حالا بیا تو . . .
 
حالا بیا تو . . .
غربت آن نیست که ندانند کجایی و بگیرند سراغت..... غربت آن است که بدانند کجایی و نگیرند سراغت...
درباره وبلاگ


برای زود فرارسیدن فرج ( و ظهور ما ) زیاد دعا كنید ، كه آن همان فرج و گشایش شماست. حضرت امام مهدی (عج)

مدیر وبلاگ : giga
موضوعات
نظرسنجی
چی اضافه کنیم بهتر میشه؟










آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

دانلود آهنگ
انگشتر و جواهرات زیبا


تست آی کیو

با ما با معماهای عالی در تلگرام همراه باشید
پس از باز شدن روی join کلیک کنید
هر روز جند معمای مغز به کار انداز  توپ
================================================
========================
========================
========================

کسب درآمد با بازاریابی برای محصولات فروشگاه
========================

=========================
تبادل بنر با بهونه
بنر ما رو در سلیت یا وبلاگتون بگذارید و بنر خودتون رو برای ما ارسال کنید تا ما هم اقدام کنیم
حال بیا تو ..
 کد
<a href="http://bahooneh.mihanblog.com" target="_blank" title="حالا بیا تو . . ."><img hspace="0" border="0" align="baseline" vspace="0" src="http://media4.picsearch.com/is?bB4YCy_9PPJTsKmyt2YTbAjzPaFtBc3eQ3hXXp9x6RA" alt="حال بیا تو .."></a>




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 19 آبان 1391
giga

تو رو آرزو نکردم
تهِ تنهاییِ جاده
آخه حتی آرزوتم
واسه من خیلی زیاده

تو رو آرزو نکردم
این یعنی نهایت درد
خیلی چیزا هست تو دنیا
که نمیشه آرزو کرد


تو رو تا یادمه از دور
ازهمین پنجره دیدم
بس که فاصله گرفتی
به پرستشت رسیدم

من گذشتم از تبی که
تورو تو خونم ببینم
راضی ام به اینکه گاهی
تو رو می تونم ببینم

نه امیدی به سفر نیست
ازهمین فاصله برگرد
خیلی از فاصله ها رو
با سفر نمیشه پر کرد

عمری پای تو نشستم
که منو حالا ببینی
تو مثل کوهی که باید
منو از بالا ببینی

اینم لینکش





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 4 اردیبهشت 1396
بهونه


✨ توی رواق میشوم 
✨ کنج اتاق میشوم 

✨ بسته به طاق میشوم 
✨ باز ، مقابلم تویی

✨ باده ی ناب میشوم 
✨ شعر و کتاب میشوم 

✨ یکسره خواب میشوم 
✨ باز ، مقابلم تویی . . . 



✨ همدم خار میشوم 
✨ بی کس و یار میشوم 

✨ بر سر دار میشوم 
✨ باز ، مقابلم تویی . . . 



✨ از همه دور میشوم
✨ نقطه ی کور میشوم 

✨ زنده به گور میشوم 
✨ باز ، مقابلم تویی . . . 

پ ن :هر ثانیه ،هر لحظه مقابلم تویی ...






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396
بهونه




تنهایی که همش به این نیست که کسی پیشت نباشه

تنهایی یعنی کسی که دلت میخواد پیشت باشه هیچ وقت نتونه باشه ...

عاشقی که به رسیدنش نیست 

عاشقی یعنی دلت بتپه برای کسی که حتی دیدنشم برات محاله 

عاشقی یعنی اگر صد سالم گذشت حست کم نشه و حتی بیشترم بشه ....

عشق صلح بردار که نیست فقط جنگ نیاز داره ....

اونم از جنس نرمش ....

