستوان خلبان شفیع حسین پور از پایگاه هوایی تبریز به هوا برخاست. پس از رسیدن به هدف، شهید اقبالی قسمت شرقی پادگان را هدف قرار داد و مثل همیشه، هدف را به خوبی نابود کرد. ستوان حسین پور نیز قسمت غربی پادگان را هدف قرار داد. پادگان العقره در آتش و دود می‌سوخت و شهید اقبالی و همرزمش، خوشحال و سربلند، آسمان عراق را ترک می‌کردند، اما هنوز بمب رها نشده‌ای وجود داشت و هدف دیگری در پیش رو؛

یادمان سرلشکر خلبان شهید سید علی اقبالی دوگاهه در رودبار

یادمان سرلشکر خلبان شهید سید علی اقبالی دوگاهه در رودبار

رادار منطقه هوایی موصل. راداری استراتژیک که بارها امید همرزمانش را به یأس مبدل کرده بود و پرنده‌های آهنین بالشان را نشانه رفته بود. باید انتقام می‌گرفت؛ به دنبال بمباران موفق و متهورانه تجهیزات عظیم راداری دشمن، هواپیمایش به شدت مورد اصابت موشک قرار گرفت. شهید با دانش وسیع پروازی و مهارت بی‌نظیرش هواپیمای آسیب دیده را تا سی کیلومتری مرز ایران رساند.

سرانجام هواپیما سرنگون و خلبان جوان مجبور به خروج اضطراری شد. وی در حالی که زنده به اسارت مزدوران عراقی درآمده بود، به دلیل ضربات مهلکی که نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در نخستین ماه جنگ بر پیکر ماشین جنگی عراق وارد نموده بود و عملا آن را زمین­گیر کرده بود، برای ایجاد رعب و وحشت در بین سایر خلبانان کشورمان، برخلاف تمامی موازین انسانی و موافقت نامه های بین المللی رفتار با اسرا، به فجیع‌ترین و بیرحمانه ترین وضع به شهادت رسید به طوری که نیمی از پیکر مطهرش در نینوا و نیمی در موصل عراق مدفون شد.

این جنایت به حدی وحشیانه بود که رژیم بعثی در تلاشی بیشرمانه برای سرپوش گذاشتن بر این جنایت هولناک، تا سالها از اعلام سرنوشت آن شهید مظلوم خودداری می کرد و طی ۲۲ سال هیچگونه اطلاعی از سرنوشت وی موجود نبود؛ تا این که در خرداد سال ۱۳۷۰، بر اساس گزارش های موجود عملیاتی و اطلاعاتی، و نامه ارسالی کمیته بین‌المللی صلیب سرخ جهانی مبنی بر شهادت ایشان و اظهارات دیگر اسرای آزاد شده وخلبانان اسیر عراقی، شهادت خلبان علی اقبالی دوگاهه محرز شد.

مزار پاک سرلشکر خلبان شهید سید علی اقبالی دوگاهه

مزار پاک سرلشکر خلبان شهید سید علی اقبالی دوگاهه

پیکر مطهرش که بخشی از آن غریبانه در قبرستان محافظیه نینوا در جوار جد بزرگوارش حضرت اباعبدا… الحسین(ع) و بخشی دیگر در قبرستان زبیر موصل به خاک سپرده شده بود، با پیگیری کمیته جستجوی اسرا و مفقودین وکمیته بین‌المللی صلیب سرخ جهانی، به همراه پیکرهای مطهر تنی چند از دیگر خلبانان شهید نیروی هوایی، پس از ۲۲ سال دوری از وطن، در میان حزن و اندوه خانواده، یاران و همرزمانش به میهن اسلامی بازگشت و بر دوش امت حق شناس و وفادار ایران اسلامی به شکلی بسیار با شکوه و تاریخی در میدان صبحگاه ستاد نیروی هوایی تشییع و در پنجم مردادماه ۸۱ در ایام فاطمیه (س) در قطعه خلبانان بهشت زهرا درکنار سایر همرزمان شهیدش آرام گرفت.

به یاد رشادت ها و دلاوری های آن شهید بزرگوار امیر سرلشکر خلبان سید علی اقبالی دوگاهه و به ‌همت شهرداری و شورای اسلامی شهرستان رودبار، و با مساعدت ها و پیگیری های همه جانبه ریاست مرکز پژوهش های نظری و مطالعات راهبردی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران امیر سرتیپ خلبان حسین چیت فروش، در بهمن ماه سال ۱۳۸۸ بنای یادبود آن شهید والامقام شامل مجسمه شهید و ماکت هواپیمای F-5 تایگر در شهرستان رودبار و در ساحل سفیدرود طی مراسم باشکوهی با حضور جمعی از مقامات لشکری و کشوری و مردم قدرشناس رودبار و مناطق اطراف رونمایی شد.

منبع: از کتاب شکوه پرواز نوشته سیدحکمت قاضی میرسعید

با تشکر از سایت ganjejang.com


ممنون از خانم مریم ... که به من یادآوری کردند





طبقه بندی: شهادت و شهید، 

تاریخ : دوشنبه 30 مرداد 1391 | 06:47 ب.ظ | نویسنده : giga | نظرات
سلام بهونه ها خوب و خوشین
میخوام یه غذایی براتون درست کنم که روش یه وجب روغن نباشه
آره خب ، مگه روغن چه فوائدی داره که باس یه وجبش رو غذا باشه ؟

مواد مورد نیاز
  900 گرم سیب زمینی ، بریده شده بصورت حلقه ای
روغن زیتون
نمک
نصف پیاز خرد شده
3 عدد سیر رنده شده
نصف فنجان سرکه سفید
2 قاشق غذاخوری رب گوجه فرنگی
4 گوجه رنده شده
2 قاشق چایخوری سس تند( می توانید به غذا فلفل سیاه اضافه کنید)
1 قاشق چایخوری فلفل تند
1 قاشق چایخوری نمک
1 قاشق چایخوری شکر


طرز تهیه :
1- فر را روشن کنید و در دمای 375 درجه فارنهایت قرار دهید؛ سیب زمینی ها را با روغن زیتون و نمک تفت دهید. سپس آن ها را روی سینی فر یا یک ماهیتابه کف ظرف پهن کنید ، و بگذارید به مدت 50 دقیقه در فر بماند تا کاملا طلایی و برشته شوند.

2- در حالیکه سیب زمینی ها در حال برشته شدن هستند ، سس را آماده می کنیم ، 2 قاشق غذاخوری روغن زیتون در یک قابلمه ریخته و می گذاریم روی حرارت ملایم داغ شود سپس پیاز ها را به آن اضافه می کنیم و بمدت 4-5 دقیقه تفت میدهیم ، پیازها باید طلایی شوند. سپس سیر رنده شده را به آن اضافه کرده و باز بمدت 2 دقیقه روی حرارت ملایم تفت می دهیم.

3- در این مرحله سرکه سفید را به سس مان اضافه می کنیم و می گذاریم به جوش بیاید . زمانیکه سس غلیظ شد گوجه های رنده شده را به آن اضافه می کنیم. سپس گوجه های خرد شده ، سس تند یا فلفل سیاه ، نمک ، شکر و فلفل تند را به سس اضافه می کنیم.بگذارید سس خوب بجوشد و کاملا غلیظ شود .

4- زمانیکه سیب زمینی ها خوب طلایی شدند ، آنها را از فر درآورده و در یک ماهیتابه قرار دهید ، سپس سس را روی آن بریزید.حالا ماهیتابه را روی حرارت ملایم گاز به مدت 10 دقیقه بگذارید تا سس کاملا به خورد سیب زمینی ها برود.

5- باقیمانده سس را می توانید به عنوان تزئین با کمی جعفری خرد شده استفاده کنید.

از : زینب اسحاقیان






طبقه بندی: آشپزی، 

تاریخ : دوشنبه 30 مرداد 1391 | 09:51 ق.ظ | نویسنده : giga | نظرات

*مناجات با خدا

اى خداوندى که در برابر نعمتهایى که به  بندگانت ارزانى مى‏دارى به پاداشت رغبتى نیست.

