تبلیغات
حالا بیا تو . . . - زمستان ای بی رحم ترین فصل درونی من
 
غربت آن نیست که ندانند کجایی و بگیرند سراغت..... غربت آن است که بدانند کجایی و نگیرند سراغت...

زمستان ای بی رحم ترین فصل درونی من

نوشته شده توسط :بهونه
چهارشنبه 8 آذر 1391-08:34 ق.ظ








زمستان ای بی رحم ترین فصل درونی من 


برف درون من بارشش ابدیست و من در قندیل های بلند صورت چین و چروک خورده خود را می بینم 

اشک ها تا در صورتم جاری می شوند گلوله ای می شوند از جنس شیشه .....


سکوت دل فرا تر از حد طبیعی و من با تمام وجود این سکوت بی معنا را حسش می کنم 


کاش سفیدی زمستان تمام می شد و من ریشه های درختان بهاری را درونم احساس می کردم 

کاش جغد سفید شب دیگر بر بالای درخت تنهایی من نمی نشست و من با صدایش عمق تنهایی ام را درک نمی کردم 


در میان جمع تنها ماندن چقدر سخت است ......


در میان جمع بی صدا بودن  چقدر سخت است......

کاش بودی و درک می کردی ....

کاش بودی و سردی دلم را می دیدی  که چگونه مانند سرطان چنگ به تمام زندگی ام زده...

کاش ....


(بهونه)








نظرات() 


من
چهارشنبه 8 آذر 1391 12:14 ب.ظ
با نوشته هات روحم جلا میخوره
دست مریزاد ای استاد قلم و حس لطیف
پاسخ بهونه : ممنونم نظر لطفت هست و اینکه من مثل بچه کلاس اولی هام زیادی تعریف کردی

اسم خودتون چرا نمی نویسین این من چیه هی می نویسین
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:



دانلود آهنگ





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox