تبلیغات
حالا بیا تو . . .
 
درباره وبلاگ


برای زود فرارسیدن فرج ( و ظهور ما ) زیاد دعا كنید ، كه آن همان فرج و گشایش شماست. حضرت امام مهدی (عج)

مدیر وبلاگ : giga
موضوعات
نظرسنجی
چی اضافه کنیم بهتر میشه؟










چی اضافه کنیم بهتر میشه؟










چی اضافه کنیم بهتر میشه؟










چی اضافه کنیم بهتر میشه؟










جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
حالا بیا تو . . .
ما اولین نیستیم ، اما خاطره انگیزیم




انگشتر و جواهرات زیبا


تست آی کیو

با ما با معماهای عالی در تلگرام همراه باشید
پس از باز شدن روی join کلیک کنید
هر روز جند معمای مغز به کار انداز  توپ
================================================
========================
========================
========================

کسب درآمد با بازاریابی برای محصولات فروشگاه
========================

=========================
تبادل بنر با بهونه
بنر ما رو در سلیت یا وبلاگتون بگذارید و بنر خودتون رو برای ما ارسال کنید تا ما هم اقدام کنیم
حال بیا تو ..
 کد
<a href="http://bahooneh.mihanblog.com" target="_blank" title="حالا بیا تو . . ."><img hspace="0" border="0" align="baseline" vspace="0" src="http://media4.picsearch.com/is?bB4YCy_9PPJTsKmyt2YTbAjzPaFtBc3eQ3hXXp9x6RA" alt="حال بیا تو .."></a>




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 19 آبان 1391 :: نویسنده : giga
نظرات ()
امروز سالگرد وفات یکی از معلمان خوبم بود.
برای اینکه یادی ازش کرده باشم یک بیت شعر که یک روز یادم داده بود رو براتون میذارم...
دنیا همه هیچ و کار دنیا همه هیچ      ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ
ای وای یادم رفته بود... انگار یکی دیگه هم یادم داده بود که اونم میذارم
روزگارست آنکه گه عزت دهد گه خوار دارد     چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد
روحش شاد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 30 شهریور 1395 :: نویسنده : omega
نظرات ()
کاش میشد خاطرات را از سر نوشت

کاش میشد عمر تباح رفته رااز سر گرفت

کاش میشد انتظار چشمها را لمس کرد 

اوج لبخند درونی را ااز درون احساس کرد

کاش میشد ،منتظر بود تا ابد در طول راه

کاش میشد اشکها را پشت در جایی گذاشت 

تویه صندوق یا که تویه بقچه جا گذاشت 

کاش میشد این همه تشویش را محو کرد 

در نبودش شادی و امید را هم خانه کرد 

کاش میشد کاش را تنها گذاشت 

بهونه





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 10 مرداد 1395 :: نویسنده : بهونه
نظرات ()
آلوده باز سکوت است و وحشت داد میزندریزترین صدا ترسی شگرف می آفریندباز سکوت است و دل میلرزدحرفهای نگفته کم نیستند ونگاه از پس هزاران حرف هوار میزندچه بگویم که من در تاریکی جستم در تاریکی خویش جستم و فریادی از خشم ، فریادی از درد و فریادی از عشق یافتم من در این تاریکی جان یافتم اشک دوان دوان می آید و قطره قطره از نا گفته ها می گوید و گل انتظار را آب میدهدچه زیباست گفتن چه زیباست از درون گفتن انکس که میگفت گوشم برای توست باید چشمی به من میدادباید میدیدچه زیباست دیدن ناگفته ها ........و چه تلخ شنیدن ناگفته هابا توام مسافر تاریکی ....... از علی اکبر ثابتیان



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 14 فروردین 1395 :: نویسنده : بهونه
نظرات ()
سلام سال نو به همه تبریک عرض میکنم امیدوارم سال فوق العاده خوبی در کنار خانواده هاتون داشته باشین این روزها خیلی بیحال و بی روح تر شدم حتی شعر گفتن هم برایم محال شده چه بر سر ادم می اید ... نگاه که به گذشته می کنم چقدر پر جنب و جوش و شاد زمان هنوز یک دهه هم نشده که گذشته ولی انگار صد سال پیر شدم پیری است دیگر ..... قدر لحظه های جوانی داشته باشید .... سن به شناسنامه نیست به دل ادم هست .... موفق و موید باشید انشا ایام عید چطور گذراندید هم بنویسید خیلی باحاله خوندنش جدامیگم بعدا بشینید هی بخونید..... پ ن : کلا من حالش ندارم شما بنویسید من بخونم



نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 7 فروردین 1395 :: نویسنده : بهونه
نظرات ()


باورش کمی سخت است

اما باور کن پدرانمان هم

تمام شب های مهتابی عاشق بوده اند

وقتی به دود سیگارشان خیره می شدند و

باد در پیراهن بلند زنی می وزید

که بهار نارنج می چید و

به مردی که _ فرض کن _

برای تماشای بهار آمده،

لبخند می زد.