خیلی جنگ عاشقی زیاده
جنگ بوسیدن 
جنگ در اغوش کشیدن 
جنگ سوپرایز کردن 
جنگ .....
کلا جنگ جنگ تا پیروزی 








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 2 اردیبهشت 1396
بهونه

بر رُخسار هر خورشیدی ، بی لبخندت ابری آمد

بی تو در من سروی خم شد ، در چشمانم حصری آمد

ای رویای بی تکرارم ، شعر تلخی در سر دارم

یادت رد شد ، برگی افتاد از افرایی

ایوان پر شد از تنهایی ، بادی خیزید و آرامید

برفی آشفته می بارید ، دستان هوا از بویِ تو پوچ

برگی افتاد از افرایی ، ایوان پر شد از تنهایی

دستان هوا از بویِ تو پوچ ، رفتی و بی رُخ عاشق تو

لحظه ی غم زده بی گذر است ، بر لب سرد ترانه هنوز

عادت خواهش بی ثمر است ، یادت رد شد

برگی افتاد از افرایی ، ایوان پر شد از تنهایی

بادی خیزید و آرامید ، برفی آشفته می بارید

دستان هوا از بویِ تو پوچ ، برگی افتاد از افرایی

ایوان پر شد از تنهایی ، دستان هوا از بویِ تو پوچ


اینم لینکش





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 1 اردیبهشت 1396
بهونه

به هر کس "نیکی" کنی
او را "ساخته ای"
و به هر کس "بدی" کنی 
به او "باخته ای" 

یه حساب سر انگشتی کردم دیدم همش من باختم 

امیدم ندارم ها یعنی کفه ترازوم پر شده اون قسمت بدی ها رو میگم 

انقدرزیاده که اصلا داره میوفته رو زمین 

اینجا که جهنم هست اون دنیام جهنم خدا جون انصافت شکر 

یکی یه جا رو داره بلاخره 

یکی اینور یکی اونور هردوتا رو نداشته باشی یعنی به چه امیدی اصلا زنده ام من 

کلا میگم من هی التماس میکنم برم جای نفس کشیدن کسی دیگه رونگیرم 

نمیزاره هی تا لب مرز میبره برمیگردونه نمی دونم چرا تحدید که نمیخوام بکنی عین بچه ها 

تکرار نشه هی برم میگردونی اینجا که برای من حلوا خیرات نمی کنن که .....

این دفعه حس خوبی بود تا مرزش که رفتم یعنی حس کردم که نیستم 

دقیق بخوام بگم من خودمو روی تخت بیمارستان میدیدم بیش از ده تا دکتر و پرستار بالای سرم 

یکم رفتم بالاتر خیلی سبک بودم دیوارهارو نمیدیدم 

خانواده ام بیرون واساده بودن از بعضی ها انتظار گریه نداشتم ولی کف زمین افتاده بود انقدر تو سر خودش میزد 

مامان و بابام افتاده بودن رو صندلی فقط نگاهشون به طرف اتاق بود

میدونی انقدر سبک بودم که حد نداشت یه لحظه غم گرفتم ولی لذت سبکی که داشتم تا الان تجربه نکرده بودم 
بالاتر رفتم خیابونها باور میکنی مکان معنی دیگه نداشت 

فوق العاده بود من بالای درخت کنار خیابون نشستم هی نگاه کردم 

بعدش نمیدونم چی شد دوباره برگشتم هی سنگین تر شدم تا فقط بالا سرخودم نشستم 

وبعد سنگین شدم اندازه یک تن باور میکنی ....

برگشتم به این جهنم اولین بار بود که حس کردم دارم میرم 

باور میکنی تا امروز هم سنگینی دارم حس میکنم اعصابم بهم ریخته

دیگه فقط فکر رفتنم ....

دیدی بعضی ها میرن زیارت میگن نمیدونی چه حسی میخوایم بریم دوباره ...

منم دقیق الان همینم .....

  
اینجام باختم والا برده بودم دیگه هم اینجا مزاحمتون نمیشدم 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 31 فروردین 1396
بهونه

گذشت زمان بر آنها که منتظر می مانند بسیار کُند،


 بر آنها که زانوی غم در بغل می‌گیرند بسیار طولانی،


اما بر آنها که عشق می‌ورزند، زمان را آغاز و پایانی نیست.

چقدر حس بدی داره خفگی مطلق میده 









نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 30 فروردین 1396
بهونه

تو روی نیمکتی نشسته ای ان سردنیا که تمام آنچه میخواهی داری و شادی !
یکی هست درابن سردنیا روی نیمکتی نشسته است که تمام آنچه می خواهد تویی!
نیمکت های دنیا را، ظالمانه  چیده اند...



در خموشی های من 
فریادهاست . . .
 
آنکه
  دریابد
      چـه 
        میگویم
           کجاست . . .؟

        




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 29 فروردین 1396
بهونه

ﺑﻌضے ﺁﺩﻡﻫﺎ...
ﻧـﺎﺧﻮاستہ...
ﻫﻤﯿﺸـــہ متهم ﺍﻧﺪ ...

ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺳڪوﺗﺸﺎن...
ﻣﻬﺮﺑـﺎﻧﯿﺸﺎن ...
ﮔﺬﺷﺘـﺸﺎن ...
بی ڪینہ ﺑـﻮﺩﻧﺸﺎن ...
ﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨـﺸﺎن ...

ﮔﻮیی ﺟــان ﻣﯿـﺪﻫﻨـﺪ ﺑـﺮﺍی "ﺍﺗﻬﺎﻡ" ﺑﺴﺘـن...


شاپرک بودم مرا پرواز برد
هر پرم را یک نسیم راز برد

زادگاه من ، درخت بید بود 
سالها همسایه ام خورشید بود 

ناگهان در نور عزلت وا شدم
سایه ام ترسید و من تنها شدم

چشم وا کردم زمانم رفته بود
قایق رنگین کمانم رفته بود

پوپک من از نیستان ها گذشت
کهکشانم از بیابان ها گذشت

اینک ای شب من گیاهی خسته ام
در تب آیینه ، آهی خسته ام

معبدی وا کرده ام روی سجود
با عدم سر میکنم کنج وجود

با گیاهان هم زبانی میکنم
مورها را مهربانی میکنم

دست میگیرم عبور جاده را
سایه های خسته و افتاده را

آخر ای شب سایه من سار نیست
سینه سرخم ، لانه ام نیزار نیست

دفن کن عاشق به سینه درد را
سایه ای ده ، راز شیدا گرد را

اینک ای شب در تو لب وا میکنم
با ستاره درد حاشا میکنم

میگریزم در نسیم ابر و باد
شمع پنهان نهان خاموش باد

شور و حال دفترم نشنوده باد
به که راز دفترم در سینه باد


            





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 27 فروردین 1396
بهونه
امروز قالب گذشته ی وبلاگ گذاشتم حال و هواش عین قدیم  .....امیدوارم از اهنگشم خوشتون بیاد 

این شعر گفتم ولی اسم براش ندارم بدون اسم هست عین بچه ای که هیچ کس نداره اسم براش بزاره این بدبختم همینه 



ای دل بی رمق روبه سوی کجا روانه ای 
اهسته رو اهسته رو تنها میان افسانه ای 

من در میان سیل اشک راه را گم کرده ام 
باران نبار اینبار رو به ویرانه ای 

اهنگ امشب را برایت مو به مو از بر شدم 
گوش ات کجا جا مانده رو به خانه ای ؟

دریای امیدم خشک شد دیدی چقدر اقبالی ام ؟
تنها برو که دگر من یک انتحاریم 

بهونه 
96/1/26





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 26 فروردین 1396
بهونه
امروز نمیخواستم اپ کنم ولی یه اتفاقی افتاد به احترام یک عاشق که از بین رفته و دیگه نیست و فکر میکنم راحت شد گفتم بنویسم 

این داستان نیست زندگی واقعی یه نفره 
یادمه دوم دبیرستان بودم رفتیم خونه دوست بابام مهمونی دفعه اولی بود که میدیدمشون وقتی وارد شدیم دوست بابام خیلی گرم گرفت انقدر ذوق کرد وقتی منو دید بلند گفت چقدر شبیه عشق منی ،عشق من تو این سن این شکلی بود من خندیدم 
گفتم نه خانمتون که شکل من نیست 
بلند گفت نگفتم خانمم گفتم عشقم هی بابام لبشو گاز میگرفت میگفت زشته الان خانمت داغونت میکنه ها به شوخی میگفت امشب تو خیابونی با ما بیا بریم خونمون 
خانمش گفت نه نترسید میدونم عادیه همیشه حرفش هست میدونم
عشقش کی بوده همیشه برای بچه هاش تعریف میکنه عادت کردم خیلی میخندید یواش در گوش مامانم گفت پول بیاره زندگی کنه به ما برسه حالا عشقی که نتونه دستش بهش برسه تو فکرش باشه مهم نیست قهقه میزد 
تعجبم بیشتر شد .....

ناراحت شدم اون روزها خیلی داغ این بودم که خانمها چی کسی حق هیچی نداره 

گفتم ببخشیدها ولی خانمتون ناراحت میشه 
گفت ناراحت چی برد زندگیم داره دل من اتیش میگیره اون ناراحت میشه همه زندگیم ماله خانمم هست جز دلم خ
هر کس که میاد خونمون یا اصلا کسی نیاد تو نشستن و بلند شدنم یادش می افتم 
اشک تو چشمهاش جمع شد و سکوت کرد 
بابام حرف عوض کرد حرف کار اورد وسط

بعد از شام به بابام داشت میگفت اسم فامیلیش بگم میشناسیش فامیلمون بود وقتی گفت 
بابام گفت نه یادم نمیادولی من با تعجب نگاه کردم من شناختم 
مامان دوست صمیمی من بود 
من خونشون میرفتم اونم خونه ی ما می امد 
همونجا بهم ریختم گفتم امکان نداره گفتم من میشناسم همون خانم که دوتا دختر داره یکیش همسن منه گفت اره 
تو خونه ی اونام وقتی رفتم بعد از سومین جلسه کا با دوستم سها درس میخوندیم یه بار مامانش نشست البوم اورد 
من به وجد امدم گفتم وای چقدر کوچلو وجوان خندید گفت 
به چه درد خورد 
زندگی بد گذشته عزیزم یه نصیحت به جفتتون اگه عاشق شدین فقط با عشق زندگی کنید نزارید سوزش نصیبتون بشه 
اون لحظه که فامیلی گفت یاد همین حرف افتادم فهمیدم چقدر عاشق هم هستن حتی الان .....
دوست بابام تعریف کرد بد اوردیم عاشق شدیم باباش مخالفت کرد زود شوهرش داد اون قبول نمیکرد ولی زور اون قدیم زیاد بود 
میدونم الان زندگیش خوش نیست یه نگاه خانمش کرد گفت من از زندگیم راضیم یواش به بابام گفت نگم که چوبم به ابه زدن زیره خنده
امروز دوستم زنگ زد گفت عاشق مامانم دیروز مرد 
وصیتش که خوندن خانمش زنگ زد به مامان گفت بیا عاشقت مرده برات یه نامه گذاشته 
میگفت مامانم اول که قش کرد بعدشم بابام خیلی ناراحت شد ولی نامه زفت گرفت به هیچ کس نشون نداد 
امروز با التماس من یه جمله اش برام گفت 
نوشته بود عزیزتر از جانم راحت شدم منتظرتم تا بیای 

واقعا عذاب بدیه اصلا جهنم برای ادم عاشق همینجاست ...
خوش به حالش راحت شد ....

دوست دارم مراسمش برم نه به عنوان دوست بابام بلکه به عنوان یه هم درد 
به عنوان کسی که میفهمه راحت شدنش یعنی چی 
و بگم بهش مبارک باشه راحتیت برای من بخواه 
مرده ای که دلش شکسته زود جواب میگیره 
عاشق همیشه دلش شکسته اس ....





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 25 فروردین 1396
بهونه


( کل صفحات : 110 )    1   2   3   4   5   6   7   ...