صحبت دو دوست 

اولی گفت :چرا تو اخلاقت عوض نمیکنی ؟چه رازی پشت پرده هست با این همه بی محلی و سرسنگینی خانمت باز قربون صدقه میری ؟
نکن زندگی من رو هم درگیر کردی خانمم مدام غر میزنه یاد بگیر ازدوستت ببین تو روخدا یاد بگیر ...

دومی خنده ی تلخی زد و گفت: رازی در کار نیست و این اخلاق نمیتونم تغییر بدم دست خودم نیست 
عاشق بودن یعنی همین من عاشق هستم باور کن من هم تمام رفتارها رو میبینم 
ولی عاشق که باشی نمیتونی از عشقت دور بشی با تمام اخلاق های بدش باز تمام تک تک سلولهای بدنش تمام نفس هاش رو میپرستی 
مطمن باش تمام کج خلقیهاش شیرینترین جملات زندگیت میشه 
عشق یعنی سوختن 

اولی گفت: ناراحت نشی ولی دیوانه ای نمیتونم اصلا یک ثانیه اش درک کنم

دومی گفت: (عاشقی شیوه ی رندان بلاکش باشد)مفهوم عاشقی رو همه نمبتونن درک کنند برای همین هست که الان امار جدایی ها بعد از عاشقی ها بالا میاد چون واقعا عاشق نبودن 

و مطمن باش اگر هردو عاشق باشند دنیا بهشت برین می شود چون طاقت ناراحتی همدیگر اصلا ندارند و با مردنشون مساوی میشه 
من شاکرم ولی بدون سوختن کسایی میکشن که به عشقشون نمیرسند 
نمونه اش نویسنده ی خودمون 
اولی گفت: چییییییی نویسنده ما امکان نداره 

دومی گفت: بله  اون عاشقی که حتی یکبار عشق خودش روهم ندیده این همه سال عاشقانه با رویاهاش زندگی کرده تاوان بسیار زیادی داده انقدر سوخت که جسمش هم داره متلاشی میشه 

اولی گفت:عشقش میدونه؟اون هم همینطوره؟ 

دومی گفت :بله میدونه خیلی بیشتر از من و تو 

ولی اون عشقش متفاوت هست و با شرایط خودش رو میتونه تطبیق بده 

اولی گفت:مگر چند نوع عشق داریم که متفاوت هست 

دومی گفت : یک نوع بیشتر نیست ولی نوع نگرش و طرز دید هر انسانی فرق داره 

اولی گفت: پس عجب نویسنده ی دیوانه ای داریم ....همون بهتر که عشق درک نکردم به همون

 زندگی راضی ترم 

دومی گفت:بله برو که عاشقی با همه ی دردهایش می ارزد به زندگی هایی که تو و امثال تو دارند 

و تو این رو هم نمیتونی درک کنی ....

درک نمیکنی دوست داشتن از عمق جان را 

برای همین من زن ذلیل هستم و تو به ظاهر مردددددد

دلم گرفت ای هم نفس 

پرم شکست تو این قفس 

تو این غبار،تو این سکوت 

چه بی صدا .....نفس ...نفس...





تاریخ : یکشنبه 10 تیر 1397 | 06:38 ب.ظ | نویسنده : بهونه | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.