اى خداوندى که از بخشیدن پشیمان نمى‏شوى.

اى خداوندى که پاداش عمل بنده را نه برابر عمل، بلکه بیش از آن مى‏دهى.

* تفضل خدا بر بندگان

نعمتت بى‏هیچ سابقه است و عفو تو بر مقتضاى فضل و احسان توست و عقوبتت بر آیین عدالت است و هر چه تقدیر کنى خیر ما در آن است.

اگر عطا کنى، عطاى خویش به منت نیامیزى و اگر منع کنى، منع کردنت نه از روى ستم باشد.

پاداش نیک،دهى کسى را که سپاست گوید، با آنکه تو خود او را سپاس گفتن الهام کرده‏اى.

جزاى خیر دهى کسى را که تو را بستاید، با آنکه تو خود او را ستایشگرى آموخته‏اى.

*عیب پوشی از بندگان

عیب کسى را مى‏پوشى که اگر مى‏خواستى، رسوایش مى‏ساختى. به کسى عطا مى‏کنى که اگر مى‏خواستى، عطا از او باز مى‏گرفتى.

و آن دو یکى در خور آن بود که رسوایش کنى و یکى سزاى آن بود که عطاى خویش از او بازگیرى. ولى تو اى خداوند، کار خود بر تفضل بنا نهاده‏اى و قدرت خود را بر گذشت از گناهان جارى داشته‏اى.

*بردباری با بندگان

با آنان که تو را عصیان کنند، با بردبارى رویاروى شوى و آنان را که آهنگ ستم بر خود کنند، مهلت دهى. آرى اى پروردگار من، مهلتشان دهى و با آنان مدارا کنى، باشد که به سوى تو باز گردند، و چاره کارشان به توبه سپارى، تا آن که باید هلاک شود به خلاف رضاى تو در مهلکه نیفتد و آن که از نعمت تو مست غرور شده و طریق شقاوت در پیش گرفته بدبخت نگردد، مگر آنگه که دیگرعذر نماند و حجت بر او تمام شود.

همه این‏ها از روى کرم و عفو توست اى خداى بخشنده و سودى است که از عطوفت تو حاصل گردد، اى خداى بردبار.

اى خداوند، تویى که در عفو به روى بندگانت گشوده‏اى و آن را توبه نامیده‏اى.

و براى رسیدن به این در، آیاتى را که بر پیامبرت وحى کرده‏اى راهنما ساخته‏اى، تا کسى آن در را  گم نکند، که تو اى خداوندى که نام تو  بزرگ و متعالى است ، خود گفته‏اى:

«به درگاه خدا توبه کنید، توبه‏اى از روى اخلاص باشد که پرودگارتان، گناهانتان را محو کند و شما را به بهشتهایى داخل کند که در آن نهرها جارى است.

در آن روز، خدا پیامبر و کسانى را که به او ایمان آورده‏اند فرو نگذارد، و نورشان پیشاپیش و در سمت راستشان در حرکت باشد. مى‏گویند:

اى پروردگار ما، نور ما را براى ما به کمال رسان و ما را بیامرز، که تو بر هر کارى توانایى. »

پس کسى که از دخول به چنین سرایى – سراى توبه – پس از گشودن در و بر گماشتن راهنما غفلت ورزد، چه عذر تواند آورد؟

 *سود در معامله با خدا

اى خداى من، تو کسى هستى که در معامله با بندگان خود، همواره به سود آنان در بها مى‏افزایى‏

و مى‏خواهى که در معامله با تو سود برند و به افزون دهى و نزول بر آستان تو کامیاب شوند، که تو خود گفته‏اى – بزرگ و متعالى است نام تو و بلند است مرتبت تو -

«هر کس کار نیکى انجام دهد، ده برابر به او پاداش داده شود و هر که کار بدى انجام دهد، تنها همانند آن کیفر بیند. »

و نیز تو خود گفته‏اى: «مثل آنان که مال خود را در راه خدا انفاق مى‏کنند مثل دانه‏اى است که هفت خوشه بر آورد، و در هر خوشه‏اى صد دانه باشد، خدا پاداش هر که را که بخواهد، چند برابر مى‏کند. »

و نیز تو خود گفته‏اى: «کیست که به خدا قرض الحسنه دهد، تا خدا بر آن چند برابر بیفزاید؟ »

و نظایر این آیات که در قرآن در باب مضاعف شدن حسنات نازل کرده‏اى.

بار خدایا، تویى که به وسیله وحیى که از عالم غیب فرستادى و به ترغیب خویش، آدمیان را به چیزهایى راه نمودى که اگر پنهان مى‏داشتى، از دیدگانشان پنهان مى‏بود.

گوششان از شنیدن آواز آن ناتوان و اندیشه‏هایشان از تصور آن عاجز مى‏آمد، که تو خود گفته‏اى: «مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم. مرا سپاس گویید و ناسپاسى من مکنید. »

و نیز گفته‏اى: «اگر مرا سپاس گویید، بر نعمت شما مى‏افزایم و اگر کفران کنید بدانید که عذاب من سخت است. »

و گفته‏اى: «بخوانید مرا، تا شما را پاسخ گویم. آنهایى که از پرستش من سرکشى مى‏کنند زودا که در عین خوارى به جهنم در آیند. »

بار خدایا، دعاى بندگان را به درگاه خود، عبادت خوانده‏اى و ترک آن را خودپسندى و سرکشى، و کسانى را که از آن سر بر تابند وعده جهنم و خوارى آن داده‏اى.

از این روست که تو را به نعمت و بخششت یاد کردند و به فضل و احسانت سپاس گفتند و هم به فرمان تو، تو را به دعا خواندند، و در راه تو صدقه دادند تا به ثوابشان بیفزایى، و در آن بود رهاییشان از خشم تو و کامیابیشان به خشنودى تو.

بار خدایا، اگر یکى از آفریدگان تو، آفریده دیگر را چنان راهنمایى کرده بود که تو بندگانت را راهنمایى کرده‏اى، او را به صفت انعام و احسان متصف مى‏ساختند و به هر زبان مى‏ستودندش.

پس حمد و سپاس تو را، تا هر زمان که سپاست توان گفت و تا آنگاه که بر حمد تو لفظى باقى است و معنایى که در این طریق بهره‏اى از آن توان یافت.

اى خداوندى که احسان و فضل خویش به بندگانت عطا کرده‏اى و آنان را در بخشش و عطا غرقه ساخته‏اى. آثار نعمت تو بر ما چه آشکار است و احسان تو در حق ما چه بسیار. و چه بسیار ما را به بر و نیکى خویش مخصوص گردانیده‏اى.

ما را به دین برگزیده خود، آیین پسندیده خود، شریعت سهل و آسان خود هدایت کردى و دیدگانمان را بینا ساختى که به تو تقرب جوییم و به مقام کرامت تو واصل آییم.

 

*رمضان، وظیفه برگزیده

بار خدایا، یکى از این برگزیده‏ترین وظایف و خاص‏ترین واجبات، ماه رمضان را قراردادى. ماهى که آن را از میان دیگر ماهها ویژگى دیگرى بخشیده‏اى‏

بر همه اوقات سال برترى‏اش نهاده‏اى، زیرا که در آن قرآن و نور نازل کرده‏اى و بر تکالیف مؤمنان چند برابر افزوده‏اى‏

و روزه را در آن واجب داشته‏اى و مردمان را به بر پاى خاستن براى عبادت خود ترغیب کرده‏اى و شب قدر را که از هزار ماه بهتر است تجلیل فرموده‏اى.

*فضیلت بر سایر امت‌ها با ماه رمضان

و چون رمضان را به ما عطا کردى، ما را بر دیگر امتها فضیلت نهادى و از میان پیروان دیگر کیشها برگزیدى. پس ما به فرمان تو روزش را روزه داشتیم و شبش را به نماز برخاستیم،

و با روزه داشتن و نماز خواندن در این ماه به رحمتى که ما را ارزانى داشته بودى روى نهادیم و آن را وسیله نیل به ثواب تو قرار دادیم.

تویى که هر چه از تو خواهند داری و آنچه از فضل و احسان تو طلبند می توانی بدهی و به خواستاران مقام قرب خود نزدیک هستى.

اى خداوند، ماه رمضان در میان ما بس ستوده زیست و ما را مصاحب و یارى نیکو بود.

و گرانبهاترین سودهاى مردم جهان را به ما ارزانى داشت. اما چون زمانش به سر رسید و مدتش و شمار روزهایش پایان گرفت، آهنگ رحیل کرد.

 

*رفتن ماه رمضان ما را غمگین می کند

اى خداوند، اینک با او وداع مى‏کنیم، همانند وداع با عزیزى که فراقش بر ما گران است و رفتنش ما را غمگین و گرفتار وحشت تنهایى کند، عزیزى که او را بر ما پیمانى است که باید نگه‏داریم‏

و حرمتى که باید رعایت کنیم و حقى که باید ادا نماییم. پس، اکنون مى‏گوییم:

 

*وداع جانکاه با ماه رمضان

بدرود اى بزرگ‏ترین ماه خداوند و اى عید اولیاى خدا.

بدرود اى گرامى‏ترین اوقاتى که ما را مصاحب و یار بودى، اى بهترین ماه در همه روزها و ساعتها.

بدرود اى ماه دست یافتن به آرزوها، اى ماه سرشار از اعمال شایسته بندگان خداوند.

بدرود اى یار و قرینى که چون باشى، قدرت بس جلیل است و چون رخت بر بندى، فراقت رنج افزا شود. اى مایه امید ما که دوریت براى ما بس دردناک است.

بدرود اى همدم ما که چون بیایى، شادمانى و آرامش بر دل ما آرى و چون بروى، رفتنت وحشت خیز است و تألم افزاى.

بدرود اى همسایه‏اى که تا با ما بودى، دلهاى ما را رقت بود و گناهان ما را نقصان.

بدرود اى یاریگر ما که در برابر شیطان یاریمان دادى و اى مصاحبى که راههاى نیکى و فضیلت را پیش پاى ما هموار ساختى.

بدرود که آزاد شدگان از عذاب خداوند، در تو چه بسیارند، و چه نیکبخت است آن که حرمت تو نگه داشت.

بدرود که چه بسا گناهان که از نامه عمل ما زدودى و چه بسا عیبها که پوشیده داشتى.

بدورد که درنگ تو براى گنهکاران چه به درازا کشید و هیبت تو در دل مؤمنان چه بسیار بود.

بدرود اى ماهى که هیچ ماه دیگر را توان همسرى با تو نیست.

بدرود اى ماهى که تا تو بودى، امن و سلامت بود.

بدرود اى آن که نه در مصاحبت تو کراهت بود و نه در معاشرتت ناپسندى.

بدرود که سرشار از برکات بر ما در آمدى و ما را از آلودگى‏هاى گناه شست و شو دادى.

بدرود که به هنگام وداع از تو نه غبارى به دل داریم و نه از روزه‏ات ملالتى در خاطر.

بدرود که هنوز فرا نرسیده از آمدنت شادمان بودیم و هنوز رخت بر نبسته از رفتنت اندوهناک.

بدرود که چه بدیها که با آمدنت از ما دور شد و چه خیرات که ما را نصیب آمد.

بدرود تو را و آن شب قدر تو را که از هزار ماه بهتر است.

بدرود که دیروز که در میان ما بودى آزمند ماندنت بودیم و فردا که از میان ما خواهى رفت آتش اشتیاق در دل ما شعله خواهد کشید.

بدرود تو را و آن فضل و کرم تو را که اینک از آن محروم مانده‏ایم. و بر آن برکات که پیش از این ما را داده بودى و اینک از کفش داده‏ایم.

بار خدایا، ما آشناى این ماهیم، ماهى که ما را بدان شرف و منزلت دادى و به برکت نعمت و احسان خویش روزه داشتنش را توفیق دادى، در حالى که مردمان شقى قدرش را نشناختند و شور بختى خویش را از فضیلتش محروم ماندند.

اى خداوند، تو بودى که ما را برگزیدى و به شناخت این ماه توفیق عنایت کردى و به سنت آن راه نمودى. تو بودى که ما را توفیق روزه داشتن و نمازگزاردن ارزانى داشتى، هر چند ما قصور ورزیدیم و اندکى از بسیار به جاى آوردیم.

بار خدایا، حمد تو راست در حالى که به بدکردارى خویش اقرار مى‏کنیم و به تبهکارى خویش معترفیم. براى رضاى توست اگر در اعماق دلمان پشیمان شده‏ایم و از سر صدق از تو پوزش مى‏طلبیم.

پس در برابر قصورى که در این ماه در طاعت تو ورزیده‏ایم، ما را پاداشى ده که به یارى آن بر فضیلت مرغوب دست یابیم و آن اندوخته‏هاى گوناگون را که به آن مشتاق شده‏ایم بستانیم.

عذر تقصیر ما را در اداى حق خود بپذیر و عمر ما را تا رمضان دیگر دراز کن.

و چون به رمضان دیگر رسیدیم، یاریمان ده تا آن سان که سزاى خداوندى توست عبادتت کنیم و ما را به منزلتى رسان که سزاوار طاعت توست‏

و به چنان اعمال شایسته‏اى برگمار که اداى حق تو را در این رمضان و رمضان دیگر، بایسته باشد.

بار خدایا، در این ماه اگر قصد گناه کرده‏ایم، یا مرتکب آن شده‏ایم،

یا به عمد خطایى از ما سر زده، یا از سر فراموشى ستمى بر خود روا داشته‏ایم، یا پرده حرمت دیگرى را دریده‏ایم،

بار خدایا، بر محمد و خاندانش درود بفرست و گناه ما در پرده اغماض فرو پوش و ما را عفو کن و در برابر دیدگان شماتت کنندگان قرار مده‏

و زبان طاعنان در حق ما دراز مگردان و ما را به رأفت پایان نیافتنى و فضل و کرم نقصان ناپذیر خود به کارى برگمار که خطاهایى را که در این ماه مرتکب شده‏ایم و تو آن را نپسندیده‏اى، از میان ببرد یا فرو پوشد.

بار خدایا، درود بفرست بر محمد و خاندان او. ما از سپرى شدن رمضان اندوهگینیم، تو ما را بر اندوه این فراق پاداش خیر ده و این روز عید و روز روزه گشادن را بر ما مبارک گردان.

چنان کن که روز عید از شمار بهترین روزهایى باشد که بر ما گذشته و عفو تو را به سوى ما آورده و گناه ما را زدوده است. بار خدایا، گناهان آشکار و نهان ما را بیامرز.

اى خداوند، با به پایان رسیدن این ماه ما را از لوث گناه پاک نماى و با رفتنش، از ورطه گناهان برهان‏

و از نیکبخت‏ترین کسانى قرار ده که در آن به عبادت تو پرداخته‏اند و نصیبشان از همه بیشتر بوده و بیش از همه از آن بهره یافته‏اند.

بار خدایا، اگر کسى از بندگان تو، حق این ماه آن چنان که شایسته اوست رعایت کرده و حرمتش نگه داشته و وظایف خود و احکام آن را به جاى آورده و از گناهان پرهیز کرده‏

و به تو تقرب جسته، آن سان که خشنودى تو نصیبش شده و رحمت تو بر او روى نهاده،

اى خداوند، همانند مزدى که او را مى‏دهى، از خزانه بى‏نیازیت به ما نیز ارزانى دار و چند برابر آن از فضل خود عطا فرماى،

که خزاین فضل تو را نقصان نیست،

بلکه همواره در افزایش است، و معادن احسان تو دستخوش فنا نشود و بخشش تو چه بخششى گواراست.

بار خدایا، بر محمد و خاندانش درود بفرست و براى ما مزدى بنویس چونان مزد کسى که این ماه را تا روز قیامت روزه داشته و تو را عبادت کرده است.

اى خداوند، ما در روز فطر، روز عید و شادمانى مؤمنان، روز اجتماع مسلمانان به گرد یکدیگر،

از هر گناه که مرتکب شده‏ایم و از هر کار زشت که ازین پیش از ما سر زده، و از هر خیال بد که در دل خود پنهان داشته‏ایم، توبه مى‏کنیم،

توبه کسى که در دل خیال بازگشتش به گناه نیست و بار دیگر به گناه باز نگردد،

توبه‏اى بى‏بازگشت، عارى از هر گونه شک و ریب.

بار خدایا، چنین توبه‏اى را از ما بپذیر و از ما خشنود شو و ما را در آن توبه ثابت قدم گردان.

اى خداوند، روزى ما ساز خوف از عقاب جهنم را و شوق به نعیم بهشت را، تا لذت آنچه را که از تو خواسته‏ایم در یابیم و از اندوه آنچه از آن به تو پناه مى‏آوریم وارهیم.

اى خداوند، ما را در شمار توبه کنندگانى در آور که محبت خود را به آنان ارزانى داشته‏اى و پذیرفته‏اى که به طاعت تو باز گردند، اى دادگرترین دادگران.

اى خداوند، از پدران و مادران و همکیشان ما، آنان که دیده از جهان بسته‏اند و آنان که هنوز جام مرگ ننوشیده‏اند، در گذر.

بار خدایا، بر محمد پیامبر ما و خاندان او درود بفرست همچنان که بر ملائکه مقربین خود درود فرستاده‏اى. و بر او و خاندانش درود بفرست، آن سان که بر پیامبران مرسل خود درود فرستاده‏اى.

و درود بفرست بر او و خاندانش، آن سان که بندگان صالح خود را درود فرستاده‏اى، درودى بر تر از درود آنها، اى پروردگار جهانیان.

درودى که برکت آن به ما رسد و سود آن نصیب ما گردد و سبب استجابت دعاى ما شود،

که تو کریم‏تر کسى هستى که بدو رغبت توان یافت و کارسازترین کسى هستى که بدو توکل توان کرد و تو خود بخشنده‏ترین کسان به سائلان درگاه خود هستى. و أنت على کل شی‏ء قدیر.

 

نیایش چهل و پنجم‏ صحیفه سجادیه




طبقه بندی: رمضان ماه میهمانی خدا، 

تاریخ : یکشنبه 29 مرداد 1391 | 06:43 ق.ظ | نویسنده : giga | نظرات

سلام بهونه های عزیز

فردا عید فطر هستش

بعد از یک ماه بندگی خالصانه خدا ، وقت عیدی گرفتن از خداست

عید فطر رو به پیشگاه ولی عصر ، مهدی موعود عجل الله تعالی فی فرجه ، و به همه مسلمین جهان تبریک میگم

عاشقان عیدتان مبارک باد




طبقه بندی: مناسبتها، 

تاریخ : شنبه 28 مرداد 1391 | 10:45 ب.ظ | نویسنده : giga | نظرات

سلام بهونه های عزیز

امید که حال و احوال خوشی داشته باشین

در ماه مبارک رمضان مسواک زدن و جلوگیری از تغییرات حرارتی در خوشبویی دهان نقش موثری دارند.

دکتر علی یزدانی، دندانپزشک و معاون آموزش نظام جمهوری اسلامی در گفتگو با باشگاه خبرنگاران اظهار کرد: در ماه مبارک رمضان در بهداشت دهان و دندان دو نکته خیلی مهم است. اولین نکته مسواک زدن قبل از اذان صبح است.

به گفته دکتر یزدانی برخی از روزه داران به علت اینکه ممکن است در اثر مسواک زدن، لثه و دهانشان خونریزی کند مسواک نمی زنند زیرا دهانشان در اثر خونریزی نجس می شود.

دکتر یزدانی تاکید کرد: این افراد ده تا پانزده دقیقه قبل از اذان صبح مسواک بزنند. مسلما در این زمان خونریزی بند خواهد آمد.

نکته جالب این است که بعد از سه، چهار روز دیگر موقع مسواک زدن خونریزی نخواهند داشت.

مسواک زدن و استفاده از نخ دندان موجب می شود تا غذا بین دندانها جمع نشوند.

دکتر یزدانی در ادامه افزود: نکته دوم در سلامتی دندانها و داشتن دهانی با بوی خوش، توجه به عادات غذایی است. افراد باید تغییرات حرارتی را در نظر داشته باشند. روزه داران عزیز باید از آشامیدن مایعات سرد و یا گرم پشت سر هم موقع افطار ممانعت کنند زیرا نوشیدن مایعات گرم و سرد باعث ایجاد ترک هایی ریز در دندان می شود که این امر موجب پوسیدگی دندان و ایجاد بوی نامطبوع می شود.




طبقه بندی: بهداشت و سلامتی، 

تاریخ : چهارشنبه 25 مرداد 1391 | 09:25 ب.ظ | نویسنده : giga | نظرات
سلام بهونه های عزادار مولا علی (ع)

جام نیوز : پس
از جریان جنگ صفّین و تحمیل ابوموسى اشعرى براى حکمیّت؛ و بعد از به وقوع پیوستن جنگ نهروان با خوارج، سه نفر از بزرگان خوارج که حضرت على(ع) را تکفیر کرده بودند تصمیم گرفتند تا به عنوان خونخواهى، سه نفر از والیان و سران حکومتى را ترور نمایند.

یکى عبدالرحمن بن ملجم مرادى بود که ترور امیرالمؤمنین، امام على(علیه‎السلام) را در کوفه؛ و دیگرى بَرک بن عبدالله که او ترور معاویه را در شام؛ و سومین نفر عمر بن بکر، که ترور عمرو بن عاص را در مدینه به عهده گرفت.

و بعد از آن که هر سه منافق، هم قسم شدند که یا کشته شوند یا هدف شوم خود را به اجراء درآورند، هر کدام به سوى هدف مورد نظر خود رهسپار شدند.

و عبدالرّحمن پس از آن وارد کوفه شد، روزى در یکى از کوچه‎هاى کوفه، زنى را به نام قُطّام که پدرش در جنگ نهروان کشته شده بود ملاقات کرد.

و چون قطّام، زنى بسیار زیباروى و خوش اندام بود؛ و عبدالرّحمن نیز از قبل مذاکراتى با او براى خواستگارى کرده بود، پس شیفته جمال او گردید و نسبت به آن اظهار عشق و علاقه نمود؛ و سپس پیشنهاد ازدواج به قطّام داد.

قطّام در پاسخ گفت: در صورتى با پیشنهاد تو موافقت مى‎کنم که سه هزار درهم و یک غلام مهریه‎ام قرار دهى، مشروط بر آن که علىّ ابن ابى طالب را نیز به قتل برسانى.

عبدالرّحمن براى امتحان قطّام گفت: دو شرط اوّل را مى‎پذیرم؛ لیکن مرا از قتل علىّ معاف دار.

قطّام گفت: خیر، چون شرط سوّم از همه مهمتر است؛ و اگر مى‎خواهى به کام و عشق خود برسى، بایستى حتما انجام پذیرد.

عبدالرّحمن وقتى چنین شنید، گفت: من به کوفه نیامده‎ام، مگر به همین منظور.

پس از آن، قطّام هر ساعت خود را به شکلى آرایش و زینت مى‎کرد و در مقابل عبدالرّحمن به طنّازى و عشوه‎گرى مى‎پرداخت تا آن که او را بیش از پیش دلباخته خود نماید.

و چون آتش عشق و شهوت عبدالرّحمن شعله‎ور گشته و فزونى یافت؛ و نیز زمان موعود با هم‎پیمانانش فرا رسید، آن ملعون شمشیرى مسموم همراه خود برداشت؛ و سحرگاه به مسجد کوفه وارد گشت.

هنگامى که نماز صبح به امامت حضرت على(علیه‎السلام) شروع شد، عبدالرحمن پشت سر امام ایستاد؛ و هنگامى که سر از سجده برمى‎داشت ناگهان عبدالرّحمن فریادى کشید و با شمشیر بر فرق مقدّس آن امام مظلوم فرود آورد و گریخت.

در همین لحظه امام اظهار داشت: «فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَةِ»؛ قسم به پروردگار کعبه، رستگار و سعادتمند شدم.




بعد از آن، حضرت را با فرق شکافته و بدن خونین به منزل آوردند؛ و پزشکان بسیارى جهت معالجه آن حضرت آمدند، یکى از آنان پزشکى بود به نام اثیر بن عمرو سکونى، که بر بالین حضرت وارد شد؛ و شروع به مداوا گردید.

اطرافیان و اعضاء خانواده حضرت، اطراف بستر آن بزرگوار حلقه زده بودند و با حالتى نگران چشم به پزشک دوخته که چه مى‎گوید؛ و نتیجه چه خواهد شد.

پس از آن که پزشک نگاهى به جراحت آن حضرت کرد، گفت: گوسفندى را ذبح نمایید و سفیدى جگر ریه آن را تا سرد نشده، سریع بیاورید.

وقتى آن را آوردند، پزشک رگ میان سفیدى را بیرون آورد و میان شکاف سر آن حضرت قرار داد؛ و لحظه‎اى درنگ نمود، در حالتى که تمامى افراد در انتظار نتیجه، لحظه شمارى مى‎کردند.

سپس شکاف سر را باز کرد و رگ را خارج نمود؛ با نگاهى به آن، خطاب به حضرت کرد و عرضه داشت: اى امیرالمؤمنین! اگر وصیّتى دارى بفرما، چون متاسفانه زخم شمشیر و زهر آن به مغز سر اصابت و سرایت کرده؛ و راهى براى معالجه آن نیست.

لذا حضرت به فرزندش امام حسن مجتبى(علیه‎السلام) فرمود: پسرم! اگر من خوب شدم، خودم آنچه را که صلاح بدانم با عبدالرّحمن انجام مى‎دهم.

و چنانچه خوب نشدم و از دنیا رفتم، سعى کنید به او سخت نگیرید و در قصاص تجاوز نکنید، چون او یک ضربت شمشیر زده است شما هم حق ندارید بیش از یک ضربت به او بزنید.


ایام شهادت حضرت امیرالمونین، علی (ع) تسلیت باد



تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1391 | 10:17 ب.ظ | نویسنده : giga | نظرات
سلام بهونه های عزیز



زنان و دختران مسلمان، امسال با پوشش اسلامی به میدان رقابت المپیک آمدند


مسئولان کمیته المپیک پس از مدت ها بحث و جدل، با پوشیدن حجاب توسط زنان ورزشکار شرکت کننده در مسابقات المپیک موافقت کردند.

در پی آزاد شدن پوشیدن حجاب توسط زنان ورزشکار، تعدادی از اعضای مؤسسه اکراینی "فیمین" که به اصطلاح در زمینه دفاع از حقوق زنان فعالیت می کند، در اقدامی غیر اخلاقی به مرکز شهر لندن رفته و با عریان شدن، اعتراض خود نسبت به آزاد شدن پوشش حجاب در المپیک را نشان دادند.

این زنان علاوه بر عریان شدن، شعارهایی نیز علیه کمیته المپیک سر دادند و این کمیته را ضعیف در برابر کشورهای اسلامی دانستند.

پس از عریان شدن آنان، نیروهای پلیس لندن فورا دست به کار شده و آنان را بازداشت و به مرکز پلیس منتقل کردند تا مورد بازجویی قرار بگیرند.

گفتنی است تعداد زیادی از دختران و زنان مسلمان، با حجاب و پوشش اسلامی در مسابقات المپیک امسال حضور یافته اند.



اما بنا به ضرب المثل معروف :
شاه میبخشه ، فتحعلیشاه نمیبخشه

اصلا به اینها چه مربوطه که از حقوق با حجابهای المپیک دفاع کنند ، اون هم برهنه شدن.

 چی باید ببینیم خدااااااااااااااااااااااااااااا







طبقه بندی: ورزشی، 

تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1391 | 10:52 ق.ظ | نویسنده : giga | نظرات
سلام بهونه های عزیز
حتما بخونید ممنون

به گزارش مهر، ماجرا از ارسال پیامکهایی شروع می شود که در محتوای آن آمده است: «ادوکلن با عطر خوب به نام « lovley « ساخت اسرائیل که جدیدا از مرز عراق وارد ایران شده است، حاوی مواد کشنده است که پس از استنشاق آن پس از ۴ الی ۵ روز تاثیر خود را گذاشته و درمان ندارد.»

وقتی موضوع را با مدیر روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی اهواز در جریان گذاشتیم، او از تشکیل ستاد ویژه ای در معاونت غذا و داروی این دانشگاه به منظور بررسی این موضوع خبر داد و افزود: تا این لحظه موردی در بازار یافت نشده که چنین ویژگی داشته باشد.

نجفی اظهارداشت: مشابه این برند در بازار وجود دارد که البته برچسب وزارت بهداشت را دارد.وی با عنوان این مطلب که ظاهرا این ادوکلن در بازار کشور عراق خیلی شایع است، ادامه داد: ظاهرا عکسی که بر روی ادوکلن مورد اشاره در عراق دیده می شود، تصویر بن لادن است اما ادوکلنی که در بازار داخلی موجود است و برچسب وزارت بهداشت را دارد، چنین تصویری را ندارد و فقط تشابه اسمی است.مدیر روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی اهواز در خصوص کشنده بودن این ادوکلن نیز افزود: در اخبار آمده که این ادوکلن در عراق کشته هم داده است.

نجفی با عنوان این مطلب که احتمالا واردات این قبیل محصولات قاچاق به واسطه زائران عتبات صورت می گیرد، گفت: بر همین اساس، قصد داریم با اعزام افرادی به عراق و تهیه این ادوکلن، آزمایشات لازم را بر روی آن انجام دهیم تا از صحت و سقم آن مطمئن شویم.این در حالی است که دکتر بهزاد شریف مخمل‌زاده معاون غذا و داروی دانشگاه علوم پزشکی اهواز عنوان داشته است که این معاونت در آزمایش اقلام وارداتی تنها مواردی را مورد سنجش قرار می‌دهد که به صورت رسمی و از مرزهای قانونی وارد کشور شده باشند.وی گفته است که ادوکلن موسوم به «lovely» به صورت غیررسمی وارد کشور شده و با توجه به اهمیت موضوع، اکنون باید سازمان پزشکی قانونی وارد عمل شود با تشکیل پرونده، این موضوع بررسی شود. معاونت غذا و داروی دانشگاه جندی‌شاپور نیز تا جایی که امکان داشته باشد در این زمینه با پزشکی قانونی همکاری می‌کند تا با هماهنگی بین‌بخشی، موضوع روشن شود.

لطفا اظلاع رسانی نمایید ، ممنون





طبقه بندی: بهداشت و سلامتی،  پزشکی، 

تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1391 | 09:02 ق.ظ | نویسنده : giga | نظرات
سلام بهونه ها
امیدوارم که شب زنده داریهاتون مورد قبول حق تعالی قرار گرفته باشه
بمناسبت ضربت خوردن امام علی علیه السلام مطالبی نوشتم که امیدوارم تامل کنید:
ابتدا مطالبی در مور د مولا و در ادامه ابن ملجم مرادی
حضرت علی ( ع ) نخستین فرزند خانواده هاشمی  است که پدر و مادر او هر دو فرزند هاشم اند . پدرش ابوطالب فرزند عبدالمطلب فرزند هاشم بن عبدمناف است و مادر او فاطمه دختر اسد فرزند هاشم بن عبدمناف می باشد . خاندان هاشمی از لحاخ فضائل اخلاقی و صفات عالیه انسانی در قبیله قریش و این طایفه در طوایف عرب ، زبانزد خاص و عام بوده است . فتوت ، مروت ، شجاعت وبسیاری از فضایل دیگر اختصاص به بنی هاشم داشته است . یک از این فضیلتها در مرتبه عالی در وجود مبارک حضرت علی ( ع )
موجود بوده است . فاطمه دختر اسد به هنگام درد زایمان راه مسجدالحرام را در پیش گرفت و خود را به دیوار کعبه نزدیک ساخت و چنین گفت : ” خداوندا ! به تو و پیامبران و کتابهایی که از طرف تو نازل شده اند و نیز به سخن جدم ابراهیم سازنده این خانه ایمان راسخ دارم . پرودگارا ! به پاس احترام کسی که این خانه را ساخت ، و به حق ” کودکی که در رحم من است ، تولد این کودک را بر من آسان فرما ! لحظه ای نگذشت که دیوار جنوب شرقی کعبه در برابر دیدگان عباس بن عبدالمطلب و یزید بن تعف شکافته شد. فاطمه وارد کعبه شد، و دیوار به هم پیوست . فاطمه تا سه روز در شریفترین مکان گیتی مهمان خدا بود. و نوزاد خویش سه روز پس از سیزدهم رجب سی ام عام الفیل فاطمه را به دنیا آورد . دختر اسد از همان شکاف دیوار که دوباره گشوده شده بود بیرون آمد و گفت : ” پیامی از غیب شنیدم که نامش را ” علی ” بگذار . ”

حضرت علی ( ع ) تا سه سالگی نزد پدر و مادرش بسر برد و از آنجا که خداوند می خواست ایشان به کمالات بیشتری نائل آید ، پیامبر اکرم ( ص ) وی را از بدو تولد تحت تربیت غیر مستقیم خود قرار داد . تا آنکه ، خشکسالی  عجیبی در مکه واقع شد. ابوطالب عموی پیامبر، با چند فرزند با هزینه سنگین زندگی روبرو شد . رسول اکرم ( ص ) با مشورت عموی خود عباس توافق کردند که هر یک از آنان فرزندی از ابوطالب را به نزد خود ببرند تا گشایشی  در کار ابوطالب باشد . عباس ، جعفر را و پیامبر ( ص ) ، علی ( ع ) را به خانه خود بردند .
به این طریق حضرت علی ( ع ) به طور کامل در کنار پیامبر قرار گرفت . علی ( ع ) آنچنان با پیامبر ( ص ) همراه بود ، حتی هرگاه پیامبر از شهر خارج می شد و به کوه و بیابان می رفت او را نیز همراه خود می برد .

از فضایل حضرت علی ( ع ) است که او نخستین فرد ایمان آورنده به پیامبر ( ص ) باشند . ابن ابی الحدید در این باره می گوید : بدان که در میان اکابر و بزرگان و متکلمین گروه ” معتزله ” اختلافی نیست که علی بن ابیطالب نخستین فردی است که به اسلام ایمان آورده و پیامبر خدا را تایید کرده است .

پس از وحی خدا و برگزیده شدن حضرت محمد ( ص ) به پیامبری و سه سال دعوت مخفیانه ، سرانجام پیک وحی فرا رسید و فرمان دعوت همگانی داده شد . در این میان تنها حضرت علی ( ع ) مجری طرحهای پیامبر ( ص ) در دعوت الهیش و تنها همراه و دلسوز آن حضرت در ضیافتی بود که وی برای آشنا کردن خویشاوندانش با اسلام و دعوتشان به دین خدا ترتیب داد . در همین ضیافت پیامبر ( ص ) از حاضران سؤال کرد : چه کسی از شما مرا در این راه کمک می کند تا برادر و وصی و نماینده من در میان شما باشد ؟ فقط علی ( ع ) پاسخ داد : ای پیامبر خدا ! من تو را در این راه یاری می کنم پیامبر ( ص ) بعد از سه بار تکرار سؤال و شنیدن همان جواب فرمود : ای خویشاوندان و بستگان من ، بدانید که علی ( ع ) برادر و وصی و خلیفه پس از من در میان شماست . از افتخارات دیگر حضرت علی ( ع ) این است که با شجاعت کامل برای خنثی کردن توطئه مشرکان مبنی بر قتل رسول خدا ( ص ) در بستر ایشان خوابید و زمینه هجرت پیامبر ( ص ) را آماده ساخت .

بعد از هجرت حضرت علی ( ع ) و پیامبر ( ص ) به مدینه دو نمونه ازفضایل علی ( ع ) را بیان می نمائیم :
۱ – جانبازی و فداکاری در میدان جهاد : حضور وی در ۲۶ غزوه از ۲۷غزوه پیامبر ( ص ) و شرکت در سریه های مختلف از افتخارات و فضایل آن حضرت است .
۲ – ضبط و کتابت وحی ( قرآن ) کتابت وحی و تنظیم بسیاری  از اسناد تاریخی و سیاسی و نوشتن نامه های تبلیغی  و دعوتی  از کارهای حساس و پرارج امام ( ع ) بود . ایشان آیات قرآن چه مکی و چه مدنی ، را ضبط می کرد . به همین علت است که وی را از کاتبان وحی و حافظان قرآن به شمار می آورند . در این دوران بود که پیامبر ( ص ) فرمان اخوت و برادری مسلمانان را صادر فرمود و با حضرت علی  ( ع ) پیمان برادری و اخوت بست و به حضرت علی ( ع ) فرمود :
” تو برادر من در این جهان و سرای دیگر هستی . به خدایی که مرا به حق برانگیخته است …
تو را به برادری خود انتخاب می کنم ، اخوتی که دامنه آن هر دو جهان را فرا گیرد . ”

عمر و ابوبکر با مشورت با سعد معاذ رئیس قبیله اوس دریافتند جزعلی ( ع ) کسی  شایستگی زهرا ( س ) را ندارد . لذا هنگامی که علی ( ع ) در میان نخلهای  باغ یکی از انصار مشغول آبیاری بود موضوع را با ایشان در میان نهادند و ایشان فرمود : دختر پیامبر ( ص ) مورد میل و علاقه من است . و به سوی خانه رسول به راه افتاد .
وقتی به حضور رسول اکرم ( ص ) رسید ، عظمت محضر پیامبر ( ص ) مانع از آن شد که سخنی بگوید ، تا اینکه رسول اکرم ( ص ) علت رجوع ایشان را جویا شد و حضرت علی ( ع ) با تکیه به فضایل و تقوا و سوابق درخشان خود در اسلام فرمود :
” آیا صلاح می دانید که فاطمه را در عقد من درآورید ؟ ” پس از موافقت حضرت زهرا ( س ) آن حضرت به دامادی رسول اکرم ( ص ) نائل آمدند .

پیامبر ( ص ) بعد از اتمام مراسم حج در آخرین سال عمر پربرکتش درراه برگشت در محلی  به نام غدیرخم در نزدیکی جحفه دستور توقف داد ، زیرا پیک وحی  فرمان داده بود که پیامبر ( ص ) باید رسالتش را به اتمام برساند .
پس از نماز ظهر پیامبر ( ص ) بر بالای منبری از جهاز شتران رفت و فرمود :
” ای مردم ! نزدیک است که من دعوت حق را لبیک گویم و از میان شما بروم درباره من چه فکر می کنید ؟ ”
مردم گفتند : ” گواهی می دهیم که تو آیین خدا را تبلیغ می کردی ”
پیامبر فرمود : ” آیا شما گواهی نمی دهید که جز خدای یگانه ، خدایی نیست و محمد بنده خدا و پیامبر اوست ؟ ”
مردم گفتند : ” آری ، گواهی می دهیم . ”
سپس پیامبر ( ص ) دست حضرت علی ( ع ) را بالا گرفت و فرمود :
” ای مردم ! در نزد مؤمنان سزاوارتر از خودشان کیست ؟ ”
مردم گفتند : ” خداوند و پیامبر او بهتر می دانند . ”
سپس پیامبر فرموند :
” ای مردم ! هر کس من مولا و رهبر او هستم ، علی هم مولا و رهبر اوست . ”
و این جمله را سه بار تکرار فرمودند .
بعد مردم این انتخاب را به حضرت علی ( ع ) تبریک گفتند و با وی بیعت نمودند .

پس از رحلت رسول اکرم ( ص ) به علت شرایط خاصی که بوجود آمده بود ،حضرت علی  ( ع ) از صحنه اجتماع کناره گرفت و سکوت اختیار کرد.
نه در جهادی شرکت می کرد و نه در اجتماع به طور رسمی سخن می گفت . شمشیر در نیام کرد و به وظایف فردی و سازندگی افراد می پرداخت .
فعالیتهای  امام در این دوران به طور خلاصه اینگونه است :
۱ – عبادت خدا آنهم در شان حضرت علی ( ع )
۲ – تفسیر قرآن و حل مسائل دینی و فتوای حکم حوادثی که در طول ۲۳ سال زندگی پیامبر ( ص ) مشابه نداشت .
۳ – پاسخ به پرسشهای دانشمندان ملل و شهرهای دیگر .
۴ – بیان حکم بسیاری از رویدادهای نوظهور که در اسلام سابقه نداشت .
۵ – حل مسائل هنگامی  که دستگاه خلافت در مسائل سیاسی و پاره ای از مشکلات با بن بست روبرو می شد .
۶ – تربیت و پرورش گروهی که از ضمیر پاک و روح آماده ، برای سیر و سلوک برخوردار هستند .
۷ – کار و کوشش برای  تامین زندگی بسیاری از بینوایان و درماندگان تا آنجا که با دست خویش باغ احداث می کرد و قنات استخراج می نمود و سپس آنها را در راه خدا وقف می نمود .

در زمان خلافت حضرت علی ( ع ) جنگهای فراوانی  رخ داد از جمله صفین ، جمل و نهروان که هر یک پیامدهای خاصی به دنبال داشت .

بعد از جنگ نهروان و سرکوب خوارج برخی از خوارج از جمله عبدالرحمان بن ملجم مرادی ، و برک بن عبدالله تمیمی و عمروبن بکر تمیمی در یکی از شبها گرد هم آمدند و اوضاع آن روز و خونریزی ها و جنگهای داخلی را بررسی کردند و از نهروان و کشتگان خود یاد کردند و سرانجام به این نتیجه رسیدند که باعث این خونریزی  و برادرکشی حضرت علی ( ع ) و معاویه و عمروعاص است . و اگر این سه نفر از میان برداشته شوند ، مسلمانان تکلیف خود را خواهنددانست . سپس با هم پیمان بستند که هر یک از آنان متعهد کشتن یکی از سه نفر گردد .
ابن ملجم متعهد قتل امام علی ( ع ) شد و در شب نوزدهم ماه رمضان همراه چند نفر در مسجد کوفه نشستند . آن شب حضرت علی ( ع ) در خانه دخترش مهمان بودند و از واقعه صبح با خبر بودند ، وقتی موضوع را با دخترش در میان نهاد ، ام کلثوم گفت : فردا جعده را به مسجد بفرستید .
حضرت علی ( ع ) فرمود : از قضای الهی نمی توان گریخت . آنگاه کمربند خود را محکم بست و در حالی که این دو بیت را زمزمه می کرد عازم مسجد شد .
کمر خود را برای مرگ محکم ببند ، زیرا مرگ تو را ملاقات خواهدکرد . و از مرگ ، آنگاه که به سرای تو درآید. جزع و فریاد مکن.
ابن ملجم ، در حالی  که حضرت علی ( ع ) در سجده بودند ، ضربتی بر فرق مبارک آن حضرت وارد ساخت . خون از سر حضرتش در محراب جاری شد و محاسن شریفش را رنگین کرد . در این حال آن حضرت فرمود : ” فزت و رب الکعبه ” به خدای کعبه سوگند که رستگار شدم سپس آیه ۵۵سوره طه را تلاوت فرمود :
” شما را از خاک آفریدیم و در آن بازتان می گردانیم و بار دیگر از آن بیرونتان می آوریم .”
حضرت علی ( ع ) در واپسین لحظات زندگی نیز به فکر صلاح و سعادت مردم بود و به فرزندان و بستگان و تمام مسلمانان چنین وصیت فرمود :
” شما را به پرهیزکاری  سفارش می کنم و به اینکه کارهای خود را منظم کنید و اینکه همواره در فکر اصلاح بین مسلمانان باشید .
یتیمان را فراموش نکنید ، حقوق همسایگان را مراعات کنید . قرآن را برنامه ی عملی خود قرار دهید .
نماز را بسیار گرامی بدارید که ستون دین شماست . حضرت علی  ( ع ) در ۲۱ ماه رمضان به شهادت رسید و در نجف اشرف به خاک سپرده شد ، و مزارش میعادگاه عاشقان حق و حقیقت شد.

بارگاه ملکوتی امیرالمومنین امام علی (ع)

به دستور آن حضرت، کار غسل و کفن نمودن او را دو پسرش امام حسن (ع) و امام حسین (ع) انجام دادند، سپس جنازه مطهرش را به سوی سرزمین «غری» (نجف) بردند و در آنجا به خاک سپردند و طبق وصیتش، قبرش را پنهان کردند. قبر آن حضرت در دوران زمامداری بنی امیه، همچنان مخفی بود تا اینکه با از میان رفتن بنی امیه و رفع خطر خوارج در زمان بنی عباس، قبر او توسط امام صادق (ع) به شیعیان شناسانده شد. برخی نیز معتقدند که او در شهر مزار شریف در افغانستان مدفون شده است.

روضه شریف


....هیچوقت به این فکر کردین که ابن ملجم مرادی (قاتل مولا علی (ع) ) چه کسی بوده و چه پیشینه ای داشته؟

عبدالرحمن بن عمرو بن ملجم مرادی عامل قتل امام اول شیعیان علی بن ابی طالب (ع) و خلیفه چهارم اهل تسنن بود. نسب او عرب و از قبیله بنی مراد است. ابن ملجم قرآن و اسلام را از معاذ پسر جبل آموخت. ابن ملجم قرآن را به عمروعاص تعلیم داد. ابن ملجم در فتح مصر با عمروعاص همراه بود. پس از فتح مصر، ابن ملجم مدتی در خانه ابن عدیس سکونت داشت و در مسجد به مصریان قرآن و فقه می‌آموخت.
پس از به خلافت رسیدن علی بن ابی طالب، ابن ملجم با او بیعت کرد و در جنگ جمل در کنار او جنگید. پس از جنگ صفین و پایان حکمیت، ابن ملجم به خوارج پیوست. ابن ملجم، عمرو پسر بکیر و برک پسر عبدالله گرد هم آمدند و در مکه تصمیم گرفتند که در شب قدر علی(ع)، معاویه و عمروعاص را بکشند تا به این ترتیب جامعه مسلمانان را از فتنه خلاصی بخشند.
ابن ملجم برای کشتن امام علی(ع) به کوفه آمد، عمرو پسر بکیر به همراه نزال پسر عامر به مصر رفت، و برک پسر عبدالله نیز به همراه عبدالله بن مالک به شام روانه شد.
ابن ملجم در شام با خوارج دیدار کرد اما راز کشتن حضرت علی(ع) را آشکار نکرد. یک بار به دیدار گروهی از طایفه تیم الرباب رفت. در آنجا زنی را به نام قطام بنت شجنه بن عدی را دید که پدر و برادرش در نهروان کشته شده بودند. ابن ملجم عاشق قطام دختر شجنه شد. قطام؛ مهر خویش را سه هزار دینار و قتل امام علی قرار داد و ابن ملجم را به قتل علی(ع) ترغیب کرد. ابن ملجم گفت که از قضا برای همین به کوفه آمده است. در کوفه، اشعث پسر قیس کندی نیز از نقشه قتل علی (ع) آگاه شد و ابن ملجم را حمایت کرد.

محراب مسجد کوفه

ابن ملجم به همراه شبیب پسر بحره و وردان پسر مجالد قتل علی (ع) را طرح‌ریزی کرد. در نوزدهم رمضان سال چهلم هجرت، این سه نفر برای نماز صبح به مسجد کوفه رفتند. در رکعت دوم، ابن ملجم به امام علی (ع) حمله برد و او را مضروب کرد. شبیب پسر بحره و وردان پسر مجالد گریختند اما ابن ملجم دستگیر شد. علی ابی طالب (ع) در بیست و یکم رمضان به ضربت شمشیر زهرآگین ابن ملجم به شهادت رسیدند.
علی بن ابی طالب(ع) در آخرین روزهای زندگی به مدارا با ابن ملجم وصیت کرد. پس از شهادت علی(ع)، ابن ملجم را برای قصاص نزد امام حسن (ع) پسر بزرگوار حضرت علی (ع) آوردند. حسن بن علی(ع) به وصیت پدرش، با یک ضربه شمشیر ابن ملجم را گردن زد. جسد ابن ملجم در بخش غربی کوفه دفن گردید.

و اما شرح سحرگاه نوزدهم ماه رمضان:

وی به همراهی شبیب بن بجره اشجعی، که از همفکران وی بود و هر دوی آن ها از سوی قطام تحریک و تحریص شده بودند، در سحرگاه شب نوزدهم ماه مبارک رمضان سال ۴۰ قمری در مسجد اعظم کوفه کمین کرده و منتظر ورود امیرمؤمنان علی بن ابی طالب (ع) شدند. هم چنین قطام، شخصی به نام وردان بن مجالد را که از افراد طایفه اش بود، به یاری آن دو نفر فرستاد.
أشعث بن قیس کندی که از ناراضیان سپاه امام علی (ع) و از دو چهرگان و منافقان واقعی آن دوران بود، آنان را راهنمایی، پشتیبانی و تقویت روحی می نمود.
حضرت علی (ع) در شب نوزدهم ماه مبارک رمضان، مهمان دخترش ام کلثوم(س) بود و در آن شب حالت عجیبی داشت و دخترش را به شگفتی درآورد. روایت شد که آن حضرت در آن شب بیدار بود و بسیار از اتاق بیرون می رفت و به آسمان نظر می کرد و می فرمود: به خدا سوگند، دروغ نمی گویم و به من دروغ گفته نشده است. این است آن شبی که به من وعده شهادت دادند.
به هر روی، آن حضرت به هنگام نماز صبح وارد مسجد اعظم کوفه شد و خفته گان را برای ادای نماز بیدار کرد. از جمله، خود عبدالرحمن بن ملجم مرادی را که به رو خوابیده بود، بیدار و خواندن نماز را به وی گوش زد کرد.
هنگامی که آن حضرت وارد محراب مسجد شد و مشغول خواندن نماز گردید و سر از سجده اول برداشت، نخست شبیث بن بجره با شمشیر برّان بر وی هجوم آورد، ولیکن شمشیرش به طاق محراب اصابت کرد و پس از او، عبدالرحمن بن ملجم مرادی فریادی برداشت: “لله الحکم یا علی، لا لک و لا لأصحابک”! و شمشیر خویش را بر فرق نازنین حضرت علی (ع) فرود آورد و سر مبارکش را تا به محل سجده گاهش شکافت.

حضرت علی (ع) در محراب مسجد، افتاد و در همان هنگام فرمود:

بسم الله و بالله و علی ملّة رسول الله، فزت و ربّ الکعبه؛ سوگند به خدای کعبه، رستگار شدم.

نمازگزاران مسجد کوفه، برخی در پی شبیب و ابن ملجم رفته تا آن ها را بیابند و برخی در اطراف حضرت علی (ع) گرد آمده و به سر و صورت خود می زدند و برای آن حضرت گریه می نمودند. حضرت علی (ع)، در حالی که خون از سر و صورت شریفش جاری بود، فرمود: هذا ما وعدنا الله و رسوله؛ این همان وعده ای است که خداوند متعال و رسول گرامی اشت به من داده اند.


محراب مسجد کوفه

حضرت علی (ع) که توان ادامه نماز جماعت را نداشت، به فرزندش امام حسن مجتبی (ع) فرمود که نماز جماعت را ادامه دهد و خود آن حضرت، نمازش را نشسته تمام کرد.
روایت شد، که در هنگام ضربت زدن عبدالرحمن بن ملجم بر سر مطهر حضرت علی (ع)، زمین به لرزه در آمد و دریاها مواج و آسمان ها متزلزل شدند و درهای مسجد به هم خوردند و خروش از فرشتگان آسمان ها بلند شد و باد سیاهی وزید، به طوری که جهان را تیره و تاریک ساخت و جبرئیل امین در میان آسمان و زمین ندا داد و همگان ندایش را شنیدند. وی می گفت:

تهدمت و الله ارکان الهدی، و انطمست أعلام التّقی، و انفصمت العروه الوثقی، قُتل ابن عمّ المصطفی، قُتل الوصیّ المجتبی، قُتل علیّ المرتضی، قَتَله أشقی الْأشقیاء؛

سوگند به خدا که ارکان هدایت درهم شکست و ستاره های دانش نبوت تاریک و نشانه های پرهیزکاری بر طرف گردید و عروه الوثقی الهی گسیخته شد. زیرا پسر عموی رسول خدا شهید شد، سید الاوصیا و علی مرتضی به شهادت رسید. وی را سیاه بخت ترین اشقیاء، (یعنی ابن ملجم مرادی) به شهادت رسانید.

بدین گونه پیشوایی شایسته، امامی عادل، خلیفه ای حق جو، حاکمی دلسوز و یتیم نواز، کامل ترین انسان برگزیده خدا و جانشین بر حق محمد مصطفی صلی الله علیه و آله، به دست شقی ترین و تیره بخت ترین انسان روی زمین، یعنی ابن ملجم مرادی ملعون، از پای درآمد و به سوی ابدیت و لقاء الله و هم نشینی با پیامبران الهی و رسول خدا صلی الله علیه و آله رهسپار گردید و امت را از وجود شریف خویش محروم نمود.





طبقه بندی: مناسبتها، 

تاریخ : چهارشنبه 18 مرداد 1391 | 02:29 ب.ظ | نویسنده : giga | نظرات

ترکیب سفت کننده طبیعی:

1شیشه گلیسیرین-اب 5 عدد لیمو-500 گرم فلفل قرمز تند و 1 شیشه روغن رزماری

طرز تهیه:

گلیسیرین و رزماری رو از عطاری ها میتونید تهیه کنید.فلفل قرمز رو اب پز کنید و بعد اب لیمو ها رو اضافه کنید.وگلیسیرین و رز ماری رو با این مخلوط با بلندر یا به هر طریقی  کاملا مخلوط کنید و حدود 3 روز بگذارید یک جای سرد و تاریک بمونه میتونید داخل شیشه ریخته و دورش فویل الومینییومی بپیچید در یخچال بگذارید.

و استفاده:

این سفت کننده طبیعی رو که در منزل اماده کردید رو هر روز باید بصورت منظم استفاده کنید.بعد مالیدن این ماسک به قسمتهای مورد نظر اگر میتونید افتاب بگیرید و نرمش کنید.بعد 1 ساعت پوست رو با اب ولرم بشورید.این ماسک اگر مرتب استفاده شه به وضوح کم شدن ورم ها و سفتی رو خواهید دید.


یک مخلوط طبیعی برای سفت کردن پوست

عادت های غذایی غلط و اضافه وزن باعث خرابی و ورم و چرب شدن پوست میشن.بخصوص بعد از کم کردن وزن افتادگی ها و ترک های پوست واقعا ناراحت کننده هست ولی درمان افتادگی سخت نیست و راههای طبیعی زیادی وجود داره که جواب میدن.کافیه که امتحان کنید.




طبقه بندی: آرایش،  بهداشت و سلامتی، 

تاریخ : جمعه 13 مرداد 1391 | 07:06 ب.ظ | نویسنده : giga | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic