تبلیغات

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمْ اللّهُمَ كُنْ لِوَلیِكَ الْحُجَةِ بْنِ الْحَسَنْ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَ عَلی ابائِهِ فی هذهِ الساعَه وَ فی كُلِ الساعَه وَلیاً وَ حافِظا وَ قائِداً وَ ناصِرا وَدَلیلاً وَعَیْنا حَتّی تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوعا وَتُمَتِعَهُ فیها طَویلا

حالا بیا تو - نگاهت

نگاهت

پنجشنبه 3 شهریور 1384

نگاه تو بر در است
با یاد پنجره باز رو بباغ، هوای تازه،
خورشید تابان، پرنده ی خوانای عاشق
بر همیشگی سبزی شاخه سرو.

نگاه تو بزندگی بجامانده
در چشم رفیقان عشق،
شکوفانی سرخ نسترن تابستان
منگوله های میوه مهرگان باغبان
دانه جو در خاک خوب
اندیشه و بازوی کار بهار.

نگاه تو از زندگی گذرد-
با عبور از اعصار
به کویر و کوهسار.
نگاه تو نگاه تاریخ است
ادامه وجدان مزدک و بابک،
حلاج و عشقی، در شعر سعید گلسرخی و مختاری.
تو در نگاه کودک امروز
نگرانی دیرین امروز، وعده روشنی فردا،
در آسمان شفاف هدیه داری.

نگاه تو زنده است-
در پرواز باز پشتک کامل کبوتر در نیلی آسمان
شنای خیس ماهیان رود ورود دریا،
اندیشه مرور دیروز انسان فردا.

بیژن باران
 


لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:08 ق.ظ  توسط miga  | نظرات ()