تبلیغات
حالا بیا تو . . . - دل که تنگ است کجا باید رفت؟
دل که تنگ است کجا باید رفت؟
به در و دشت و دمن؟ 
یا به باغ و گل و گلزار و چمن؟
یا به یک خلوت و تنهاییِ امن؟
دل که تنگ است کجا باید رفت؟
پیرِ فرزانه مرا بانگ برآورد 
که این حرف نکوست
دل که تنگ است برو خانۀ دوست... 
شانهﺍش جایگهِ گریۀ تو
سخنش راﻩگشا
بوسهﺍش مرهمِ زخمِ دلِ توست
عشقِ او چارۀ دلتنگی توست... 
دل که تنگ است برو خانۀ دوست...
خانهﺍش خانۀ توست...
باز گفتم: 
خانۀ دوست کجاست؟
گفت: پیدایش کن 
برو آنجا که پر از مهر و صفاست
گفتمش در پاسخ:
دوستانی دارم
بهتر از برگِ درخت
که دعایم گویند و دعاشان گویم
یادِشان در دلِ من
قلبِﺷﺎن منزلِ من...
صافىِ آب مرا یادِ تو انداخت رفیق
تو دلت سبز
لبت سرخ
چراغت روشن
چرخِ روزیت همیشه چرخان
نفست داغ
تنت گرم
دعایت با من
روزهایت پىِ هم خوش باشد...



تاریخ : سه شنبه 25 تیر 1398 | 10:05 ق.ظ | نویسنده : بهونه | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.