این شعر به نظر من خیلی زیباست با نام شاعر میزارم 



عمری است به دل حسرت دیدار تو د ارم



برده است خیالت ، همـــــه آرام  و قرارم




هر شب که به بستر بروم ذکــر تو بر لب



هر صبح به دل ، میل تماشـــای تو د ارم



با هر نفسم ، مـِــــــــهرِتوافزون کند ایمان



با یک نظرت ، می شکــــفد گل ز مزارم



هر چند که بی روی تو سـرد است وجودم



یاد ِتو پر از گل کند این سال ، بهـــــــارم



تا جیره خور سفـــــره ی احسان تو هستم



جامی بده تا رقص کنان ، سـَــــر بگذارم

مصطفی معارف 15/1/91 کـــرج





پ ن :بعضی جمله کلا به نظر من اشتباهه مثلا(گذشته ها گذشته در خود گذشته باقی مانده است)اصلا اینطور نیست حداقل برای من نبود علاوه بر اینکه در کالبد وجودی ریشه داره بلکه یک حسرت عمیق هم برای من به جا گذشته جوری که دوست دارم چشمان بازم را به کسی ببخشم و چشمهایم بسته شود ... 
حسرت درد بی درمان هست 
یه جمله رو قبول دارم که ادم باید تو لحظه زندگی کنه ولی نه از الان 
باید اینطور اصلاح بشه ادم باید تو لحظه زندگی کنه از اول زندگیش طوری زندگی کنه و فکر کنه  که حسرت برای خودش جا نزاره
از ما که گذشت و اه و حسرت ماندگار شد

در لحظه جوری زندگی کنید و فکر کنید که صدسال بعد هم در نظر گرفته بشه ....حسرت برای خودتون جا نزارید 


در لحظه جوری زندگی کنید و فکر کنید که صدسال بعد هم در نظر گرفته بشه ....





تاریخ : چهارشنبه 15 دی 1395 | 10:02 ق.ظ | نویسنده : بهونه | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.