حالا بیا تو . . .
ما اولین نیستیم ، اما خاطره انگیزیم
درباره وبلاگ


برای زود فرارسیدن فرج ( و ظهور ما ) زیاد دعا كنید ، كه آن همان فرج و گشایش شماست. حضرت امام مهدی (عج)

مدیر وبلاگ : giga
موضوعات
نظرسنجی
چی اضافه کنیم بهتر میشه؟










آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سلام به همه دوستان قدیم و جدید....
عجب خاکی گرفته اینجا.......
امروز اتفاقی بعد از مدتها به اینجا سر زدم و کلی خاطره از جلوی چشمام رد شد...دلم خیلی گرفت وقتی دیم که اینجا خیلی وقته که به روز نشده... دلم میخواد اینجا رو باز با رونق ببینم به همین دلیل هم این پست رو دارم می نویسم... ولی تنها این کار رو نمی کنم...
از giga ی عزیز خواهش میکنم اگه دسترسی به نویسندگان قدیم داره اونها رو جمع کنه...
برای اینکه یک کم به پسنم محنوا بدم یک روزنامه دیواری میخوام به یاد گذشته درست کنم البته با موضوع نوستالژی....
اول از خودم شروع میکنم:

من پر از ترسم این روزها 
سر راهم توی جاده های پر از پیچ و خم 
گاهی وقتها حواسم می پرد لب دیوارهای سنگی باغ های سیب ..
پاهایم که چشم ندارد
می ترسم برود روی جوانه تازه روییده ای 
که دست هایش را به نیاز رو به آسمان بلند کرده 
یا بخورد , به تکه سنگی که دلش پر از درد سنگ بودن است ..
من حواسم گاهی , پرت می شود توی زلالی آب
می ترسم آن لحظه , در بین راه , شیشه های نازک حضوری را بشکند
من دورم را هاله ای کشیده ام از " آهای , حواست باشد " ولی 
وقتی گوش نمی کند به حرفم , 
وقتی تنهایم می گذارد , جایش را ترس می گیرد و شرم ..
من می ترسم ..
گاهی وقت ها سایه ام , می دود دنبال پروانه ها 
من می مانم و حجم خالی تن , روحم که سایه ای ندارد ..
خیلی وقت ها , خیلی چیزها را ندیده ام 
دروغ چرا ؟ 
دیده ام و ساده انگارانه عبور کرده ام 
کم کم یادم می آید 
نمی دانم آن وقت ها حواسم کجا می رود 
شاید هم حواسم هست و من نیستم
من مدیونم
مدیون تمامی لبخندهای خشکیده بر لب
مدیون تمامی اشک های فروخورده در بغض
مدیون تمام بودن هایی که باید می بود و نبودم
من چقدر بدهکارم 
ترسم که بی دلیل نیست !!
هنوز راه هست و هنوز سنجاقک حواس من گیر می کند به شاخه های بین راه
دل کندن از تماشای جلبک های کنار رودخانه , مثل کندن پوست سرخ سیب , درد دارد
ولی سفر , این چیزها که , حالی اش نمی شود 
چاله چوله های آب را که می بینم , کف دستم سر می خورد روی زلالی اش 
حس سرد و با طراوتی دارد , دستم را که می خوام بلند کنم , گونه های نرم آب , به سختی از حرارت دستم , دل می کنند 
حواس آدم همینطوری پر و بال می گیرد و می رود 
مثل کبوتری که می رود 
ولی باز به خانه بر می گردد 
مهم همان وقت نبودنش است .. 
حواس آدم نیست که آدم عاشق می شود وگرنه , اگر حواس باشد 
عاشقی بی معنیست .. 
من وقتی فهمیدم عاشقم که حواسم دو کوچه آنطرف تر , داشت زیر قطره های درشت باران قدم می زد 
همان کوچه ای که روی دیوار کاه گلی اش بوته ای از یاس دارد پر از دانه های سفید 
پر از عطر آبی , پر از شبنم خاکستری
از این جا تا دو کوچه آن طرف تر که می رفتم دنبال حواسم

