تبلیغات
        حالا بیا تو . . .
 
حالا بیا تو . . .
ما اولین نیستیم ، اما خاطره انگیزیم
درباره وبلاگ


برای زود فرارسیدن فرج ( و ظهور ما ) زیاد دعا كنید ، كه آن همان فرج و گشایش شماست. حضرت امام مهدی (عج)

مدیر وبلاگ : giga
موضوعات
نظرسنجی
چی اضافه کنیم بهتر میشه؟










آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
انگشتر و جواهرات زیبا


تست آی کیو

با ما با معماهای عالی در تلگرام همراه باشید
پس از باز شدن روی join کلیک کنید
هر روز جند معمای مغز به کار انداز  توپ
================================================
========================
========================
========================

کسب درآمد با بازاریابی برای محصولات فروشگاه
========================

=========================
تبادل بنر با بهونه
بنر ما رو در سلیت یا وبلاگتون بگذارید و بنر خودتون رو برای ما ارسال کنید تا ما هم اقدام کنیم
حال بیا تو ..
 کد
<a href="http://bahooneh.mihanblog.com" target="_blank" title="حالا بیا تو . . ."><img hspace="0" border="0" align="baseline" vspace="0" src="http://media4.picsearch.com/is?bB4YCy_9PPJTsKmyt2YTbAjzPaFtBc3eQ3hXXp9x6RA" alt="حال بیا تو .."></a>




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 19 آبان 1391
giga
سلام به همه بهونه های قشنگم برای زندگی 
سال نو مبارک 
امیدوارم سالی سرشار از شادی و سلامتی و پیشرفت داشته باشین....
چقدر غمگین است
آدمی که
حرف هایش را به ماه میزند
و ماه فقط نگاه میکند
فقط نگاه....!!



متن اهنگ وقتی رفتی از فرامرز اصلانی  

وقتی رفتی همه چیز رفت روزایه خوب برنگشتن
بهار از پنجره پر زد پاییزا دائمی گشتن
از همون روزی که رفتی خونه خالی از ترانست
همه ی بود و نبودم بی تو تنها یک بهانست
از همون روزی که رفتی گل تویه گلخونه خشکید
دیدگانم بی تو دیگه فصلایه خوبو نمیدید

 وقتی رفتی همه چیز رفت روزایه خوب برنگشتن بهار از پنجره پر زد پاییزا دائمی گشتن
از همون روزی که رفتی خونه خالی از ترانست همه ی بود و نبودم بی تو تنها یک بهانست
 از همون روزی که رفتی گل تویه گلخونه خشکید دیدگانم بی تو دیگه فصلایه خوبو نمیدید





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 2 فروردین 1396
بهونه

هیچ‌وقت آخرین‌ها رو دوست نداشتم..
آخرین روزها.. 
آخرین ساعات.. 
آخرین لحظات...
آخرین‌ها همیشه غم انگیزن حتی اگه بعدشون شروع خوبی باشه..
آخرین روزهای اسفندم همینطوره؛
غم انگیزه، چون بوی تموم شدن میده..
بوی از دست دادن..
 بوی آخر خطه..
آدما آخر خطُ دوست ندارن ..
حتی اگه پشت سرشون یه دنیا غم باشه..
همیشه وقتی آخرش برسه،
یه جامونده‌‌‌هایی هست..
یه کارهای جامونده،
یه حرفای جامونده،
یه حس‌های جامونده...
یه اشک های جاری مونده ...
یه حسرت هایی مونده .....
بوی نزدیک بودن اخر خط چقدر تلخی میاره ....




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 27 اسفند 1395
بهونه
سلام به تمام انها که بهونه ای دارند برای زندگی 

امیدوارم حال همتون خوب باشه 

خونه تکونی هاتون تموم شده یا نه ؟ خدا قوت .....
امیدوارم دلها رو هم خونه تکونی کرده باشید 
عین من نباشید که نه اون شد و نه این .....
کلا در افسردگی کامل به سر میبرم عین همیشه ....

یه اعتراف خیلی بزرگ میخوام بکنم اینکه من اون روزها همش میگفتم این دانشمندهاو فیلسوفها جمله هایی که میگن شعاره یا اصلا به درد نمیخوره ولی تو این چند سال که فهمیدم و عقلم سرجاش هست میفهمم اصلا اینا درست میگن 
خیلیهاشو بهش رسیدم ولی دلم میخواد براتون بگم کدوماش بود : 
اول اینکه ادم باید در لحظه زندگی کنه اونا که میتونن 
کیف زندگی میکنن اونا که عین من همیشه تو عشق قدیم سیر میکنن بدبختن .....
دوم اینکه هیچ ادمی عوض نمیشه شاید جزییات عوض بشه ولی در کل هیچ ادمی نمیتونه تغییر کنه حتی اگه بگه که میتونم ،نمیتونه .....
سوم اینکه دوست داشتن بالاتر از عشق است رو من قبول نداشتم ولی الان به نتیجه رسیدم 
دوست داشتن یک نفر که تازه متوجه بشی چقدر دوستش داری بالاتر از عشق هست 
و خوشا به حال اونا که اینو درک کردن و زندگی میکنن 
خیلی ها خوش شانسن کسی که دوست دارن با کسی که عاشقشن  جدا هست زندگیشون خیلی خوب ادامه داره  و خوب معلومه انتخاب میکنن و عشق رو محو میکنن....                                                                                                                                               

خیلی ها هم عین من عشق و دوست داشتن باهم در هم تنیده و جدا نمیشه اونی که عاشقشی با اونی که دوستش داری یکی هست 
به خاطر همینه که فراموش نمیشه کرد ....
به خاطر همینه که زندگی نمیشه کرد.....
به خاطر همینه که اشک ها  خشک نمیشه ......
به خاطر همینه که چشمها به انتظاره.......      

چهارم اینکه انسان عاشق همیشه میسوزه و رسیدن و یا برای همیشه با معشوق صحبت کردن نداره 
اینووهم قبول نداشتم ولی الان دارم اینکه تمدید میشه و عذابش شدیدتر و این فکر کنم مرحله های بعدعاشقی هست که من فکر کنم از قلعه اش گذشتم .
سخت هست و امیدوارم بشه طاقت اورد و از این مراحل هم گذشت 
در شعرهای مولانا میخونیم که عشق هفت مرحله داره                                                                                         
و امیدوارم مراحلش طاقت بشه بیارم ....
پنجم اینکه غرورت اگه له شد و اگه شکست نزار کسی بفهمه حتی اونی که عاشقشی اینو هم قبول نداشتم 
فکر میکردم بفهمه بهتره ولی خوب بی تفاوت گذشتن درد اورترش کرد و له تر....                                    

در کل شاید دیگه زیاد اپ نکنم فعلا....حال و هواییی بس ناجوانمردانه غریب و تنهایی دارم .....

عید رو به همه تبریک میگم انشاالله سالی خوب و با برکت داشته باشن 

و برای خودم تنها دعایی که میکنم اینه که بتونم تحمل کنم شرایط سخت روحی رو و جسمی رو و بشه سال اخر که نفس میکشم...

خداحافظتون باشه




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 13 اسفند 1395
بهونه

بَعدترها... 
روزی اگر... 
روی نیمکت یک پارک... 
با غریبه ای هم کلام شدی...  
حرف عشق که...
درمیان آمد...
لبخند بزن... 
مکثی کوتاه کن و...
آهی بکش...!
و مرا چنین بیاد آور...
قبل ترها... 
آن سالهای دور...
یادش بخیر...
شاعری بود... 
لبریز حس هزاران زن... 
عاشق و بی قرار و دلتنگ...
هی،بفهمی اندکی زیبا...
شیفته و واله و شیدا...
حیف... 
اما...!
دلبری نمیدانست... 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 11 اسفند 1395
بهونه

گاهی... 
تمامِ دار و ندارت می شود... 
مرور خاطره هات...
خوندن مسیج های خاک خورده...
یادآوری قول و قرارهای... 
به نتیجه نرسیده...
من رسیدم نگران نباش هایی كه...
دیگه اهمیت نداره...
لبخند زدن به كلمه هایی كه فقط خودت معنیشو می فهمیدی...
انقدر ورق میزنی تا میرسی به اینکه نیست 
چطور رفت ....
گاهی...
توو اوجِ نداری...
با چه چیزهای ساده ای دلخوشی...






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 10 اسفند 1395
بهونه

 

 

سلام به تمام انهایی که بهونه ای برای زنذگی و از همه مهمتر عاشقی دارند

 

امیدوارم حال همه خوب باشه

 

این پست مخصوص خیلی هم مخصوص مخاطب خاص داره

 

عشق نافرجام من سلام و تنها سلام بر تو

 

همیشه اززمان از سکوت از غرور گله دارم

 

اشکها تنها مونس من بودند ....

 

خیلی سخته گفتنش ....

افسوس......

عشقم روزت مبارک

از دور…

تورا دوست دارم بی هیچ عطری…

آغوشی…

لمسی…

و یا حتی بوسه ای.

تنها دوستت دارم.

از دور

 

 

 

 

 

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 23 بهمن 1395
بهونه

خیس میشم با تو هرشب زیر بارونی که نیست

دستتو محکم گرفتم تو خیابونی که نیست

باشم و عاشقم نباشم کار آسونی که نیست

من خدایی با تو اینجا از تو میسازم که نیست

باید هر شب روی رازی پرده بندازم که نیست

تو منو به بند کشیدی توی زندونی که نیست

با جنونه هر شب من جز تو مهمونی که نیست

نامه هامو پاره کردم وقتی می خونی که نیست

هرچی اینجا با تو ساختم خوب میدونی که نیست

غرق میشم تو سیاه موج موهایی که نیست

دور تو میگردم اینجا دور میدونی که نیست

تو یه روزی برمیگردی از خیابونی که نیست





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 24 دی 1395
omega

دﻭﺗﺎ ﺩﺳﺘﺎﺷﻮ ﻣﺸﺖ ﮐﺮﺩ ﺟﻠﻮﻡ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﺍﮔﻪ ﺑﮕﯽ گل ﮐﺪﻭﻣﻪ ﻣﯿﻤﻮﻧﻢ .
ﭼﻪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺳﺨﺘﯽ ﺑﻮﺩ 
ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻧﺶ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩﻣﻮ ﻓﺮﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ
ﺑﻮﺩ

ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﺍﺩﻧﺶ ﻣﺤﮑﻢ ﺯﺩﻡ ﭘﺸﺖ ﺩﺳﺖ ﭼﭙﺶ
ﻭ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﯾﻦ ﮔﻠﻪ .
ﺩﺳﺘﺸﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ 
گل بود،
ﺍﺷﮑﺎﻡ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪ ﺭﻭﯼ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﻡ 
ﺣﻮﺍﺳﺶ ﻧﺒﻮﺩ،ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﺍﺷﮑﺎﻣﻮ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩ
ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ تو ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﻫﻢ گل بود
آنکه تو را میخواهد
به هر بهانه ای میماند

زنده_یاد_حسین_پناهی


کامل پوچ و مطلقا باخت اینه رسم زندگی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 24 دی 1395
بهونه
 دوستی بامن گفت:

شعرهایت زیباست ... قصه ی غصه ی ماست ...

تو سخن از دل ما میگویی ... باز هم شعر بگو ...

دیگری اما گفت: شعر تو تكراریست ...

 ناخودآگاه نگاهش كردم ...

لحظه ای فكر ... تامل ... بعد آن با خنده ... 

در جوابش گفتم:

زندگی تكراریست ... من و تو تكراریم ...

من اگر نو بشوم تنهایم و در این تنهایی ...

درد را می بینم ...

نو شدن بد دردیست و تو خود می دانی

قصه ی غربت و تنهایی را ... پس چرا می پرسی؟

حرف تو شیرین است ...

شاید این حرف دل ما و همه یاران بود ...

ولی این بار غم رسوایی ... كه پدرهامان گفت:

درد بی درمان است ...

:: خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو ::

باز هم میگویم ... كه در این غربت تلخ نو شدن بد دردیست ...

و من از تنهایی خود می ترسم....







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 24 دی 1395
بهونه
من نه عاشق بودم

و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من

من خودم بودم و یک حس غریب

که به صد عشق و هوس می ارزید

من خودم بودم و دستی که صداقت می کاشت

گر چه در حسرت گندم پوسید

من خودم بودم هر پنجره ای

که به سرسبزترین نقطه بودن وا بود

و خدا می داند بی کسی از ته دلبستگیم پیدا بود

من نه عاشق بودم

و نه دلداده به گیسوی بلند

و نه آلوده به افکار پلید

من به دنبال نگاهی بودم

که مرا از پس دیوانگیم می فهمید

آرزویم این بود

دور اما چه قشنگ

که روم تا در دروازه نور

تا شوم چیره به شفافی صبح

به خودم می گفتم

تا دم پنجره ها راهی نیست

من نمی دانستم

که چه جرمی دارد

دستهایی که تهیست

و چرا بوی تعفن دارد

گل پیری که به گلخانه نرست

روزگاریست غریب

تازگی می گویند

که چه عیبی دارد

که سگی چاق رود لای برنج

من چه خوش بین بودم

همه اش رویا بود

و خدا می داند

سادگی از ته دلبستگیم پیدا بود


شعر: جبران خلیل جبران





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 22 دی 1395
بهونه


( کل صفحات : 109 )    1   2   3   4   5   6   7   ...