این روزها دل ارام سیخی چند؟

یاد فیلم پسرخاله و کلاه قرمزی افتادم اون قسمتش که

کلاه قرمزی رفت خونه پسرخاله انقدر بهم ریخت و اذیت و پسرخاله گفت وقتی امدی نفهمیدم کی امده ولی الان که میخوای بری فهمیدم .....

یه روز  عشقم امد و من نفهمیدم همش شوخی و بچه بازی باورش شاید برای جوانهای این دهه سخت باشه ولی من اون زمانها خیلی دوزاریم کج بود اصلا عقلم به عشق و عاشقی قد نمیداد 

البته همه ی همسن های من اینطوری نبودن ولی خوب یکی از اول بچه گی دیر گیر باشه همین هست 
الانم همینم نسبت به سنم واقعا بعضی چیزها رو نمیفهمم شاید یک نوع مونگولیسم باشه و ربطی به دهه های مختلف نداشته باشه 
ولی در کل نفهمیدم کی امد ولی وقتی رفت فهمیدم کی بود
شاید تجسم کنید تعریف بیخود باشه 
ولی به نظر من تعریفی بود و فوق العاده و البته هست
باور کنید برای من از اساطیریترین شخصیتهای شاهنامه ارزشمندتر بود و هست 

این همه سال نتونستم فکرم رو تغییر بدم چون دلم نشد تغییر بدم 

باور کنید خیلی ها فیلم تو زندگی بازی میکنند ولی من اونم نتونستم فکر کنم اینم برمیگرده به همون شاخه ی مونگولیسمم 

خوب روزها دارن میگذرند و سالها داره از پی هم میرن ولی من موندم تو یه نقطه 

باورش خیلی سخته که نمیتونم تکون بخورم همه ادمهای اطرافم تکون میخورن بزرگ میشن ولی موندم ...
مجسمه از من خیلی بهتر عمل میکنه لااقل همون صورت و چهره رو داره ولی من نه به قول معروف نه میشه به افتابم نشست نه به سایه ام 
 چشم ها پر اشک
 افکار خراب 
با دلی پر از حسرت 
.........


واقعا دل خوش سیری چند؟؟؟؟؟


تاریخ : شنبه 14 بهمن 1396 | 05:50 ب.ظ | نویسنده : بهونه | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.