 

باورش کمی سخت است، می دانم

اما بارها به ماه گفته ام طوری بتابد

که بغض راه گلوی پنجره ای را نبندد

مخصوصا اگر باد

با خاطره ی بلند پیراهن زنی وزیده باشد

 

بارها گفته ام این شهر بهار ندارد

باغ ندارد

بهار نارنج ندارد

و آدم اگر دلش بگیرد

دردش را به کدام پنجره بگوید

که دهانش پیش هر غریبه ای باز نشود؟

 

"لیلا کردبچه"





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 9 آذر 1394 :: نویسنده : بهونه
نظرات ()



وجدانهای خفته
اشک های سرازیر
دستهای ناتوان
دلهای غمین
هیچ کدام را دوست ندارم
ولی با آنها زندگی می کنم
چه بر سرمان می اید
چه پیش می اید
چی عوض می شود
چی جابجا می شود
نمی دانم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
تنها چیزی را که می دانم زندگی است
باید زندگی کرد،زندگی
و باز همان حرفهای قشنگ ......
........... دلها را جمع کنید
و سامان را بخرید
با عشق
با دوستی
با صفا
با صمیمیت
ساز مهربانی را در کوچه ها بزنید
نترسید
نلرزید...
آآآآآه
من کمکان در رویا ها غوطه ورم
کاش .........

 

علی اکبر ثابتیان





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 2 آذر 1394 :: نویسنده : بهونه
نظرات ()

 

همیشه گوشه هایی ، اتفاق هایی از گذشته‌ها هست که وادارت می‌کند دوباره و چندباره زنده شان کنی، انگار نتوانسته ای آن واقعه را در

 

 زمان خودش آنطور که باید ببینی و یا زندگی کنی. انگار گوشه ای یا لحظه هایی از آن را نبوده ای و جامانده ای. شاید برای همین است که آن

 

 گذشته‌های دور، گاه و بی گاه، خودشان را به دیوار ذهن می‌کوبند که زنده کن ما را!

 

اندوه_مونالیزا





نوع مطلب : حرف دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 20 آبان 1394 :: نویسنده : بهونه
نظرات ()

وقتی که تو نیستی

وقتی که تو نیستی دنیا       چیزی کم دارد.... . 

 

من فکر می کنم در غیاب توهمه ی خانه های جهان خالی ست،

 

همه ی پنجره ها بسته است ،

اصلا کسی                 حوصله آمدن به ایوان عصر جمعه را ندارد....  

واقعاوقتی که تو نیستی آفتاب هم حوصله ندارد راه بیفتد                                   

        بیاید بالای کوه ،اما دیوارهاتا دل ات بخواهد بلندند سرپا ایستاده اندکاری به بود و نبود نور ندارند،سایه ندارند.... 

من قرار بودروی همین واقعافقط روی همین واقعاتاکید کنم!بگویم:واقعا        وقتی که تو نیستی         

                          خیلی ها از خانه بیرون نمی آیند...

 واقعاوقتی که تونیستی،من هم               تنهاترین اتفاق بی دلیل زمین ام......

 واقعاوقتی که تونیستی،بدیهی ست که تو نیستی! 

 سید علی صالحی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 19 آبان 1394 :: نویسنده : بهونه
نظرات ()
سفر همیشه پایان دارد بلاخره یه روزی یه جایی دیگه تموم میشه .... ولی بعضی از سفرها تا اخر باقی می ماند حتی وقتی که کلا چشم از دنیا بسته میشه و مرگ فرا میرسه . این سفرها خیلی کم هست و هر کس با لیاقت باشه کوله بارش میبنده و میره سفر ، جدا دل میخواد همه نمی تونن بیان فقط گلچین شده ها وافعا خدا عاشقشون شده و بعد انها... چه عشق والایی از عشق به زمینی ها هیچ سودی نمی مونه جز غصه و افسوس ...ولی از عشق به خدا سفری بی پایان به یادگار می ماند. (خوشا آنانکه الله یارشان بی)( بحمد و قل هو الله کارشان بی )(خوشا آنانکه دایم در نمازند )(بهشت جاودان بازارشان بی) خوشا به حالشان ...



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 13 آبان 1394 :: نویسنده : بهونه
نظرات ()
شقایق را نگاه کن چقدر زیبا کنار ان گلبرگ های خونینش عزادار هم هست تمام گلبرگهایش عزادار و سیاه در کنار ان قرمزی دلربایش سیاهی ابدی هم حکم فرماست . شاید برای این نماد انسانهای عاشق شده شاید..... زود رنج و حساس انقدر حساس که وقتی بک باد به گلبرگهایش سیلی بزند جدا می شود و زندگی اش را به اتمام میرساند. اشکهای اسمان که به رویش چکیده میشود خمیده میشود و دگر تاب و توان برای ادامه حیات ندارد. گل عاشق گل شقایق ..... (عاشقی گر خودش یک چاره داشت خود ،خودش درمانگر قهارداشت افسوس .......( راستی دشت شقایق کجاست؟ میخواهم انقدر نزدیک باشد که در ان سفره ی دل باز کنم و انچنان پروازی که دیگر زمین برایم جا نداشته باشد پرواز روی گلبرگهای داغدارش و من خود صاحب عزای ان دشتم ........ عمر من در یک نسیم بد نواز به پایان میرسید



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 9 آبان 1394 :: نویسنده : بهونه
نظرات ()


( کل صفحات : 107 )    1   2   3   4   5   6   7   ...