سرعت عبورم نرمش نگاهی را فشرد در خودش 
نگاهی که بدرقه رفتنم بود , گیر کرد لابه لای خطوط عجول رفتنم ,


گره خورد و شکست در خودش ..
نگاهش گرم بود و نوازشگر , یک لحظه زودگذر بود شاید , شاید هم سالهای سال انگار 
آشنا بود به گمانم , کجا دیده بودمش ؟ 
شاید میان صدفی در عمیق ترین جاهای اقیانوس خیالم 
شاید هم لابه لای مرجان های خوابم
حواسم که برگشت , ندیدمش
جای بودنش یک رد آبی مانده بود و یک سبد عطر سیب
ترسم که بیهوده نبود 
دیگر ندیدمش 
تنها غریبه ای که آشنا بود برایم 
میان تمام آشنایان غریبه ..
باید بروم تا انتهای بودنم
باید برم تا مرز رفتن
شاید همانجا باشد

درون باغی پر از سیب ..



نوبتی هم باشه نوبت گیگای عزیزه( آقایون داداشام گفته باشم چون اینجا واس گیگاست ازش دو تا پست میذارم):

هیچ کس به قلبش نمی تواند یاد بدهد که نشکند

 

اما من حداقل می توانم به او یاد بدهم

 

هنگامی که شکست با لبه های تیزش

 

دست کسی را که شکسته اش نبرد

 و حالا دومیش:

ای همیشه بیدار سلام!
 
نمیدونم از چی بگم، از چی بگم برات تا دلم سبك بشه!
 فقط اینو خوب میدونم تا نیای حال من همینه!
 تا نیای بهتر از این نمیشه؟
نمیدونم اصلاً نمیفهمم چرا اینطوری شدم
 نمیدونم چی میخواستم بهت بگم؟
 كاش میشد دیدت!
 این كه برام حسرته، یه آرزو، آرزوی محال!
 دلم میخواد فریاد بزنم
 فریاد بزنم از این روزایی كه دیگه موقع نیایش خدا، به خواهش تو نمی‌نشینند.
 ای موعود من! به خدایی كه تو را وعده دیدار داده، سوگند كه تو همیشه از نظرها غایب نخواهی بود،
 اگر اینچنین بود دیگر امیدی برای زندگی نداشتم،
 به چه امیدی زنده می‌ماندم؟
روزی پرده‌های غیبت فرو می‌افتد و تو پرچم ظهورت را بر بام هستی خواهی افراشت.
 نمیدونم اون روز هستم؟ زنده‌ام؟ میتونم ببینمت؟ ولی اینم بگم فقط به امید دیدارت زنده هستم.
الهم عجل لولیك الفرج

سلام به همه بهونه های قشنگم

امید که حال همتون خوب باشه

راستی با سرما نخوردین که؟

جمعه که میشه دل آدم یهو میگیره

میدونین چشم انتظاری خیلی بده خیلی

صبحی دگر می‌آید ای شب‌زنده‌داران

از قله‌های پر غبار روزگاران

از بیكران سبز اقیانوس غیبت

می‌آید او تا ساحل چشم‌ انتظاران

آید به گوش از آسمان: این است مهدی!

خیزد خروش از تشنگان: این است باران!

با تیغ آتش می‌درد آن وارث نور

در انتهای شب گلوی نابكاران

از بیشه‌زاران عطرهای تازه آید

چون سرخ گل بر اسب رهوار بهاران

آهنگ میدان تا كند او، باز ماند

 درگرد راهش مركب چابك‌سوارن

آیینه آیین حق، ای صبح موعود!

ماییم سیمای تو را آیینه داران

دیگر قرار بی تو ماندن نیست در دل

كی می‌شود روشن به رویت چشم یاران؟

 راستی اینها رو هم بخونین عالیه ها:

منتظران واقعى به امامشان عشق مى‏ورزند .
مدعیان انتظار، تنها شعار مى‏دهند .
منتظران واقعى در پى اصلاح وضعیت موجودند .
مدعیان انتظار، هر نوع اصلاحى را محكوم مى‏كنند .
منتظران واقعى تلاش مى‏كنند تا موانع ظهور را بشناسند و آنها را برطرف كنند .
مدعیان انتظار، منتظر مى‏مانند تا امام غایبى بیاید و امور را به صلاح آورد .
منتظران واقعى انتظار را تكلیف و رسالت مى‏داند .
مدعیان انتظار براى رفع تكلیف منتظرند .
منتظران واقعى، بانشاطند و امیدوارانه به آینده مى‏نگرند .
مدعیان انتظار، مایوس‏اند و دل‏خسته .
منتظران واقعى، زندگى فردى و اجتماعى خود را براساس آنچه در انتظار اویندسامان مى‏دهند .
مدعیان انتظار، نه در زندگى فردى نه در زندگى اجتماعى خود هیچ تاثیرى از آنچه انتظارش را مى‏كشند، نمى‏پذیرند .
منتظران واقعى، براى استقرار عدالت تلاش مى‏كنند .
مدعیان انتظار، استقرار عدالت را موكول به ظهور منجى غیبى مى‏دانند .
منتظران واقعى، در مقابل ظلم و فساد ایستادگى و مبارزه مى‏كنند .
مدعیان انتظار، با عوامل فساد و ظلم تنها در دل مخالفت مى‏كنند نه در عمل .
منتظران واقعى تلاش مى‏كنند تا حكومتهاى باطل را براندازند و خود زمینه‏سازحكومت عدل و ایمان گردند .
مدعیان انتظار، اساسا هیچ حكومتى در زمان غیبت را حكومت‏حق نمى‏دانند ومعتقدند باید منتظر شد تا خود امام بیاید و حكومت كند .
منتظران واقعى، امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنند كه سنت همه صالحان عالم است .
مدعیان انتظار، نسبت‏به دیگران بى‏تفاوتند .
منتظران واقعى، نگران سرنوشت‏خود و جامعه هستند .
مدعیان انتظار، به سرنوشت‏خود و جامعه نمى‏اندیشند و اقدام جدى‏اى در عرصه‏هاى اجتماعى و اصلاحى نمى‏كنند .
منتظران واقعى، در برابر آزارها و تكذیبها مقاومت مى‏كنند .
مدعیان انتظار، آنقدر محافظه‏كارند كه مورد آزار و تكذیب قرار نمى‏گیرند .
عشق آسمانى است و عشق ورزیدن كار اهالى آسمان!
شعار زمینى است و شعار دادن حرفه زمینى‏ها!
منتظران واقعى، بانشاطند و امیدوارانه به آینده مى‏نگرند .
مدعیان انتظار، مایوس‏اند و دل‏خسته .
مدعیان انتظار، نسبت‏به دیگران بى‏تفاوتند .
منتظران واقعى، نگران سرنوشت‏خود و جامعه هستند
سربلند باشید همیشه ایام

حالا نوبت miga ست.......


روزگارت بر وفق مراد است هنوز؟

 

شادی چهره ات برقراراست هنوز؟

 

اشک های عاشقی پر تکرار است هنوز؟

 

دلت پر از یاس سفید است هنوز؟

 

دست هایت مهربان است هنوز؟

 

غمت با شادیت محو می گردد هنوز؟

 

دفتر شعر هایت جاودان است هنوز؟

 

زندگی را زندگی می کنی ایا هنوز؟

 

یاد من در خاطرت هست هنوز؟

 

               بهونه


زود بیاید....منتظرم






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 9 اردیبهشت 1394
omega
پنجشنبه 10 اردیبهشت 1394 04:12 ب.ظ
سلام omega جون عزیز.ممنون كه تكون دادی دلم رو با این پست .....
باشه دوباره شروع میكنیم با اینكه مشغله هام زیاد شدن......
چهارشنبه 9 اردیبهشت 1394 11:23 ق.ظ
سلام و ادب و احترام امیداورم سال خوبی آغاز کرده باشید
دوست گلم وب جالبی داری ممنون میشم سری به ما هم بزنی و با هم تبادل لینک داشته باشیم مرررسی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر