بیشتر مردم به ترس‌ها و حماقت‌های‌شان زنجیر شده‌اند و جرئت ندارند بی‌طرفانه قضاوت کنند که مشکل زندگی‌شان چیست.
بیشتر آدم‌ها همین‌طور زندگی‌شان را بی‌هیچ رضایتی ادامه می‌دهند بدون آن‌که تلاش کنند تا بفهمند سرچشمه‌ی نارضایتی‌شان کجاست یا بخواهند تغییری در زندگی‌شان ایجاد کنند سرآخر می‌میرند...!

برادران_سیسترز
پاتریک_دوویت


پ ن: چقدر حال بدی دارم از مردن نمی ترسیدم ولی الان میترسم خیلی هم میترسم 
جون دادن سخت هست خیلی سخت 

شاید شما ندونید کی قرار بمیرید ولی کسی که تاریخش رو به احتمال بدونه که در چه بازه ی زمانی هست خیلی ترسناک میشه خیلییییییی 

دوست داشتم خیلی کارها بکنم ولی دیگه نمیتونم توان جسمیش هم دیگه ندارم 

خدا کنه من که بخوام بمیرم دست پام انقدر تکون نخوره سیاه نشم چشمهام از درد نزنه بیرون  از کنار لبم خون نزنه بیرون واییییییی خدای من چی دیدم 

خدا کنه اروم بمیرم 






تاریخ : یکشنبه 17 تیر 1397 | 11:32 ب.ظ | نویسنده : بهونه | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.